X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

راه راستی ایرانی

   راه راستی ایرانی

      در جهان دگرگون امروز،  ایران عزیز مانند همیشه تاریخ توسط دشمنان رنگارنگ به اشکال مختلف تهدید می شود، وظیفه تمام روشنفکران و مبارزان است که گذشته و آینده را در جای جای ایران به هم پیوند دهند،  تا افق روشن برای این سرزمین وسیع و زیبا رقم خورد.  داشتن نگرشی جان گرفته با انقلاب انسانی و مسلح شده به دمکراسی و فدرالیسم ملی تاریخی در جهت رشد و تکامل تاریخ اجتماعی ایران بزرگ مهم ترین کار سازمان های قرن 21 و سر گروه های نوین است.  در ضمن نباید ساده نگری کرد و استعمار و امپریالیست را دست کم گرفت،  کار گزاران و چهره های استعمار در نزدیکی ها و اطراف ما هستند،  اما خرد جمعی ایرانی پر بار با دانایی قرن 21 مانند همیشه آنها را شکست می دهد و حتماً موج های نو ایرانی بر آمده از پویایی و شکوفایی جوانان ایرانی در این قرن سنت گریزی آنها را برای همیشه به زباله دان تاریخ می فرستد.

     بنا بر این وظیفه همه ایران دوستان عزیز است که با مطالعه وبلاگ های انوش راوید ، راه راستی و درستی و حقیقت را در تاریخ بشناسند و در راه بر داشتن دروغ های تاریخی همراه شده و گام های استوار بر دارند.  فردایی که ما در پیش داریم بر گرفته از آهنگ تاریخی ماست،  در سازمان آینده بینی به آن اشاراتی کرده ام امید است برای یافتن بهترین روش راه راستی و نگرشی نو به قرن جدید در کارگاه فکر سازی نظریه پردازی هایی در خور توجه جهانی ارایه داده شود.  بدلیل علم جغرافی ـ تاریخ از ابتدای قرن 16 میلادی ایران با بدست آوردن ایدئو لوژی ملی منسجم از بقیه کشور های منطقه در رفتار های اجتماعی پیشی گرفت که در ساختارهای تاریخ اجتماعی نوشته ام و این برتری باعث شد ایرانی ها سرمشق دیگر ملل باشند،  این وضع تاکنون با شدت ادامه داشته و خواهد داشت.

      در فضای انبوه دروغ و نیرنگ که فرد گرایان و خود نماها با انواع ترفند های عوام فریبانه دروغ ها را می سازند و دشمنی را تقویت می کنند،  وبلاگ های انوش راوید مرکز ثقل مبارزه با دروغ های دشمنان تاریخی ایران شده است که در جدالی سخت در راه راستی و درستی پیش می رود.  یکی دیگر از خواسته های راه راستی گرفتن مطالبات تاریخی عقب افتاده است،  وظیفه همگان می باشد که نسبت به آن اقدام کنند،  چگونگی آنرا با مطالعه و پیگیری این وبلاگ و با ذوق و سلیقه خود بدست آورند.  همه چیز در جهان تحت کنترل امپریالیست است که توسط امثال،  فراماسون ها،  کمیته 300 ، بیلدر برگ و غیره اعمال می شود و چه بسیارند افراد خود فروخته که احمقانه با این دشمنان بشریت همکاری می کنند. ادامه دارد

     در زیر شرح مبارزات افرادی از بزرگان و قدیمی های خاندان خود را نوشته ام،  بزودی چند تن دیگر که در راه مردم و ایران فدا کاری کرده و جان باخته اند می نویسم.

   حاج میرزا حسین یحیا کرمانشاهی

      به مناسبت 130 مین سال روز تولد یکی از سرداران ملی ایران این متن را تهیه نمودم،  سرداری بزرگ که در رقابت های سیاسی همیشه طرف مردم را داشت و توده ها هم او را حمایت می کردند.  بهمین جهت نام او را کمتر در کتاب های تاریخ می بینیم،  شاید این کار هوشیاری دشمن و کم توجهی ما را می رساند که  استعمار و امپریالیست  نمی خواهند سرداران ملی را مردم بشناسند.  

     حسین سال 1254  در خانواده بزرگی از مردم کرمانشاه بدنیا آمد آموزش های ابتدایی را در مکتب خانوادگی سپری کرد و برای آموزش های عالی دینی به نجف عراق رفت.  از همان آغاز جوانی در فعالیتهای سیاسی شرکت می کرد،  و از عشق ذاتی و ملی مردم ایران بزرگ  به  دمکراسی و آزادی خبر داشت.  سال 1287 در پایتخت ایران با دختر حاج آقا حجۀ الاسلام زنجانی از اهالی زنجان که در تهران بسر می برد ازدواج نمود و ثمره آن 5 پسر و 4 دختر بود که یکی از پسران به نام منوچهر که پدر نگارنده انوش راوید می باشد،  فامیل خود را به راوید تغییر داد.  او مردی بلند قد 190 سانتیمتر و باریک بود و سوار کار و تیر اندازی برجسته،  مسیر کرمانشاه تا تهران را با تعویض دو یا سه اسب یک روزه می پیمود.

     فروردین 1289 برابر 1910 مجلس شورای ملی دوم گشایش یافت،  در این زمان شاه ایران احمد شاه بود.  آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی  از جانب مردم غرب ایران نماینده این مجلس بود.  در آن مجلس پنج نفر معمم نماینده بعنوان هیئت نظارت بر مصوبات مجلس بودند که قوانین بر خلاف اسلام نباشد و حاجی یک از آنها بود.  حاج میرزا حسین برای تاسیس حزب دمکرات اقدام کرد،  برای اولین بار در تاریخ ایران حزبی بنیان گذاری شد که در خارج مجلس طرفداران فراوان داشت و می توانستند نمایندگانی داشته باشند و در کل به رفتار های مجلس نظارت داشته باشند.

      سوم دی 1290 برابر 24 دسامبر 1911 ناصرالملک که پس از در گذشت عضدالملک بسمت نایب السلطنه تعیین شده بود بطور ناگهانی مجلس را بسته و سران دو حزب دمکرات و اعتدال را به قم تبعید کرده و جراید را توقیف کردند.  مجلس دوم بسته شد و نمایندگان تبعید و پراکنده شدند،   منجمله سران حزب دمکرات و حاج میرزا حسین رهبر این حزب که اواخر تابستان همین سال برای مبارزه و سازماندهی به غرب ایران و سپس به دعوت علمای دینی به نجف در عراق کنونی رفت.  مجلس دوم در عمر کوتاه خود با بحران های سخت مواجه بود و در برابر انواع مشکلات داخلی و خارجی به فعالیت خود ادامه می داد،  قوانین مهمی در این مجلس وضع شد،  منجمله،  قانون حفظ الصحه و آبله کوبی،  قانون ثبت اسناد و قانون حکومت نظامی.  بعد ها بسیاری از کارها و قوانینی که مردم در مجلس وضع کرده بودند به رضا شاه نسبت دادند،   دشمنان دروغ های بسیاری هم در این زمان یعنی اوایل قرن 20 به تاریخ ایران وارد کردند.

      تابستان 1290 برابر 1911 فوج هایی از نیرو های نظامی روسیه تزاری با کمک عثمانی برای فتح تهران و سرنگونی دولت حرکت کردند،  حاج میرزا حسین با جمع آوری 800 نفر از سپاه ملیون به مقابله آنها شتافت و دشمنان بشدت منهزم و فراری شدند.  بعد از این سرکوب دشمن،  حاجی ضمن ساماندهی مبارزان تهرانی که کاری مشکل بود بسمت غرب رفت تا امکانات و نیرو های محلی بیشتر برای حفظ قدرت مردمی پایتخت بیاورد،  همچنین آذوقه برای تهران گشنه تهیه نماید.

     پس از تعطیل مجلس دوم دوره فترت سه ساله پیش آمد و ناصرالملک حکومت مطلقه داشت.  روسها انواع تعدیات را به مردم ایران نمودند،  وقایع مهم این سه سال عبارت است از قتل عام تبریز و بدار آویختن آزادی خواهان بدست روسها در تبریز به توپ بستن گنبد مطهر حضرت رضا در مشهد از طرف روسها تبعید آزادی خواهان پایتخت،  تحصیل امتیازات و تعهدات از دولت ایران از طرف روس و انگلیس که در نتیجه مردم ایران را دچار یأس و نومیدی گردانید و از هنگام تعطیل مجلس تا آغاز جنگ اول جهانی ایران کاملاً در تحت نفوذ و فشار شدید دولت روسیه تزاری قرار داشت.

     مدت سه سال روسها باشدت به سرکوب آزادیخاهان و مردم نیمه شمالی ایران مشغول بودند،  و انگلیسها در جنوب به غارت می پرداختند.  تیر 1293 احمد شاه قاجار تاجگذاری کرد.  سال 1914 آغاز جنگ اول جهانی و باز گشت حاجی میرزا حسین از نجف به غرب ایران بود.  سیزده آذر 1293 برابر با ژانویه 1915 گشایش مجلس سوم،  هنوز شمال و جنوب ایران در اشغال روس و انگلیس بود.  مجلس سوم در ابتدا کار بیطرفی ایران در جنگ اول جهانی را اعلام کرد.

       سال 1916 دشمنان با نفوذ به ایل بزرگ کلهر و طایفه های مختلف در غرب ایران با ترفند آنها را دو گروه کرده و به جنگ نا آگاهانه با یکدیگر مجبور کردند که حاج میرزا حسین با میانجی گری دو گروه را متحد ساخت و بعنوان خان کل برگزیده شد،  و نیروی عظیمی از ایل ها و طایفه های غرب ایران تشکیل داده و به قصد فتح تهران و تمام کردن کار دشمنان داخلی و خارجی مردم ایران حرکت کردند.  سالهای 1916 تا 1921 برابر 1295 تا 1299 دوره فترت و فئودالیسم در ایران بود که  استعمار و امپریالیست نو  با دخالت آشکار حکومت مرکزی را از بین برده بودند و به هر کاری دست می زدند.  آگاهان و دلاوران ایران با امکانات ملی با آنها مبارزه می کردند ولی جاسوسان دشمنان و  کارگزاران و چهره های استعمار  در همه جا بودند.  حرکت دادن نیرویی عظیم مرکب از هشت هزار نفر جنگجو از غرب برای اشغال تهران و برنامه برای همزمانی در پشتیبانی مجاهدین تهران که پنج سال پیش به فرماندهی حاج میرزا حسین،  روس و عثمانی را نابود کرده بودند،  کار مهمی بود.  این نیرو می خواستند حکومت مشروعه ملی اعلام کنند تا انتخابات دمکراتیک برگزار شود،  ولی عوامل انگلیس می گفتند این حرکت بنفع عثمانی تمام خواهد شد.  عثمانی ها را در جریان خالی شدن غرب از نیروی مجاهد و مردمی قرار دادند،  عثمانی ها احمقانه برای اشغال آن دیار حرکت کردند.  عثمانیها با نیروی زیاد به ایران تجاوز کردند،  آنها در ترفند انگلیس افتاده بودند و نیرو های پشتیبانی خود در عراق را به ایران کشاندند.  حاج میرزا حسین به مجاهدان و نیرو های ملی دستور تعویض مسیر حرکت دادند تا با آنها به جنگ  بپردازند،  و به این ترتیب اشغال تهران منتفی شد.  سال 1916 حاج میرزا حسین با کمک خواهر دلاورش معصومه خانم فرماندهی پارتی زانها را برای مقابل با تجاوز عثمانیها در غرب ایران داشتند که به شکست و نابودی عثمانیها و روس ها در سال 1917 منجر شد.

    سال 1918 حاج میرزا حسین در تهران به سازماندهی توده ای برای بدست گرفتن حکومت انقلابی مردمی مشغول بود،  ستاد این فرماندهی در باغ و منزل حاج میرزا حسین واقع در محله حسین آباد تهران بود که خود حاجی آنرا آباد کرده و به نام خوش حسین آباد می گفتند،  و جنب پادگان عشرت آباد بود. انگلیس از ترس این حرکت ملی و مردمی که در آن همه گروه های اجتماعی شرکت داشتند رضا خان را علم کرد.  یکشنبه سوم اسفند 1299 برابر با 22 فوریه 1921 ورود قزاق های رضا شاه به نقاط مختلف تهران و دستگیری 80 نفر از رجال سیاسی و دینی و تبعید و زندانی کردن آنها. 

     اول تیر 1300 پس از هشت سال دوره فترت و هرج و مرج و دخالتهای استعمار،  اندکی آرامش آمد،  تا استعمار نفسی تازه کند و با گام های امپریالیستی جدید وارد کار زار ظلم شود.  در این دوره آیت الله حاج میرزا حسین یحیا کرمانشاهی که در واقع رقیب شکست خورده رضا خان بود خانه نشین شد و مانند بسیاری دیگر از مردان دینی آن زمان نمی توانست لباس روحانی بپوشد،  خود نیز بدلایلی تمایل نداشت،  و در سال 1308 با دریافت جواز وکالت به کمک مردم در امور عادی پرداخت.  سال 1334 حاجی در سن 80 سالگی بعد از چند سال بیماری فوت نمود.

   

   عکس مرحوم حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی،  عکس شماره 201.

  

   عکس حاجی و خانم دوران بازنشستگی،  عکس شماره 214.

 حاجی همیشه می گفت دنیا از آن ظالم ها نمی شود،  و اگر آنها مظلومی بکشند خود هزار بار خواهند مرد.

   آقای محمد امامی

      مرحوم سید محمد امامی پدر بزرگ نگارنده انوش راوید می باشد،  در جوانی با این پدر بزرگ گفتگو های تاریخی و ادبی داشتم،  در مشاعره فوق العاده بود و تقریباً همه شعر ها را حفظ بود.  تاریخ را بدرستی می دانست و تحلیل می کرد و از اینکه عده ای تاریخ دان دانشگاهی دارند دروغ هایی که  کار گزاران و چهره های استعمار  نوشته اند بخورد مردم می دهند دلخور بود،  و از نفوذ  استعمار و امپریالیست  خیلی نگران می شد.

     محمد سال 1274 در یک خانواده متمول متولد شد،  پدر او روحانی معروف شهر همدان بود،  که بعد ها آن سید از جانب رضا شاه به طالقان تبعید شد.  محمد در سن 22 سالگی داخل نیرو های ملی و مردمی گردید و برای مبارزات به تهران کشیده شد.  او شاعر و سخنوری ملی بود و اشعار حماسی میهنی می خواند،  ادبیات را خوب می شناخت و می دانست.  در جوانی به عشق بر پا شدن حکومت ملی و مردمی هم راه روشنفکران دیگر تلاش می کرد،  ولی با کودتای رضا شاه مواجه شد و با احساس شکست در کار سیاسی به تجارت مشغول گردید.  در تجارت فرد موفقی بود،  و به ملک التجار معروف شد،  تجارت عمده چوب را برگزید که در آن زمان تمام خانه ها با چوب ساخته می شدند.

      در تمام مدت حکومت رضا شاه فعالیتهای سیاسی تعطیل شده بود ولی در ابتدای جنگ دوم جهانی دو هواپیمای متفقین چند بمب در پادگان های تهران انداختند.  ارتش رضا شاه که تا آن زمان مردم را تهدید می کرد و شاخ و شونه می کشید و می کشت در مقابل یک حمله کوچک چند بمب و چند کامیون سرباز پا به فرار گذاشت،  سربازان فراری فریاد می زدند،  فرار فرار متفقین حمله کردند!!.  افسران عالی رتبه از ترس لباس های فرم و نظامی خود را در باغچه های خانه ها چال کردند و حتی تفنگ ها را در جوی آب انداخته بودند.  در این زمان عشایر با اسبهای ارتش و تفنگ در دست خوشحال بسوی سرزمینشان می رفتند.  آقای محمد امامی در یکی از محلات قیمتی تهران به نام دروازه شمیران خانه ای بزرگ و بنگاه داشت،  این محل نزدیک پادگان عشرت آباد بود،  ایشان و فرزندان بزرگ او نظاره گر بودند.

         آقای محمد امامی در منزل خود ستادی  دمکراتیک مردمی  تشکیل داد تا به این فراری ها کمک کنند تا به روستا های خود بروند و دلاوران و آگاه هان را گرد آوری و سازماندهی کرده تا اقداماتی جهت حفظ امنیت کنند و خدمات اجتماعی و فرهنگی و ملی مردمی را انجام دهند،  شاید هم بتوانند حکومتی نو را بنیان گذارند.  در آن زمان دولتی وجود نداشت،  مانند همیشه مردم بودند و مردم.  مرحوم محمد امامی ده فرزند داشت پنج پسر و پنج دختر که مادر من یکی از آنها می باشد،  تمام فرزندان در قید حیات هستند و از استرالیا تا تهران و آمریکا زندگی می کنند.

       آقای محمد امامی می گفت، تاریخ همیشه غافل گیر کننده است،  تاریخ های دروغی ادبیات دشمن و تاریخ واقعی عظمت مردم و ایران بزرگ می باشد.

 

   عکس مرحوم آقای محمد امامی و خانم،  عکس شماره 217.

      آقای محمد امامی با قدی بلند و قوی و قهرمان شمشیر و قمه زنی در تهران بود.  عکس حدود چهل سال پیش پدر بزرگ و مادر بزرگ انوش راوید در منزل قدیمی آقای امامی.  در گذشته ها یکی از مهمترین ورزشها مسابقه قمه زنی و شمشیر بازی و پرتاپ نیزه بود که ریشه تاریخی در دلاوری ایرانیان دارد،  سوار کاری جایگاه خود را داشت.  این ورزشها همراه انواع کشتی ها،  اجازه تجاوز نظامی دشمنان را به ایران نمی داد،  جمع بودن دور هم و فرهنگ عمومی دلاوری و گرد هم آمدن بزرگترین و منحصر ترین تمایل تاریخی ایرانی است.  

   معصومه خانم

      سا ل 1916 ، سربازان  عثمانی از گروه  متحدین جنگ  اول جهانی، غرب ایران را اشغال کردند.  بدلیل عدم کفایت دولت وقت، ونبود ارتش، دشمن ضمن جنگ با نیرو های محلی، کرد و ترک و فارس و غیره، وارد مرکز حکومتی غرب ایران، شهر همدان شد.  در گرگ ومیش هوا، دم تاریکی، به ارک حکومتی رسیدند، و آنجا را خالی از مردان دیدند، زیرا  قاجارکها و نوکرانشان، از آنجا  فرار کرده بودند.  سپس دشمن به قسمت داخلی  و اندرون ها رفتند.  چون دربهای قلعه اندرونی بسته بود، و آنها  قصد غارت داشتند، از دیوار پریدند، غا فل از اینکه  شیرزنی دلاور و قهرمان، از سرزمین ایران بزرگ  با تفنگی از حوضچه خالی از آب و لابلای شمشاد ها آنها را هدف قرار میدهد.  فاصله این حوض تا دیوارها، حدود 50 ، متر بود.  هر عثمانی که سایه سیاهش بالای دیوار ظاهر میشد، هدف تیر قرار می گرفت.  پس از کشته و زخمی شدن  بیست، یا سی  نیروی عثمانی، و با ورود گروهان عثمانی، دیگر جنگ یک تنه را محا ل بود.  آن دلاور زن ایرانی به کنار بقیه زن وبچه ها آمد، و کود کی در دست گرفته، و مثل بقیه و البته الکی گریه و زاری می کرد.  دشمن بدنبا ل چندین مرد تیرانداز می گشت.

      بعد از ظهر آن روز، قبل از ورود عثمانیها به حکومتی، زنان طلا و جواهر و وسایل قیمتی  خود را جدا گانه، و یا چند نفره، در جا هایی از آن  ساختمان و باغ، پنهان و چا ل کرده بودند، حتی در زیر زمینی مقدار زیادی کتاب، اسنا د وسایل دیگر قرار داده، ودرب آنرا  گل اندود کردند، تا دست دشمن نیفتند.  دشمن چون غنیمتی نیافت، و بشدت ترسیده بود،  آن شب از حکومتی عقب نشینی کرد.  این شیر زن دلاور، معصومه خانم  خواهر پدر بزرگ  انوش راوید،  حاج آقا میرزا حسین یحیا کرمانشاهی بود.  همان شب و روز بعد زنها و بچه ها، دست خالی هر یک بسویی رفتند، و در مدت  کوتاهی دشمن ارگ و حومه آنرا خراب کرد، حتی درختان تنو مند را نیز  قطع کردند.  دشمن ایران زمین، در مدت کوتاه اشغال آن قسمت ها، تلفات بسیار داد، در هر جایی، هر کوچه ای و جاده ای آنان را می زدند و می کشتند.  تاریخ دلاوریهای ایرانیان را ارج داریم، و این مقدار زیاد و احمقانه تاریخ دانان و تاریخ گویان، از کتابهای دروغی اجنبی نگویند.  مثلا می نویسند  انگلستان عثمانی ها را شکست داد، و از عراق  بیرون کرد،  ملتها دشمن را شکست دادند.  شاید بگویند، چرا مدتها که عراق  در اشغال عثمانی بود، مردم عراق آنها را نزدند،  دوره بورژوازی و فئودالی سنتی و محلی، با دوره نزدیکی با  استعمار و امپریالیست  فرق دارد.  در آن زمان ایران در بدو ورود به دوره فئودالی از سازمان قبیله ای بود،  ولی عراق هنوز در سازمان قبیله بسر می برد.  این ما جرا را مرحومه خدا بیامرز، معصومه خانم حدود سی و پنج سال پیش برایم  تعریف کرده، و این شیرزن در زمان دلاوری و تیر اندازی 25 سال داشت،  و او مدتی در همان حوالی  دشمن را می زد، وسپس به تهران آمد، و در چمبره هزار رنگ سیاست خانه نشین شد.  آیا بنظر شما، با این  قبیل  دلاوریهای مردم، اسکندر و چنگیز حقیر، قابل قبولند، حتی با اندک  فهمی دروغشان مشخص است.  آنها که میگویند، این اشغال های تاریخ واقعیست، خیلی کم دارند.  تاریخ واقعی گنج ملت، و تاریخ دروغی  ادبیات ملت دیگر است.  آیا شما دلاوران تاریخی در خانوده خود دارید؟

*

   عکس معصومه خانم در 1350 تهران،  55 سال بعد از نبرد یک تنه با گروهان عثمانی،  عکس شماره 219.

   منوچهر راوید

      پدر نگارنده این وبلاگ،  در سال 1304 خورشیدی در خانواده پرجمعیت حاج میرزا حسین بدنیا آمد،  تحصیلات دبستانی و دبیرستان و دانشگاهی خود را در تهران گذراند.  بعد از خدمت سربازی به استخدام وزارتخانه کار و امور اجتماعی آن زمان درآمد،  و از همان ابتدا پست های مهمی را گرفت،  که در تولد در تاریخ نوشته ام.  از سال 1355 خورشیدی می دانست که داستان ایران چه می شود،  به جل و چلاسر مهاجرت کرد،  و در باغ وسیع خودش ضمن کار کشاورزی و باغداریٍ،  به سرودن شعر های عرفانی پرداخت.  در جل و چلاسر با یاری همسر خوبش بانو مهین امامی،  همیشه پذیرای مهمان های بیشمار فامیل و دوست و آشنا بوده و می باشد.

      مکتب عرفان و شعر،  تألیف:  منوچهر راوید،  زمستان 88

     دانلود کامل در اینجا،

*

   عکس تاریخی حدود 50 سال پیش منوچهر راوید در اداره کار با حرف R مشخص است،  و جلسه ای با حضور چند کارگر شرافتمند،  عکس شماره 232 .

   کلیک کنید:  تاریخ پدافند ملی ایران

   کلیک کنید:  سرداران نامی تاریخ ایران

   کلیک کنید:  استراتژی ملی مردمی ایران

     توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید  Anoush Raavid

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir

وبسایت ارگ انوش راوید