X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

نویسندگان و ادیبان تاریخ معاصر ایران

نویسندگان و ادیبان تاریخ معاصر ایران

پیش گفتار

این صفحه به مرور پست می شود

رسول اورنقی ‌کرمانی

      ارونقی کرمانی به سال ۱۳۰۹ در کرمان متولد شد، اما کودکی خود را در تبریز سپری کرد. ظاهرا کرمانی برخلاف نام شهری که به عنوان پسوند فامیلی خود یدک میکشید، بیشتر از زندگی در تبریز تاثیر پذیرفته بود، او بعدها این تأثیرات را در بهترین اثرش "گلین" تا اندازه ای بازتاب داد. اما جوانیاش را در تهران گذراند و همانند بسیاری از پاورقینویسان دهه 30، کار خود را با خبرنگاری  و روزنامه نگاری آغاز کرد؛ بیست و دو ساله بود که پایش به نشریات و از جمله روزنامه اطلاعات کشیده شد و تقریبا تا پایان فعالیت مطبوعاتیاش همانجا ماند و عمده داستانهایی هم که نوشت برای مجلات این سازمان و به ویژه مجله اطلاعات هفتگی بود. رفته رفته از خبرنگاری روزنامه اطلاعات به مقام سردبیری مجله اطلاعات هفتگی رسید که خود از مهمترین نشریات سازمان مطبوعاتی اطلاعات به حساب میآمد و از تیراژ بالایی برخوردار بود که البته بخشی مهمی از همین تیراژ مدیون پاورقیهای عاشقانه  و البته پرحادثهای خود او بود.

تصویر رسول ارونقی کرمانی،  عکس شماره 7938 .

       از جمله آثار ارونقی کرمانی به موارد زیر می توان اشاره کرد: "افسانه های مادر من"، "عشق دلقک"، "نگین" (۱۳۴۲)، "خروس چهل تاج" (۱۳۴۳)، "دلهره" (۱۳۴۳)، "شهر باران" (۱۳۴۲)، "دختر شالیزار" (۱۳۴۳)، "گلایل وحشی" (۱۳۴۴)، "در تهران کفش پاشنه بلند نخواهم پوشید" (1343)، "یک آدمکش اجاره داده میشود"، "ساعات نا امیدی"، "گریز پا"، گلین (۱۳۴۹)، "امشب دختری می میرد" (1341)، "آواره" (1342)، "نفرین" (۱۳۴۳)، "شب و هوس"، "شبی که سحر نداشت"، "فرزندان شیطان"(۱۳۴۹)، "زندگی قصه می سازد" (۱۳۴۵)، "زورق طلایی" (1344)، داستان "بابا نان داد" (1349)، "سال های شتاب" (۱۳۵۲) و "خاطر خواه" (۱۳۵۱)  است.

      رمان های عامه پسند نوین، از پاورقی ها آغاز شدند. پاورقی های یکی دو صفحه ای که اول در مجلات خانوادگی چاپ و بعدها به کتاب تبدیل می شدند. چهره های برجسته پاورقی نویس ایران، عبارت بودند از: ذبیح الله منصوری، حسینقلی مستعان، محمد حجازی، حسین مسرور و رسول ارونقی کرمانی. ارونقی به مدت 13 سال سردبیر اطلاعات هفتگی بود. وی تعدادی اثر جریان ساز عامه پسند هم نوشته است. اما مهم ترین کار او بدون شک "امشب دختری می‌میرد" بوده است که بارها از سوی نویسندگان بعدی مورد تقلید قرار گرفت.

      یکی دیگر از بهترین آثار ارونقی کرمانی بیشک  گلین (عروس) بود، پاورقی ای که در آن موفق شده است گوشههایی از آداب رسوم مردم تبریز را در دل داستانی عاشقانه بازتاب دهد، او در یکی دیگر از آثار موفق خود "زورق طلایی" که آنهم ریشه در خاطرات و تجربه زندگی در تبریز داشت، داستانی عاشقانه را در جذام خانه این شهر روایت کند که این همان جذام خانهای است که در فیلم خانه سیاه است به کارگردانی فروغ فرخزاد، مورد استفاده قرار گرفته است. داستان های ارونقی در عین برخورداری از مایههای عاشقانهای که برگرفته از زندگی مردم کوچه و بازار هستند، به شرح ناکامیها و ناهنجاریهای جامعه در قالب بافتی ماجراجویانه و با رنگ و بویی از جنایت نیز همراه است. نثر او ساده و بدور از غنا و روایتهایش خطیست و کمتر به عمق میرود.

      ارونقی کرمانی "امشب دختری میمیرد" را در ۳۲ سالگی در مجله اطلاعات هفتگی منتشر کرد، اثری که شهرتی بسیار برایش به همراه آورده و تکانی هم به تیراژ اطلاعات هفتگی داده بود. این پاورقی چنان سر زبان ها افتاد که به الگوی مادر برای برخی از پاورقیها که در سالهای بعد منتشر میشدند، بدل شد، تا نه فقط از حال و هوا و مضمون آن که از نامش نیز برای تضمین موفقیت تقلید کنند! ارونقی پس از پیروزی انقلاب به امریکا مهاجرت کرد و در آنجا برای ایران تایمز مطالبی مینویسد، او همچنین ترجمههایی از آثار ماکسیم گورکی و الکساندر دوما در کارنامه خود دارد. رمان "شبی که سحر نداشت" اثری دیگر از ارونقی است که با مضمونی تاریخی برخوردار است که با نام خود او در سالهای اخیر منتشر شده است. در سال ۱۳۵۲ امیر شروان از پاورقی"خاطرخواه"، فیلمی با بازی فروزان و ناصر ملک مطیعی ساخت. قبل از آن نیز در ۱۳۴۸ فیلمی از روی پاورقی "امشب دختری میمیرد" به کارگردانی مصطفی عالمیان، با بازی فروزان و تقی مختار ساخته شده بود که آن نیزدر جذب مخاطب کم و بیش موفق بود، هرچند توفیق "خاطرخواه" را نداشت.

      منابع برای مطالعه بیشتر:

  1 ــ  ایرج بابا حاجی، ادبیات عامه پسند، روزنامه همشهری (19 فروردین 1390).

  2 ــ  رسول اورنقی کرمانی، بابا نان داد، ناشر بدرقه جاویدان، 1344. 448 ص. 

  3 ــ  رسول اورنقی کرمانی، شبی که سحر ندارد، ناشر بدرقه جاویدان، 1345. 530 ص. 

  4 ــ  رسول اورنقی کرمانی، آواره، ناشر کانون معرفت، 1342.

  5 ــ  رسول اورنقی کرمانی، امشب دختری میمیرد ، ناشر کانون معرفت، ۱۳۴۱.

کلیک کنید:  تماس و نظر

کلیک کنید:  چند داستان جدید

مهدی آذریزدی

      مهدی آذر یزدی نویسنده معروف داستانهای کودکان فرزند حاج علی اکبر رشید بسال ۱۳۰۱ در خرمشاه که در آن زمان تا شهر یزد به اندازه‌ی یک رودخانه‌ خشک و مقداری زمین‌های کشاورزی، فاصله داشت اما حالا جزئی از شهر یزد شده است، متولد شد. وی از هشت سالگی همراه پدرش روی باغ و زمین رعیتی کار کرد و در زندگی‌نامه‌ خود می‌نویسد: "من تا بیست سالگی نانی را می‌خوردم که مادرم توی خانه می‌پخت و لباسی را می‌پوشیدم که مادرم آن را با دست خود می‌دوخت. به همین علت چون مثل لباده بلند بود بچه‌ها مرا "شیخ" صدا می‌زدند! مختصر خواندن و نوشتن را توی خانه از پدرم یاد گرفتم و قرآن را از مادربزرگم. ما توی خانه هفت- هشت کتاب بیشتر نداشتیم که عبارت بودند از قرآن، مفاتیح، حلیه‌المتقین، عین‌الحیاه، معراج‌السعاده، نصاب‌الصبیان،‌ جامع‌المقدمات و..."

      خانواده ی آذر یزدی، جزء خانواده  جدیدالاسلام ها بودند ؛ یعنی قبلاً زرتشتی و سه چهار نسل پیش مسلمان شدند، خانواده ای کم جمعیت با مردمی فقیر. پدر او جز کار و رعیتی و باغبانی ، درآمد دیگری نداشت ، کم سواد بود و خیلی خشک و وسواسی و متعصب.1

      آذر یزدی در جای دیگراز خاطرات خود می‌نویسد: "در خانه‌ ما برنج اصلاً مصرف نداشت. فقط سالی یک‌بار پلو می‌پختیم؛‌ که آن‌هم نوروز بود... در محیط محله‌ ما کسی کتاب نمی‌خواند جز سه- چهار نفر روحانی اهل منبر... جز همان کتاب‌های خانه، پدرم هرگز کتاب تازه‌ای نخرید... من اصلاً متوجه نبودم که ما مردم فقیری هستیم. از همان زندگی که به آن عادت کرده بودیم، راضی بودم... اولین بار که حسرت را تجربه کردم موقعی بود که دیدم پسرخاله پدرم که هر دو هشت ساله بودیم، چند تا کتاب دارد که من هم می‌خواستم و نداشتم. به نظرم ظلمی از این بزرگ‌تر نمی‌آمد که آن بچه که سواد نداشت آن کتاب‌ها را داشته باشد و من که سواد داشتم، نداشته باشم... شب رفتم توی زیرزمین و ساعت‌ها گریه کردم؛ و از همان زمان عقده‌ی کتاب پیدا کردم که هنوز هم دارم! از خوراک و لباس و همه چیز زندگی‌ام صرفه‌جویی می‌کنم و کتاب می‌خرم و از هر تفریحی پرهیز می‌کنم و به جای آن کتاب می‌خوانم...." بر این اساس می‌توان زندگی مهدی آذر یزدی را در سه کلمه خلاصه کرد: سختی، فقر و کتاب.2

تصویر مهدی آذریزدی،  عکس شماره 7939 .

      استاد آذر یزدی در ۱۳۲۲ به تهران آمد و مقیم تهران گردید. تحصیلات او بیشتر در حوزه های علمی و دینی قدیم انجام شده است و در 54 سالگی وقتی برای اولین‌بار یک کلاس درس دید، نتوانست جلو گریه‌اش را بگیرد. قبل از آنکه به کار نگارش داستانهای کودکان بپردازد، به مشاغل گوناگون و از جمله عکاسی و کتابفروشی اشتغال داشته است .وی از سال ۱۳۳۶ با توجه به زمینه و مطالعات وسیع قبلی اش شروع به نوشتن داستانهای گوناگون برای کودکان نمود.  وی با انتخاب سبک بخصوصی در تهیه و نگارش داستانهایش بصورت یکی از نویسندگان ورزیده و مطلع داستانهای کودکان در ادبیات معاصر ایران در آمده است. آذر یزدی پنج کتاب در مجموعه " قصه های تازه از کتابهای کهن " انتشار داد. وی ترجمه ای بنام " گربه ناقلا " و حکایت منظومی بنام " شعر قند و عسل " و همچنین دو کتاب آموزشی بنام "خود آموز عکاسی و خود آموز شطرنج " نیز دارد .یکی از مجموعه داستانهای او برنده جایزه یونسکو در ایران و دیگری برنده عنوان کتاب برگزیده سال از طرف شورای کتاب کودک گردیده است.3 وی در سال ۷۳  بدلیل نداشتن پول اجاره خانه در تهران دوباره به یزد بازگشت. به خانه پدرى رفت که با آرامش بنشیند و بنویسد؛ پشیمان شد، ولى دیگر توان جابه جایى نداشت.

      آذریزدی نویسنده ادبیات کودکان ایران در بازنویسی و بازآفرینی آثار کهن پیشگام بوده و همواره در آرامش به کار خود داده است. تعدادى دیگر از نوشته های آذر یزدی عبارتند از: "قصه هاى تازه از کتابهاى کهن"، "خیر و شر"، "حق و ناحق"، "ده حکایت"، "بچه آدم"، "پنج افسانه"، "مرد و نامرد"،" قصه ها و مثل ها"، "هشت بهشت"، "بافنده دانا"، "اصل موضوع و دوازده حکایت دیگر"،"فرهنگ یزدى"، "دستور طباخى و خانه دارى"، "لبخند"،" گربه ناقلا"، "مثنوى بچه خوب"،" خاله گوهر"، "فالگیر"، "مکتبخانه"،" قصه هاى ساده"،" گربه تنبل"، "چهل حدیث" و ...

       معروفترین کتاب آذر یزدی "قصه های خوب برای بچه های خوب" نام دارد که در 8 جلد گردآوری و تالیف شده است و شامل موارد زیر است: اولین کتاب دارای بیست و پنج قصه است که از کتاب کلیله و دمنه انتخاب شده است و از اصل آن ساده تر می‌باشد. جلد دوم از این مجموعه  دارای بیست و یک قصه است که همه آنها از کتاب مرزبان نامه انتخاب و ساده نویسی شده است. کتاب سوم  از دو کتاب سندباد نامه و قابوسنامه اخذ گردید. در جلد چهارم قصه‌های برگزیده و نو ساخته از کتاب مثنوی مولوی را می خوانیم.  جلد پنجم از مجموعه قصه‏‌های خوب برای بچه‏‌های خوب دارای 18 قصه قرآنی است که بیشتر شامل قصه‏‌های پیامبران می باشد .کتاب ششم از مجموعه قصه های خوب برای بچه‏‌های خوب دارای 21 داستان از آثار شیخ عطار است که به بیان ساده و قابل فهم برای کودکان نوشته شده است. جلد هفتم تحت عنوان قصه‏‌های گلستان و ملستان دارای داستانهایی از گلستان سعدی و مجموعه هایی که بعد از گلستان نوشته شده را در بر می‏‌گیرد .جلد هشتم از مجموعه قصه های خوب برای بچه‏‌های خوب شامل قصه‏هایی از زندگانی چهارده معصوم می‏‌باشد که از کتب مختلفی جمع‏‌آوری شده است. آذر یزدی پس از انقلاب هم چهره ماندگار شد و محفل‌ها و انجمن‌های مختلف برای او بزرگداشت های متعدد برپا کردند.

      آذر یزدی دوست کودکان ایران که او را پرتیراژترین نویسنده‌ تاریخ ادبیات کودک و نوجوان ایران می‌دانند به غیر از کتاب فرزندی نداشت. وی زمانی که برای آخرین ‌بار به کرج آمد تا نوشتن را سر بگیرد و دو کارش را کامل کند و به چاپ بسپرد راهی بیمارستان شد و درهیجدهم تیر 88 در هشتاد و هفت سالگی در بیمارستان آتیه تهران دار فانی را وداع گفت. رهبر انقلاب ضمن تعریف از آثار مهدی آذر یزدی فرمودند که در دوران قبل از انقلاب، بعضی از مجلدات"قصه‌های خوب..." را برای مطالعه فرزندانشان می‌خریده‌اند.4

      منابع برای مطالعه بیشتر:

1. آذر یزدی به روایت آذر یزدی ، روزنامه پیمان یزد ، سال هفتم ، ش 628.

2. خاطره ای از امیر اسماعیلی. حوزه هنری استان یزد.

3. نیره نورالهدی. مثل او یار مهربان بچه ها باشیم . ادبیات داستانی،19 تیر 1388.

4. محمدرضا سرشار ."آذر از دیدگاه محمدرضا سرشار". حوزه هنری استان یزد.

5. خاطره ای از امیر اسماعیلی. همان.

6. خاطره ای از محمد ملک ثابت. "مقیم بهشت". حوزه هنری استان یزد.

کلیک کنید:  تماس و نظر

کلیک کنید:  داستان های ایرانی

نادر ابراهیمی

      نادر ابراهیمی نویسنده پرکار در14 فروردین 1315 در شهر تهران متولد شد. پدرش عطاءالملک ابراهیمی، فرزند آجودان حضور قاجار و از نوادگان ابراهیم خان ظهیرالدوله، حاکم نامدار کرمان درعصر قاجار بود، که رضا خان او را، ضمنِ خلع درجه از کرمان به مشکین شهر تبعید نمود، که هنوز قلمستانی به نام عطا از او درحومه مشکین شهر وجود دارد و ابراهیمی های کرمان در این استان شناخته شده و مشهور هستند. مادر نادر ابراهیمی هم از لاریجانی های مقیم تهران به شمار می آمد. نادر تحصیلات مقدماتی را در تهران آغاز و موفق به اخذ دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون شد. وی در کنار درس از 16 سالگی به نویسندگی نیز پرداخت و توانست درسن 26 سالگی اولین مجموعه داستانی خود را با نام "خانه ای برای شب" در سال 1341 منتشر کند. داستان "دشنام" از این مجموعه با اقبال فراوانی در آن زمان روبرو شد تا حدی که "جلال آل‌احمد" آنرا در "کتاب ماه کیهان" منتشر کرد و "سیمین دانشور" این داستان را به عنوان یکی از سه قصه برگزیده ایران، به آمریکا برد و "داریوش مهرجویی" آنرا به انگلیسی ترجمه کرد.

      بدلیل علاقه شدید ابراهیمی به کودکان ، فعالیت هنری خود را با تألیف و انتشار کتاب و ساخت فیلم های کوتاه در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان متمرکز و موسسه "همگام با کودکان و نوجوانان" را به همراهی همسرش خانم فرزانه منصوری تاسیس کرد. این موسسه توانست به خاطر کیفیت کارهایش عنوان ناشر برگزیده قاره آسیا و ناشر برگزیده نخست جهان را از جشنواره های آسیایی و جهانی تصویرگری کتاب کودک از آن خود کند. 

      ابراهیمی برای ادامه تحصیل وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد اما پس از دو سال مجبور شد رشته حقوق را رها نماید. گفته می شود مخالفت های وی با رژیم محمد رضا شاه باعث اخراج وی از دانشگاه و عدم امکان ادامه تحصیل در این رشته شده است. زمانی که اولین مجموعه داستانی ابراهیمی با نام "خانه ای برای شب" در سال 1341 چاپ می شد ابراهیمی بدلیل فعالیت های سیاسی ضد رژیم در زندان محمد رضا شاه گرفتار بود. وی پس از مدتی مجدد به دانشگاه تهران وارد و این بار در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به ادامه تحصیل پرداخت و به درجه لیسانس رسید.

      نادر انسان خود ساخته ای بود چنانکه به خود متکی بود و مشاغل مختلفی را امتحان کرد، فراوان مطالعه و بسیار می نوشت. در دو کتاب "ابن مشغله"(جلد اول) و "ابوالمشاغل"(جلد دوم) ضمن بیان زندگی خود به تنوع کارهای که بدان مشغول بوده است، اشاره دارد. برای کسب تجربه بیشتر و درک فرهنگ‌های بومی ایران به مسافرت به تمام نقاط ایران پرداخت و تجارب فراوان خود را در آثارش منعکس نمود.

      ابراهیمی نویسنده‌ای تجربه گرا و واقع گرا بود که طرح‌های داستان‌هایش ابتدا در ذهنش بر اساس آزمایش و خطا در فضاهای مختلف شکل گرفته، سنجیده و بعد انتخاب می شد. اوج کارهایش در دهه 40 و 50 او را به عنوان نویسنده و محققی توانا به جامعه ایران معرفی نمود. بعد از پنجاه سال نویسندگی علاوه بر صدها عنوان مقالهٔ تحقیقی‌ و نقد، و ترجمه آثارغربی، 100 عنوان کتاب را نیز در انواع رشته های مختلف هنری نوشت که برخی از آنها  به دلیل استقبال و تقاضای علاقمندان تجدید چاپ شده است. تنوع آثار وی به حدی است که فقط در بخش داستان می توان موضوعات فراوانش را برای سنین مختلف طبقه بندی و توصیه نمود. در عرصه داستان یکی از بهترین کارهای ابراهیمی "آتش بدون دود" در هفت جلد است که روایتگر رنج و مبارزات طولانی ترکمن هاست که به خاطر تالیف آن به عنوان نویسنده برگزیده ادبیات داستانی 20 سال بعد از انقلاب اسلامی انتخاب و معرفی شد. از این رمان استقبال خوبی به عمل آمد و پس از چندی با آهنگ سازی بهروز دولت آبادی معروف به "چای اغلو" به سریال تلویزیونی نیز تبدیل شد.

تصویر نادر ابراهیمی،  عکس شماره 7940 .

       شاهکار های هنری ابراهیمی عبارت بودند از: داستان " دشنام" از مجموعه  "خانه ی برای شب"، رمان هفت جلدی"آتش بدون دود"، رمان حماسی و وطن پرستانه "باری دیگر شهری که دوست می داشتم" و داستان بلند سه‌ جلدی بر اساس زندگی امام خمینی (ره) با نام "سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد".‌ همچنین در زمینه کودکان شاهکارهای وی عبارتند: "بزی که گم شد"، "کلاغ ها" و"سنجاب ها". آخرین کتاب چاپ شده در زمان حیات او "برجاده های آبی سرخ" بر اساس زندگی میر مهنای دوغابی یکی از مبارزان جنوب ایران در قرن دهم هجری می باشد. از نادر کتابهای ناتمامی نیز به جا مانده است از جمله "سالهای شیرین و دشوار آوارگی". ابراهیمی در سرودن شعر نیز از خود استعداد زیادی نشان داد. دو ترانه "تصویر وطن" و "سفر بخاطر وطن" از اوست و قطعه این عشق پاک را می‌سراید. "سفر بخاطر وطن" بدلیل آنکه همراه مجموعه تلویزیونی "سفرهای دور و درازهامی و کامی" با نویسندگی و کارگردانی نادر ابراهیمی در دهه پنجاه بارها از تلویزیون پخش شده است، مشهورتر است و توسط اجرای تاثیرگذار محمد نوری اقبال مردمی یافته است. نویسندگی و کارگردانی مجموعه های تلویزیونی زیر نیز از دیگر کارهای ابراهیمی بود: " فیلم مستند علم ‌کوه و تخت سلیمان" و فیلم مستند" گل‌های وحشی ایران".

      از دیگر آثار ابراهیمی به موارد زیر می توان اشاره کرد:"آب و خون"، "آرش در قلمرو تردید"، "آسمان در تسخیر کلاغها"، "آنسوی تسلیم"، "آنها برای چه بر می گردند؟"، "آهسته به یاد می آورم"، "آیا اتفاقی خواهد افتاد؟"، "الهی، آهی لماذا ترکتنی"، "اینک مرگ را بنگر"، "با یاد مهرگان"، "بدست باد"، "بد نام"، "برابری"، "برای پایان زمستان"، "برخورد"، "بیگانگی"، "بیمار"، "پاسخ ناپذیر"، "بندی در تنهایی"، "پیاده روها از هم جدا هستند"، "پیش از آن کز تو نباید هیچ کار"، "تپه"، "تسلیم شدگان"، "تصلیح"، "حجاب درد"، "حساب پس انداز"، "حکایت سه ماهی"، "خالی"، "خانواده ی بزرگ"، "خبر بد"، "خانه ای برای شب"، "در خمیره ی بد"، "دشنام"، "در امتداد ارزش ها"، "خوب ها کمی پایین ترزندگی می کنند"، "خروج"، "خداحافظ داستایوسکی"، "خبر بد"، "دعوت به شراب کهنه"، "دوگانه"، "دیو باد"، "رابطه"، "روزی که ایمان متولد شد"، "سلامت"، "شهر بزرگ"، "شهر صبور"، "عشق من، چاد"، "عقیق"، "کبوتر چاهی به خانه ات برگرد"، "قهرمان من، قهرمان ذلیل من"، "قضیه آن مرحوم دوست من بود"، "قصه نقاشی که عاشق شد و معشوق از او خانه یی خواست"، "قصه سه خواهر"، "فراموشی فرزند فراموشی" و ...

      ابراهیمی بخاطر حمله های قلبی و تومور مغزی بعد یک دوره بیماری خانه نشین، کم کار و کم حرف و فراموشکار شد و عاقبت در روز پنج‌شنبه  16 خرداد  1387 بعد از تحمل 9 سال بیماری در سن 73 سالگی در تهران درگذشت.

منابع برای مطالعه بیشتر:

   1 ــ  گفت‌و‌گو با نادر ابراهیمی، "ما بر سر بزرگترین گنجینه ادبیات داستانی جهان نشسته‌ایم"، مجله ادبیات داستانی، شماره 23 .

  2 ــ  سید علی کاشفی خوانساری، "نگاهی به آثار بیست ساله نادر ابراهیمی"، به نقل از کتاب چهره‌های ادبیات کودک و نوجوان، ش16.

  3 ــ  فریدون شهبازیان. ساخت قطعه "سفر برای وطن" و "ای وطن" تنها کارمشترکم با "نادر ابراهیمی" بود. تبیان 22 خرداد 1378.

  4 ــ  علیرضا غلامی، عقایدش را با صدای بلند گفت : گفت‌وگو با فرزانه منصوری همسر نادر ابراهیمی، شهروند امروز، ش50.

  5 ــ  حسن عابدینی. صد سال داستان نویسی در ایران. ج 1. تهران: تندر، 1369.

کلیک کنید:  تماس و نظر

از بنیاد ادبیات داستانی ایران  http://www.iranianfiction.com

 

کلیک کنید:  شاعران تاریخ ایران

کلیک کنید:  فلاسفه تاریخ ایران

کلیک کنید:  تاریخ مزدوران بیگانه در ایران

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

ارگ   http://arq.ir

 

کلیک کنید:  تماس و نظر

تاریخ ارسال: 1393/10/01 ساعت 20:31 | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید