X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

پرسش و پاسخ های ویژه 91 و 92 و 93

 پرسش و پاسخ ویژه 93

تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   نظر 1965:   استاد دوباره وقت شمارو میگیرم ..استاد امکانش وجود داره برای شما یا استاد حامد که خودتون شخصا اقدام به دفاع از وب خودتون کنید تو یه دانشگاهی جایی بصورت افتخاری و یا چطور بگم! بصورت سوری مثلن دارید تحصیلات و ادامه میدید برای دکترین و .. و سر آخر پایان نامتون ، وب و مطالب وب و رو کنید!! تصور کنید چه آبرویی از استادان مدعیه تاریخ! ایران میشه و بازتابش برای یک استارت و پرتاب به سمت روشنگری چقدر بزرگ و خوبه !!! اگر بشه البته ..

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام ، برای من امکان ان  از ماه شهریور به بعد هست . اساتید مدعی تاریخ وقت معین کنند بارها تکرار کردم  من پاسخ گوی سخنانم در باب اسکندر با سند مدرک در هر جلسه و انجمن که بفرمایید هستم .

   ادامه نظر:  من یک خیاط هستم و کارم و هم خوب بلدم اگر تو این راه برای دوخت و دوز لباس های ایران باستان به خیاط و طراح نیاز شد من افتخار میکنم ک کمکی از دستم برای کشورم بتونم انجام بدم. با سپاس.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما بزرگوار که کمکتان را از ما دریغ نکردید من از شما یک دنیا سپاسگزارم اگر لازم شد حتما با شما تماس می گیریم.

   نظر 1966:   درود و خسته نباشید ، استاد تا جایی ک شمارو میشناسم و راجبتون خوندم ، عشق وطن در خون شما ریشه داره و به زمان دور از خون پدربزرگتون میرسه .. و استاد حامد هم که یک دهه از عمرشون رو صرف تحقیق و بررسی تاریخ این کشور کردند و بدون شک ، آنهایی که بیشتر میفهمند! دردشان بیشتر است. استاد راوید شما گفتید ک وبلاگ و مطالبش قابل دفاع است، که بدون شک هم هست چرا این گنج بزرگ تاریخی که شما استادان بی ادعا و با غیرت کشف میکنید. و سند هم داره رو در دانشگاه های کوفتی این کشور، غارت شده مطرح نمیکنید ، که این اساتید بیخرد دانش! گاه هامون مخ آکبندشون و به کار بندازن!! استاد منظورم کم کاری شما نیست میدوو نیم ک سخنرانی و ... انجام دادید در دانشگاه و .. اما جوانهای دانشجوی تاریخ و حتی جغرافیا تاریخی میتونن ازین مطالب ارزشمند به عنوان پایان نامه استفاده کنند. آیا امکانش هست یا نه؟ به نظر من ک میشه به خدا من اگه دانشجو بودم انجام میدادم. حیف که جوونا هم راه استادای! دانش! گاه هامون و پیش گرفتن و طوطی وار پیش میرن پیشنهادم اینه حداقل، نام جدیدی برای دانشگاه! هامون انتخاب کنیم چند تا واژه ک بفکرم میرسه رو میگم شما هم کمک کنید. ممنون

"حفظش کن گاه ! جزوه گاه ! تقلید گاه ! آکبند گاه .."

  با احترام و تقدیر از تمام استادان راستین راه دانش و خصوصا کسانی که درد وطن در دل دارند.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما در حال ارائه شدن است هیچ کوتاهی نکردیم  اما گویی راضی کردن  اساتیدی که عمری را در حال نوشتن و تحقیق در باب پرت و پلا گذرانده اند چندان کار آسانی نیست و تنها با ارائه مدارک و اسناد هر چند دندان شکن این کار به دلائل شخصی این افراد  شدنی نیست (البته منصف باشیم شخصی که 50 سال است در باب الکساندر مقدونی و حمله او در ایران 40 جلد کتاب دارد چگونه الان این 40 جلد کتاب را بسوزاند و با 50 سال زحمتش خداحافظی کند ؟)

    پاسخ یکی از نامی ترین اساتید کشورتان پس از ارائه مدارک به ایشان به بنده به جای هر سخن علمی و یا  ارائه هر گونه توضیح و سند در رد اسناد من این بود:  "من این را همان الکساندر مقدونی می بینم" انگار که ایشان شخصا شاهد ورود الکساندر در حال چرخاندن شمشیرش به ایران بودند. می فرمایید من با این اساتید چه کار کنم؟

   امید تنها به همان دانشجویان امروزی و اساتید آینده این کشور است که متاسفانه  نوشتن هر گونه پایان نامه برای این عزیزان در این باب در این لحظه نیز  گویا غیر ممکن است. بانویی گرامی کتاب را از شخص من گرفت و برای ارائه پایان نامه به دانشگاه برد. استاد ایشان اجازه ندادند. پایان نامه ای نوشته نشد اما این بانوی گرامی که استاد آینده این کشور است این صحنه را فراموش نخواهد کرد.

   آنچه در این کشور مطرح شد نیاز به زمان دارد زدودن دروغی که دوهزار سال است گقته شده است یکروزه امکان پذیر نیست نیاز به نسل ها دارد،  همین اندازه که من افتخار این را داشتم که در عمر کوتاهم عکس العمل افرادی چون شما را با چشمان خودم دیدم برای من بزرگترین سربلندی است پیش کسوتان من حتی این را هم ندیدند.  با قدرت تمام ادامه خواهیم داد. اشتباهاتمان را خودمان تصحیح خواهیم کرد و برای نسل های آینده به یادگار خواهیم گذاشت باشد که آنها راه مان را ادامه دهند به امید سربلندی ایرانمان پاینده باشید و صبور. 

   نظر 1967:   درود. در جستار اسکندر ایرانی در هم میهن ؛ شخص با نام ساسان همچین چیزی نوشته:

من در نروژ زندگی میکنم چند سال پیش در یک روزنامه نروژی خواندم که در سوئد در عمق یک متری زمین سکه های ایرانی مربوط به پیش از اسلام کشف شد مقدار این سکه هام بسیار زیاد بود و مدفون بودنش در عمق زمین نشان از آن دارد که در همان زمان به این منطقه آمده این مطلب شاید گواهی باشد بردرستی آنچه خانم پرنیان میگویند.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما و ایشان . اگر ممکن است از ایشان بپرسد چند سال پیش این مقاله را خوانده اند؟ یک سری سکه اسکاندیناوی در مقاله ای که من خوانده بودم را به زمان ساسانیان نسبت دادند. اگر ممکن است از ایشان بپرسید سکه ها الان در کدام موزه است. من از آلمان پیگیری کنم. اگر یک عکس از آن ببینیم شاید خودمان تشخیص بدهیم ساسانی است یا اشکانی. (اگر ممکن است پاسخ را با ایمیل برای من ارسال کنید ببخشید من در این لحظه فرصت ندارم مستقیم در هم میهن با ایشان صحبت کنم. در بازگشت از ایشان تشکر خواهم کرد) با سپاس از شما.

   نظر 1968:   درود... درباره رود تاناایس , مورخین مانند آریان نوشته اند که الکساندر در نزدیکی مرکند, شخصی عالی رتبه به نزد سکاهای اروپایی میفرستد و با خانواده های سکاهای اروپایی دیدار میکند.پس با این توضیح این رود نمیتونه سیحون باشد زیرا فاصله بین افغانستان و محل زندگی سکاهای اروپایی بسیار زیاد است!

   در مورد ماساژت هم باید گفت که این مکان همان مسخط در گرجستان است و نامش در کتیبه های ساسانی ماسیکیت است و در یک کتیبه آرامی مکشوفه در گرجستان که متعلق به اشکانیان است, این نام بصورت میسکیت آمده که نام مسخط و یا ماساژت است.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از شما . همه مورخین یونانی این رود را مرز اروپا می دانند. افغانستان هیچگونه نمی تواند مرز اروپا شود و این پایان جریان به افغانستان و هند رفتن الکساندر در تاریخ است. هیچ مورخی چنین چیزی را تایید نکرده. هند و افغانستان را به کلی فراموش کنید تا حساب بقیه به اصطلاح مدارک و سند  مفسرین تاریخ را هم برایتان یکسره کنم. آنوقت بشینیم ببینیم این الکساندر که از سوریه راه افتاده و نه مقدونیه واقعا تا کجا توانسته برود و آیا این  همان اسکندر مکتوب تاریخ ما هست یا نیست.

هرودوت نوشته اول ماساژت ها بودند سپس سکاها سپس مادها این می شود گرجستان، کردستان، همدان. مراقب باشد ماساژت ها قومی ماهیگیر بودند نمی دانم محلی که شما می گویید کنار دریا هست یا خیر هرجا که هست ، باید کنار دریا باشد. پاینده باشید.  

   نظر 1969:  با درود... در باب سلوکوس بنده دیگر چیزی نمیگم چون هر چی بگم شما میگید مزخرف است. اما مبدا سلوکی در میان اشکانیان به هر دلیل استفاده میشد مانند بنچاق اورامان. ویسپور به معنی شاهزاده است و ربطی به سلوکوس ندارد و انتیخوس هم انتی اکسوس! نمیتواند شود ...  البته در تاریخ هم امده انتیوخوس سوم واسه بی احترامی معبد شوش او را کشتند که لوح بابلی هم تایید میکند ... اینکه او متولد شوش باشد نشانگر تصرف مصر و بین النهرین توسط یونانیان است .... البته یونی ها طبق گفته های مورخان عهد عباسی, از بابل به غرب رفته اند...

   نکته آخر اینکه هوسرو که همان خسرو باشد, در متون پهلوی در آوانویسی husrawنوشته میشود و هوسر + وه ! نیست که آنرا به کیسر وهرود تفسیر کنید.  البته لقب کیسر در کتیبه ای کوشانی, کیسره نوشته شده و شاه کوشانی خود را دیوه پوترا کیسره خوانده است. کیسر لقبی ایرانیست.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . لابد سند دارم که می گوییم مزخرفه تا ابد هم بگویید  تکرار خواهم کرد مزخرف است. این لوح را به دقت نگاه کنید :

1’ [9 cm, max. 24 signs mA-r]i-is-ki-la-mu u lú ERÍN.MEŠ mAn-ti-gu-nu-su a-n[a .. .. .. .. .. .. .. .. ..]

[(max. 24 signs) A]rchelaus and the troops of Antigonus to [.. .. .. .. .. .. .. .. ..]

2’ [4.5 cm = ca. 12 signs] ITI NE UD /25\.[KAM .. .. ..]x-šú @al-tum ina IGI ERÍN.MEŠ mSi-lu-uk-ku [.....]

[ca. 12 signs)] Month Âbu, day 25 (= 10 Aug. 309) [……. did] battle with the troops of Seleucus [(……)]

به من بگویید:  اریشکیلامو = mA-r]i-is-ki اریشک  i-la-m ایلام+  uکه در زبان اکدی نشانه مکان است چرا باید ارشه لائوس ترجمه شود؟‌ کجای تاریخ نوشته اسم اصلی ارشلائوس ارشک ایلامی بود؟

اصلا به لوح کاری نداشته باشم هم: تاریخ ارشک اشکانی که با محاسبه خود اروپا 303 ق.م در می آید را چرا 245 ق.م می نویسند؟  این ارشک که در زمان سلوکس شماست مبداء تاریخ اشکانی نیست سلوکس مبداء است؟ عجب!

   تاریخ بلعمی صفحه 652 را باز کنید ببینم ... اخوس دمتریوس نام یک نفر است یا می تواند  لقب هر شخص لا مذهبی در تاریخ باشد؟ (خدا را شکر هر جا هر سندی خواستیم شکستنش و زدگی و... دارد زدگی باید آنتی باشد زیاد هم تفاوتی ندارد باقیمانده آن کافی است)

عکس شماره 6627

   اخوس و دمتریوس می تواند لقب هر شخصی باشد که به این ایین است. مثل مهر + دات یعنی قانون مهر همه مهرداد ها که یک آدم  نیستند،  هستند؟  یونانی ها هم به این آیین لامذهبی  بودند ایرانی و عرب ترک هم می توانستند باشد و انتی اخوس باشند. هر انتی اخوسی که یونانی نیست!

    حالا  بفرمایید به من بگویید زیر یک مجسمه که اصلا به زبان یونانی نیست نوشته همان  ... اخوس و اول  سلوکس آن "و" دارد! یعنی اسم اول هم سلوکس نیست متاسفانه، این هر لامذهبی می تواند باشد! و شما اصرار دارید یک کتیبه به زبان سامی وآرامی که یک حرف یونانی روی آن نیست را بگویم سند ورود "و+سلوکس" به خوزستان است.؟ مجسمه را چرا کندند بردند؟ تاریخ بلعمی را چرا دستکاری کردند عجیب است!

   4 ذبیح بهروز نوشته  مبداء ‌تاریخی با نام سلوکس قبلا موجود نبوده و این تاریخ از زمان مغول به نام سلوکی ثبت شده است (برای اینکه تاریخ ارشکی است نه سلوکی هرچی من به شما می گوییم گوش نمی کنید!)

 5. آنتی اخوس هم دقیقا با لهجه دیگر می شود آنتی اکسوس،  خ در یونانی و فارسی = ک س به لاتین (این هم نتیجه قضاوت عجولانه شما)

  6. من فقط یک اخوس  می شناسم که متولد شوش است و او هم اردشیر سوم هخامنشی است. نسبت دادن و قاطی کردن تاریخ کار آسونی است. بنده هم الان می گویم این مربی تیم ملی فوتبال که اسمش کوروش (کی + رش) است. ایرانی است و متولد پازارگاد است. نمیشه که هر گردی که گردو نیست آن هم با بازی با یک لقب مذهبی مثل اخوس که همه اخوس می توانند باشند چرا آن اخوس متولد شوش اردشیر نباشد که یک یونانی باشد که مادرش به گفته خودشان در پنتوس بوده پدرش از سوریه رفته پنتوس خواستگاری بچه را در شوش زاییده اند؟ فرض بر اینکه پدرش برای جنگ از سوریه (اینها که البته می گویند مقدونیه)  راه افتاده آمده برای جنگ به شوش زن 9 ماه حامله را گذاشته روی اسب از مقدونیه آورده وسط میدان جنگ! ترا به خدا یک کمی فکر کنید اخر این می شود سند سلوکیان در ایران!

  7. و نتیجه گیری عجولانه آخر شما: کتاب بنده صفحه 81 خط 13 چی نوشته ؟ در اوستا نه به زبان هردمی پهلوی که هر جور دوست داشته باشید خوانده می شود!

   نام او در اوستا هئوسروه  haosravah  است آقای پورداود نوشتند که معرب آن کیسر است نمی دانم منظورشان از معرب چیست چون معرب آن قیصر است بماند و این همان کیا+ کیسر هرودوت و همان هوخشتریه ماست که نینوا را فتح کرد توران= آشور است و هو + سر + وه رابنده به فاتح وه رود تفسیر می کنم شما هم اول کتاب بنده صفحه 81 خط 13 را باز کنید درست نگاه کنید  بعد هم اوستا را باز بفرمایید نگاه کنید. با سپاس

   پرسش 1970:  میتوانید راهنمایی کنید چرا گشتاسپ زمان زرتشت با پدر داریوش یکی نیست؟ لطفا در مورد زمان پادشاهی کوروش راهنمایی کنید. با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام گشتاسپ زمان زردشت  در همه متون پادشاه معرفی شده است حال آنکه در همه کتیبه های شجره های هخامنشی ویشتاسپ لقب شاهی ندارد (یک مرد نوشتند)

این کتیبه اردشیر سوم:

The great king Artaxerxes, the king of kings, the king of countries, the king of this earth, says: I am the son of king Artaxerxes [II Mnemon]. Artaxerxes was the son of king Darius [II Nothus]. Darius was the son of king Artaxerxes [I]. Artaxerxes was the son king Xerxes. Xerxes was the son of king Darius [the Great]. Darius was the son of a man named Hystaspes. Hystaspes was a son of a man named Arsames, the Achaemenid.

این کتیبه اردشیر دوم:

Artaxerxes, the great king, the king of kings, the king of all nations, the king of this world, the son of king Darius [II Nothus], Darius the son of king Artaxerxes [I Makrocheir], Artaxerxes the son of king Xerxes, Xerxes the son of king Darius, Darius the son of Hystaspes, the Achaemenid,

همه  king دارند  هیستاسپ ندارد.

این هم کتیبه خود داریوش اول:

(1) I am Darius, the great king, king of kings, the king of Persia, the king of countries, the son of Hystaspes, the grandson of Arsames, the Achaemenid.

نظر 1971:  ذوالقرنین= دارنده دو شاخ (اشاره به گرز گاوسر فریدون)

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام ذوالقرنین یعنی فاتح دو قرن = شرق و غرب . در تاریخ ایران فریدون، کی خسرو = هوخشتره، کوروش کبیر و اسکندر همه فاتحان شرق و غرب بودند. (در کتاب مکتوب است). ذوالقرنین قرآن یکی از آنهاست و نظر شما نیز درست است.

   نظر و پرسش 1972: سلام خانم حامد. از مطالب علمی و دقیق شما و اطلاعات فوق العاده بالای شما واقعا شگفت زده شدم. مدت زیادیه که برای یک پژوهش تاریخی در جستجوی مطالبی پیرامون تاریخ اشکانیان هستم اما متاسفانه در این دوره اطلاعات بسیار کمتری موجود است. می خواستم بدونم آیا می تونم هر زمان که پرسشی برام پیش اومد از شما بپرسم؟

   به عنوان نخستین سوال می خوام بدونم آیا ارگانهای اداری پارتیان داخل کوشک سلطنتی قرار داشته است و یا خارج از آن؟ و آیا همسران پادشاه در کاخ های جداگانه زندگی می کرده اند؟ اگر چنین است آیا ملکه نیر وضعیتی مشابه سایر همسران را داشته است؟ ممنون می شوم اگر پاسخ را به ایمیل من ارسال کنید. به علت ازدحام مطالب وبلاگتون برام خیلی سخته که پاسخ سوالم را پیدا کنم.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام همانگونه که خودتان گفتید اطلاعات در باب دوران اشکانی بسیار کم است

تصور می کنم ما به اشتباه این دوران را اشکانیان که فقط یک خاندان این ایلخانی (ملوک الطوایفی) است می نامیم. در این زمان در ایران اولین جمهوری جهان بنیانگذاری شده است. تاریخ ما از 90 الی 120 خاندان  یاد می کند و پادشاه از میان کلیه این اقوام توسط مجلس مهستان انتخاب می شده است به همین علت فردوسی به کوتاه بودن شاخ و بیخ اشاره می کند و شاهان را با نژاد های مختلف نام می برد. پارتها، پرنی ها، اشک ها، اشکهای ارمنستان، ارشی ها. رومیان رومیه مدائن، سورن های بغداد  و ..... تصور من بر این است که ما به اشتباه دنبال یک خاندان و سلسله شاهی هستیم و این باعث دگرگونی این برهه تاریخی می شود. به هر تقدیر از آنجا که پادشاه توسط مجلس مهستان مشخص می شده است و تاج را خاندان سورن بر سر شاه می گذاشتند لذا ارگانهای اداری در این زمان در مجلس بوده است نه در کوشک در باب زنان آنها هیچ نمی دانم. زنان هخامنشیان در کاخ اصلی ولی کاخ های کوچک جدا جدا بودند حتی ملکه هم کاخ جدا داشته است شاهان ملوک الطوایف را نمی دانم چگونه بوده است.

   نظر 1973:  درودی دگربار بر خانم پرنیان حامد. بنده جستاری در همین باره نوشتهام که امیدوارم سودمند افتد. خشنود خواهم شد آن را ببینید :

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=129770

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  از شما سپاسگزارم از تک تک محبت های شما از لحظه اول که اشاره به دستخوردگی فردوسی در بیت هفت هزار سال کردید و این یادگار را تا ابد برای من باقی گذاشتید و گوشزد شما باعث شد از این پس به دستخوردگی های ابیات فردوسی نیز توجه داشته باشم، تا آن مقاله زیبای شما در باب اسکندر در هم میهن و امروز این محبت شما و تنها می توانم بگویم سپاسگزارم، سربلند باشید گرامی.

   پرسش 1974:  درود بر سرکار خانم پرنیان حامد. آیا قصد ارائهی مستند دیگری را نیز دارید؟ این مستند چه زمان آماده خواهد شد؟ سپاس از تلاشهای شما.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما بله اما مستند بعدی کوتاه نخواهد بود مستندی جامع در باب اسکندر حدود دو ساعت خواهد بود مگر آنکه باز مجبور شویم اسناد کوتاه ارائه بدهیم. در باره مستند اسکندر با آقای صلح دوست صحبت کنید. من تمام سعی خودم را در ارائه هرچه سریعتر اسناد خواهم کرد. شماره تماس ایشان بر فراخوان صفحه اول هست. اگر هر پیشنهاد، انتقاد، کمک ..... دارید با ایشان تماس بگیرید  با سپاس.   

  پرسش 1975:  ایلیاسین= بالاترین سین (=شاه)، سین بلند مرتبه= افریدون. به نظر شما امکان دارد این دو مرد تاریخ در واقع یکی باشند. در تاریخ آمده که فریدون و خضر(ع) پسر خاله بودند و آمده که در جنگ فریدون و آژی دهاک بزرگمردی سحر و جادوی اژی دهاک را باطل میکرد که ممکن است خضر(ع) بوده باشد. از طرفی در عراق امروزی در نزدیکی شهر دهوک منطقه خضرالیاس وجود دارد. فریدون= فرا (بالا)+ دون (تون=تین=ثین=سین، این دگرگونی ها در گویشهای مختلف یافت میشود)

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام تفسیر جالبی است بر وبلاگ باز خواهد شد تنها مشکل "این دو مرد" شماست این مردانی که شما می گویید یکی 500 ساله است دیگری 1000 ساله دیگری .... شما این نامها را  نماد سلسله حساب کنید محل آنان در همان حوالی عراق است چرا که ضحاک در بابل بوده است و شما نام دهوک را در کنار خضرالیاس در سینی که همان خوزستان است یافتید تنها دو مرد را فراموش کنید نماد سلسله های مختلف بگیرید (شاهان سلسله اشکانی هم همه اشک هستند این کار در ایران روال بوده است).

   پرسش 1976:  سلام تا پاسخ پرسش های تاریخی+ دینی رو ندید فکر نکنم زیاد بشه پرسید چون نصف پرسش های من تاریخی دینه تا فقط تاریخی برای این چه باید بکنم.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام نمی دانم چه کار باید بکنید من تا آنجا که در صلاحیتم باشد جواب می دهم بقیه را باید بروید نزد مجتهد این  کار کار من نیست ببخشید.

   نظر و پرسش 1977:  باسلام و درود. من یک نظر و ده ها پرسش دارم که به مرور آنها را مطرح میکنم. شما در چند مقاله فرمودید که به صرف اینکه یک اروپایی تاریخ ما را نگاشته نباید آن را پذیرفت. راستش وقتی یک ایرانی برای اثبات سخنش میگوید فلان شخصیت اروپایی این را گفته و همه بیچون و چرا آن را میپزیرند بی آنکه نام این شخص را پیشتر شنیده باشند خونم بجوش میاید. من خودم سالهای درازیست در اروپا زندگی میکنم و اروپاییان را خوب میناسم. اینها در تکبر خودخواهی قابل وصف نیستند و سر سوزنی صداقت ندارند هنگامی که به آنها بیگویید  بوعلی یا فارابی چنین گفت با یک چشم غره میگویند برو بابا اینها دیگر چه خری هستند. تحقیر و اهانت به شرق را حتی به فیلم هایشان کشانده اند. در همین فیلم اسکندر هنگام فتح بابل اسکندر چنین میگوید: ایرانیان یک مشت بیسواد اند که کثافت میخورند و می اشامند و ما آنها را باید آموزش دهیم..... حال ما هر گاه نام این سردار را میبریم برای عرض احترام می گوییم اسکندر کبیر. من مطمئنم لجاجت این دسته افراد با شما از همین حیث بیگانه پرستی است و نه بیان حقیقت. نمیفهم چطور یک بیگانه پرست خود را میهن پرست هم میداند؟

   به هر روی. شما گفتید در بابل نام سه اسکندر هست که دو تا پدر و پسر بودند و یکی هم شاه منطقه ای بنام پالا در سوریه. پرسشم اینه که چطور ممکن بود در قلمروی شاهان هخامنشی شاهان دیگری هم سر در بیاورند و قدرت بگیرند و هخامنشیان از آن بی خبر باشند؟ سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مطابق اسناد تاریخ ما

 یک کهرم= کی هروم = شاه سوریه می شناسم که از شمال سوریه محلی که قوم پالایت در آن زندگی می کردند و نام پایتختشان پلا بوده به ایران حمله کرده قصر شاه را سوزانده دختران شاه را به اسارت برده که باید همان الکساندر مورخین یونانی باشد چون سخنان و واقعه ها و .... مطابقت کامل دارد نمونه اسناد این مطابقت در کتاب موجود است. زمان او حدود 15 سال قبل از کوروش کبیر است.

   یک اسکندر می شناسم که مطابق گفته صریح همه تاریخهای ما جانشین او اشک پسر دارا و مطابق گفته واضح طبری،  طبری می گویید در ایام ملوک الطوایف ولادت عیسی بود این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود.

    سال 65 قبل از میلاد است این دو شخصیتی است که مفسر برداشته با هم قاطی کرده برای خودش یک موجود افسانه ای ساخته است و هیچکدام از این دو وسط  دوره قدرت هخامنشی نبودند.

   پرسش 1978:  سلام اقای راوید پاسارگاد به چه معنی است وچه ریشه ای دارد؟؟ موفق باشید

پاسخ انوش راوید:  پاسارگاد = پارسا گراد = شهر یا قلعه پارسها

گراد = گورد = گرد = کرد = محیط، محوطه، شهر، قلعه

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام پارس کد که در حقیقت همان پارس کرد است اصطلاحی آشنا چون جم کرد به معنی ساخته شده توسط جم و یا پارس ها است. 

 ارگ  http://arq.ir

پرسش و پاسخ ویژه 92

تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   نظر 1944:  درود بر شما خانم پرنیان. بنده از شما پرسشهای فراوانی دارم اما آنها را موکول میکنم به پس از خواندن کتاب اسکندر ایران....  اما این یکی را تاب نیاروردم و باید مطرح کنم در چند مورد از پاسخهایتان دیدم که از اصلاح خاورمیانه و یا تمدن خاورمیانه استفاده کردید! مگر این خاورمیانه چند سال است که شکل گرفته؟ البته چیزی در نقشه جغرافیا شکل نگرفته و این تنها یک اصطلاح بی معنی اینگلیسی است که آنها در دهان ما انداختند تا بگویند این بخش از منطقه جزء آسیا نیست. این روزها واژه خاورمیانه بار تحقیرآمیز هم پیدا کرده و به منطقه ای بی فرهنگ و تمدن اطلاق میشود و این با اهداف شما که تاریخ را بازنگری میکنید مغایر است. بهتر نیست بگویید آسیای غربی؟

   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما،  من در تمام نوشته هایم از واژه قاره کهن استفاده نموده ام و در وبسایت قاره کهن را تعریف کردم،  امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.  در ضمن بانوی گرامی پرنیان حامد بمنظور مفهوم شدن مطالب برای عموم از اصطلاح کذایی خاورمیانه استفاده نموده اند،  در نام مکان های کتاب،  درباره جغرافیای باستانی توضیح کامل نوشته اند.  تا دو هفته دیگر پرسش شما توسط بانوی گرامی پرنیان حامد در پرسش و پاسخ های وبلاگ گفتمان تاریخ پاسخ داده می شود.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما من واقعا نمی دانم به این منطقه این وسط چه بگوییم . می نویسم ایران کهن ، ایران بزرگ می گویند نژاد پرستی بنویسم بین النهرین که شامل  افغانستان و هند و خود ایران امروزی نمی شود (نمی دانم کجا نوشتم خاور میانه البته این لغت که صد در صد غلط است) بنویسم خاور میانه که خاور به معنی غرب است اصلا اینجا که ما هستیم نمی تواند باشد . بنویسم آسیای غربی که اگر تانایس مرز آسیا و اروپا است خود اروپا کرکوک است که متون ایرانی هم تایید می کنند  سوریه و ترکیه و عراق و  ... از آن بیرون می افتد بنویسم قاره کهن که هیچکس حرفم را نمی فهمد کجا را می گویم راه می افتند دنبال پنج قاره امروزی از امریکا و استرالیا سر در می آورند بنویسم چهار آب کوروش کبیر  که باز افغانستان و هند امروزی را شامل نمی شود . شما پیشنهاد کنید منطقی باشد چشم همان لغت را می نویسیم آسیای غربی نمی شود ما داریم از زمان باستانی سخن می گوییم که اروپای ان کرکوک امروزی است پیشنهاد دیگری دارید ؟  با کمال میل با هم  بررسی می کنیم ، مکتوب بفرمایید  با سپاس

   نوید صلح دوست 1945:  با درود و سپاس از مطلب جالبی که منتشر کردید.  در تکمیل سخنان شما گرامی لازم دیدم اشاره به واژه بریدن در دو زبان به ظاهر متفاوت یعنی ژاپنی و انگلیسی داشته باشم که در زبان انگلیسی Cut(کات) و در زبان ژاپنی カット (کاتو) می باشند البته نام شمشیر سامورایی 日本刀 (نی پامتو) می باشد که به معنی شمشیر ژاپنی است و از سه واژه (هی) یعنی روز ، (هون) به معنی این یا خانه و (کاتانا) به معنی شمشیر تشکیل شده است که دو واژه اول یعنی 本刀سر هم معنی سرزمین خورشید یا خانه خورشید را می دهد که ژاپن باشد. به هر روی همانطور که شما فرمودید هر دوی این واژگانCUTو با واژه (کا) چینی و یا قطع که بیشتر با گوشمان آشنا می باشد مرتبط و هم ریشه هستند. البته موارد بیشتری نیز هست که سخن شما گرامی را تایید می کند که تصور نمی کنم نیازی به عنوان کردن داشته باشند.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما و با سپاس از همه زحمات شما.

Majid Negari1946ــ جناب استاد درود بر شرف و پایمردى شما، باشگاه رزمى ایرانى " پاد زد رو " در کشور اکراین شروع به کار کرد و این عکس اعلامیه باشگاه میباشد که در ابتدا آن به زبان روسى نوشته " هنر رزمى ایرانى " به امید روزى که بتوانیم این ورزش را در ایران زمین گسترش داده و جایگزین ورزشهایى خارجى همچون کونگ فو ،کاراته و تکواندو بشود. و من ایمان دارم که کوشش هاى شما در زمینه بومى سازى هنر رزمى در ایران به نتیجه خواهد رسید و این جرقه فکرى که شما در دل جوانان رزمى کار زده اید بزودى به یک مشعل روشنگر راه تبدیل خواهد شد. پاینده ایران .

پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما تصور کردم  شاید این اسناد به کار شما کمکی کند . برداشت این اسناد از کتاب " تاریخ حضور مسلمانان و ایرانیان در قاره امریکا پیش از کریستفر کلمب . دکتر حمید شفیع زاده "  می باشد تقاضا  دارم به احترام زحمات ایشان ذکر ماخذ بفرمایید.   پاینده باشید

عکس شماره 6626 .

 برای اطلاع خوانندگان وبلاگ : حدود  60٪ از اسناد کتاب آقای دکتر حمید شفیع زاده بی چون و چرا سند مسلم و قابل استناد است.

   پرسش 1947:  سلام درباره شخصیتی چینی به نام سان ووکونگ (Sun wukong) یا به زبان دیگر سان گو کونگ (sun gokong) ملقب به شاه میمون بنویسید آیا این هم مربوط به افسانه های ایرانی می باشد؟  باسپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام روی همین کتاب بالا " تاریخ حضور مسلمانان و ایرانیان در قاره امریکا پیش از کریستف کلمب . دکتر حمید شفیع زاده " باز شخصیت دیگر به نام زانگ هی که قبر او در کشور چین است، لوحی در موزه شهر کلمبو به زبان فارسی و چینی دارد.  نام اصلی ایشان حاج سید محمود شمس است و گویا اولین کاشف امریکا .... در باب شخصیت شما اطلاعی ندارم گرامی من تاریخ چین را مطالعه نکردم تاریخ ایران را خواندم اما اکثر روایات چینی گویا به ایران باز می گردد.

   پرسش 1948: با سلام من دانشجوی معماری هستم یه سوال در این تمدن جیرفت کشف شده نمادی از چلیپای ایرنای در اشیای کشف شده وجود داشته؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  در آثاری که ما می بینیم موجود نیست با آقای دکتر مجیدزاده تماس بگیرید و بپرسید.

   مسعود 1949: 1 ــ  سلام بانو حامد منظور تان کتاب اسکندر تاریخ ایران است؟. با تشکر. من هنوز موفق نشدم کتاب را مطالعه کنم. دنبالش هستم... پاینده باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما بله گرامی

   پرسش 1950:  سلام.. بانو حامد اگر زحمت تان نیست داستان هوخشتره را برگردان کنید چون چیزی نمیدونم ازان.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام کتاب صفحه 80

کی خسرو (هوسروه  ,کوی هو سرونگهه ) 60 سال از خاندان کیانیان--> سیاکزار (کیاکسار, هووخ شتره ,کیا کی سر , بابلی ها به او اکاشیر می گفتند. نام او در بیستون ichtovygu امده)

ماد را از قید سکا ازاد کرد و در نوامبر 615 ق.م به انتقام پدر به اشور حمله کرد کرکوک را گرفت و چون دیوارهای نینوا سخت بود به شهر های مذهبی جنوب حمله کرد در کتیبه های آشوری امده است :او(ماد) به شهر حمله ور شد دیوارهای شهر را ویران کرد انگاه دست به قتل عام وحشتناک در بخش عمده مردم زد اسیرانی گرفت و با خود برد ). او با نبوپیلسر (بابلی) پدر نبوکد نوذری از طریق ازدواج نوه اش امیتس (دختر استیاک) با نبوکد نوذری متحد شد و در سال 612 ق.م شهر نینوا را فتح کردند .  سین-شر-ایشکو پادشاه اشور کشته شد و قیام اوبالیت اشوری نیز در سال 610 ق.م سرکوب شد و این پایان حکومت اشوریان بود . از کل امپراتوری آشور, مادها تنها حران را برداشته و باقی را به حکومت بابل واگذار کردند. سپس سوی لیدی رفته و با آنان به سال 585 ق.م پیمان صلح بستند .(احمد توکلی)

بررسی در نامها و القاب کی خسرو در اوستا و تاریخ ایران نشان می دهد :

از صفات او  هو سر ونگهه در اوستا است هو به معنی خوب است و  ونگهه دگرگون شده رنگهه به معنی نینوا است 

کی خسرو = خوب سر نینوا  است همچنین می دانیم که کی سر هم به معنی خوب سر است نتیجه بعدی   کی خسرو = کی سر نینوا  است

نام این پادشاه در اوستا

هو سر وه است که بعدها در زبان پهلوی به خسرو تبدیل شده است . هو = خوب  و وه نام رودخانه ای در مرز های ایران و توران (آشور) است.

هو  سر    وه     =    خوب   سر    وه    =     کی   سر   وه   است.

نامها و القاب او همه با نینوا و اشور ارتباط دارد و او یکی از بزرگترین جنگهای تاریخ ایران را با تورانیان کرده است و حکومت مستقل تورانیان را در تاریخ ایران از میان برداشته است ( مرگ افراسیاب که این افراسیاب نیز حکایت از نماد سلسله حکومتی با نام خانوادگی افراسیاب می کند ! )

از طرف دیگر :

تنها ایرانی که پادشاهی آشور را در تاریخ بر انداخته و ان را به بایگانی تاریخ فرستاده است اکاشیر, کیاکسار یا هوخشتره (خوب شاه) می باشد  و اگر صفت کی خسرو هوسروه (پادشاه اشور) هو سرونگهه (کی سر نینوا) است فقط میتواند کیاکسار پادشاه ماد باشد

همچنین لغت کیاکسار را به صورت کیا کی سر نیز اورده اند کیا می تواند لغت کیان باشد و در نتیجه نام او میتواند  کی سر کیان (خاندان کیانیان ) معنی دهد .

در مورد رابطه لغت کی سر (قیصر) و روم با پادشاهان ماد روایت فراوان است از جمله آنان :

            پلینی مورخ رومی سلم پسر فریدون را از نیاکان مادها می داند .

نام کی خسرو در ودا سوشروس sushravs آمده است

در تاریخ  هرودوت (اصلی ) افسانه ای برای تولد کورش کبیر امده که این افسانه مطابق با سرگذشت زاده شدن کی خسرو در شاهنامه است. سوء تفاهمی که در افسانه هرودوت به وجود آمده می تواند به علل زیر باشد: 1- نام کی خسرو که در ودا سوشروس و نزدیک به اسم کورش (سیروس) هرودوت است . 2- نام اس تیاک ( نامهایی که با اس شروع میشوند نام اصلی فرد نبوده و تنها لقبی بوده است مثل اسمردیس هرودوت که همان اس مدیس = پادشاه ماد که منظور بردیا پسر کوروش کبیر است ) نام اس تیاک که فارسی آن اژی دهاک میباشد دو بار در تاریخ ایران به وضوح امده استیاک پسر کیاکسار و استیاک = ضحاک و استیاک افسانه هرودوت میتواند هر کسی باشد حتی افراسیاب و فراموش نکنیم که پس از فتح اشور این لقب به پسر کیاکسار رسیده است این لقب متعلق به پادشاهان آشوری بوده و افراسیاب به راحتی می تواند اس تیاک باشد. افسانه تولد هرودوت متعلق به هوخشتره  یا کی خسرو است  و تنها ارتباط آن  به کوروش کبیر این است که او از طرف مادری جد کورش بوده است. 3- شک خودهرودوت در مورد قهرمان این افسانه و نسبت دادن ان به اشتباه  به کوروش کبیر.در افسانه های هرودوت همچنین محل این وقایع در نزدیکی دریای سیاه ذکر شده که مشکل بتوان کوروش کبیر متولد شوش پسر کمبوجیه پادشاه قدرتمند ان ناحیه را به دریای سیاه تبعید کنیم در حالی که  مادها در همان اطراف بودند و پدر هوخشتره (سیاکزار یا کی خسرو ) خشتریه (سیاوخش) نه قدرتی داشته و نه اصلا زنده بوده که بتواند از پسرش دفاع کند.

بنا بر اساطیر ایرانی کی خسرو بر همه کشورها فرمان می راند و جادوان و فرمانروایان ستمکار را بر می اندازد . در اوستا با عنوان فره مندترین و درخشان ترین , دلاورترین و بزرگترین شهریار ایران ستوده می شود. در شاهنامه فردوسی نیز هیچ شهریار و فرمانروایی ارج و پایگاه کی خسرو را ندارد.

 با وجود این یکی دانستن کی خسرو و کورش کبیر بسیار غیر منطقی است چرا که : رفتار کی خسرو  در شاهنامه و در تاریخ های قدیمی ایران با مغلوبین از نوع رفتار مادها بوده و نه کورش کبیر . بریدن سر افراسیاب در تشت به انتقام خون پدر و کشتن کرسیوز با شکنجه ,قتل و غارت در شهرهای تورانیان با رفتار کورش کبیر که هرکجا که فاتح می شد نه تنها به مردم امان میداد که مذهب انان را به رسمیت می شناخت و به ان احترام می گذاشت قابل مقایسه نیست .              

   پرسش 1951:  سلام. بانو حامد گرامی درخواستی داشتم اینکه ترجمه لوح کرچه میش را میخواستم . خانم فریده فرنودفر هم به این شباهت های ایزدان یونانی با ایزدان حوری و هیتیایی و بابلی اشاره داشته اند که اگر شما هم ان ترجمه را در وبلاگ بگذارید , خیلی ممنون میشوم . سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  ترجمه ها در کتاب "اساطیر خاور نزدیک نوشته جان گری و ترجمه باجلان فرخی انتشارات اساطیر  1378 است " من نمی توانم نصف کتاب ایشان را بی اجازه اسکن کنم بگذارم روی وبلاگ  شباهت ها بی نظیر است.

   پرسش 1952:  درود. در مورد نام سلوکوس و حذف شدن « واو » در ابتدایش ؛ جناب کنزق هم توضیح دادند که آن واو ؛ واوِ عطف است و خوانده نمی شود ، بلکه فقط نوشته می شود . بنده در این سخن ایشان اشتباهی نمی بینم . پاینده باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما ویسپور را می خوانند سلوکس می گویند واو عطف است . می نوشتند ملک می خواندند شاه !  خواهش می کنم این پرت و پلا ها را برای من بازگو نکنید به مقاله صادق هدایت در باب خط و زبان پهلوی رجوع کنید و همانکه  روی لوح ها نوشته بخوانید و بنویسید

   پرسش 1953:  درود. در مورد مانی و رفتن او به هندوستان ؛ درست است ، در یک کتاب بسیار کوچک که تنها3/5*4/5 سانتی متر اندزه اش است و قدر یک قوطی کبریت است و در کشور مصر یافت شد و به خط و زبان یونانی نوشته شده است و در دانشگاه کلن آلمان نگهداری می شود ، زندگی مانی بصورت افسانه وار در آن آمده است . در آنجا اشاره شده که مانی در زمانی که 24 سال سن داشته است ؛ اردشیر پدر شاپور شاه ؛ شهر هترا را شکست می دهد و دوقولوی مانی ( همزاد مانی ) بر وی آشکار می شود . سپس در این یک سال ؛ او به مکان هایی می رود و در آخر راهی بندر فرات می شود و با کشتی قصد هند می خواسته بکند . سپس نیز در زمانی که مانی25 ساله می شود ، اردشیر پدر شاپور میمیرد و فرشته ای مانی را به کاخ شاپور در پارس می برد !

اینجا مدت زمان رفتن مانی به هند و برگشتنش به مغرب , کمتر از یک سال بوده است .

اما مشکلی که وجود دارد این است که متونی مانوی موجودند که از ملاقات مانی با شاه توران سخن می گوید و ثابت کرده است که شاه توران ، قبل از مانوی بودن ، بودایی بوده است. متن های سغدی از رفتن مانی به کوشان خبر می دهند !

حال در این یک سال نمی توان این همه مسافت را طی کرد . شما هم در کتابتان به قول از مرحوم احمد حامی ، آورده اید که : مانی شناسان باختر ؛ او را در راهِ هند ؛ روانه کشور کوشان و کابل کرده اند ! منظورتان را در اینجا متوجه نشدم . یعنی در راه هند به کابل و کوشان رفته است و یا بعد از آن ؟

همچنین بنده گمان نمی کنم در میانرودان شمالی ؛ مذهب بودایی موجود باشد . با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مانی شناسان غرب نوشتند مانی با کشتی به سمت هند رفت و در راه از کوشان  و کابل گذشت از بابل سوار کدام کشتی شده و از راه کدام رود به کوشان و کابل رسیده تا به هند برود تناقض عظیمی است که توسط مهندس حامی مطرح شده است . متن های سغدی بازنویسی مهاجران مانوی به آن سمت است معلوم نیست منظور از مکانهای نامبرده آنان دقیقا کدام طرف است تکرار می کنم پیدا شدن اسناد مانی در غار تورفان چین دلیل بر رفتن مانی به چین نیست مانویان فراری ان را با خود بردند مانی هرگز به تورفان نرفته است . این ایین بودایی که همان ایین هرمس است ، با ایین شاهزاده سیزارتا تفاوت دارد خود سیزارتا اول به غرب = ایران سفر کرد بعد آیین بودا را آنجا به بدترین وجه کپی کرد هرمس که نمی تواند وسط هند باشد می تواند ؟ این آیین بوداسپ ایرانی است صابیان خوزستان این آیین را داشتند .

   پرسش 1954:  درود باو پرنیان گرامی ....  آریان در مورد سفرهای دریایی سرداران الکساندر از بین النهرین به هندوستان مطالبی نوشته است. بنده مقاله ای در مورد " آثار ساسانی خلیج فارس " میخواندم , نویسنده ی کتاب نوشته بود شرح سفر های دریایی مقدونیان در یک سری کتیبه نوشته شده که این کتیبه ها در کویت (!) یافت شده اند و شرح بازگشت مقدونیان از هند را روایت می کنند .همچنین گروه کاوش سوئدی , یک سری آثار تاریخی از انتیوخوس سوم در کویت یافت کرده اند که اکنون در موزه کویت نگهداری میشن !بنده هرچه سعی کردم نتوانستم که آدرس اینترنتی موزه کویت را پیدا کنم متاسفانه !! شما و اقای راوید گرامی اگر میتوانید خوشحال میشم که راهنمایم کنید .این موضوع ثابت میکند که هندی که انان رفته اند , هند جنوب خوزستان است .

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از اطلاعات شما ما هم چیزی در این باب پیدا نمی کنیم تفاوتی هم ندارد چون تفسیر کار آسانی است تفسیر خواهند کرد این کتیبه ها را در راه بازگشت از سفر دریایی هند امروزی کنده اند من بیشتر دوست داشتم بدانم در باب اینکه آنتی اخوس سوم متولد شوش است  چه تفسیری دارند ایشان پدرش سلوکی شاه سوریه و مادرش دختر شاه پنت چرا در شوش ایران به دنیا آمده است؟

   نظر 1955: سلام.استاد راوید وبانوحامد گرامی میخواستم درمورد موضوعی بنویسم در بین دوستان واشخاصی که تا به حال درمحیط زندگی خود دیدم وبا انها ارتباط دارم میدانم که نسبت به تاریخ ایران اصلا علاقه ندارند وهرگاه بحث تاریخ میشود انزجار خود را ازتاریخ به هرشکل بیان میکنند یا ازتاریخ بدشان میاید یا سرسری ازان صحبت میکنند وان را سخت وبیهوده تلقی میکنند.ویاد دوران تحصیلشان می افتند که میبایستی به هرشکل دروس مربوط به تاریخ را باسختی پاس میکردند .یادم میاید که چند نفرحتی ازاین درس افتادند.موضوع مهم اینجاست که تاریخ هیچ جایگاهی در زندگی شان ندارد وصحبت وبحث درمورد ان به نظرشان بیهوده است.واین اصلا خوب نیست که برایشان اهمیت ندارد واگر من در ان محیط یا درسخنرانی یا هرجا دیگر صحبت کنم تعجب میکنند که من دارم درمورد تاریخ حرف میزنند وبه من میگویند مگر بیکاری ازاین کارها میکنی..می بینید بانو حامد واستاد راوید مردم چقدر درسطح پایینی فکر میکنند ...پاینده باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما  بیهوده تلقی کردن تاریخ همین خواهد شد که نام خلیج فارس را دریای عرب کنند  اجازه استخراج نفت را از ایران بگیرند  فردا که گشنه ماندند انوقت اهمیت تاریخ را خواهند فهمید و به اجدادشان احترام بیشتری خواهند گذاشت  این مردم راه دیگری ندارند .

   پرسش 1956:  سلام.از کی تا حالا خدای سین , چین خوانده می شود و چین...؟

   پاسخ پرنیان حامد:  سین نام ایزد ماه است که چین خوانده می شود و چین استانی که در متون پهلوی ساسانی آمده است خوزستان است. اسناد مانی در غار تورفان نشان می دهد که گروهی مانوی به آن سو فرار کرده اند. کتیبه ساسانی نشان می دهد که گروهی ساسانی به آن سو رفته اند.فاصله کشور چین تا ایران فاصله کوتاهی نیست که در زمان قدیم هر روز سری به آنجا زده باشند گروهایی که به آن سو رفتند به احتمال زیاد هرگز بازنگشتند که در مکتوبات ما نام سابق آن کشور یافت شود. اما در مکتوبات آنها نام اشکانیان و باور های ایرانی و ...به چشم می خورد. خودتان قضاوت کنید.

   ادامه نظر:  حال به منطق برویم .یک مثال از منطق: در باز است. باز پرنده است. پس در هم پرنده پرنده است!خب به نظر شما در پرنده است...به قول شما سین خدای ماه است که چین خوانده میشود! جل الخالق!!!! چین هم شهر است که در اسناد ساسانی خوزستان بوده .... بعد نمیدونم چی میشه که سر از تورفان چین در می ورید!!!!!خانم حامد سفسطه میکنید!!!! شما اصلا میدانید چین کجاست تورفان کجاست .... خدای سین چیست دارید همه را گمراه میکنید .... من ادعا بلد بودن ندارم اما این سفسطه چینی نمیکنم!!!!!لطفا جواب درباره همین موضوع باشد و به چیز های دیگر ربط ندهید. جوابتون رو به ایمیل ارسال کنید و سپس در نظر ها ثبت کنید. با تشکر

  پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  جنابعالی خودتان پاسخ خودتان را می دهید از من سوال می کنید؟  می دانید فاصله  پکن تا بابل و سوریه چقدر است؟   در زمان مهرداد دوم اشکانی فقفور چین از پکن  برای مهرداد نامه نوشته من دو روزه می آیم با هم سلوکیان را از بابل بریزیم بیرون؟

    نوشتم اسناد مانی در غار تورفان چه می کند؟ نکند مانی هم چینی بوده یا آنکه منطق دارید به من جواب خواهید داد اسناد را فراریان به آنجا بردند؟ اسناد فراریان شامل نامه ها هم بوده است همانطور که نمی توانید بگویید مانی چینی بود همانطور هم نمی توانید بگویید چون این نامه در تورفان پیدا شده پس مهرداد به شاه پکن نامه نوشته است!

    سند سغدی در زمان ساسانی نوشته گروهی که از سغد به طرف پکن رفتند 5 سال است در راه هستند سه سال اول خبر داشیم در راه بودند هنوز نرسیده بودند دو سال است خبر نداریم آنوقت جنابعالی به همین راحتی می فرمایید شاه پکن بلند شد آمد به مهرداد دوم اشکانی کمک کرد سوریه را فتح کند؟‌  من سفسطه می کنم یا شما؟  برداشتید پاسخ سوالات مختلف را  زیر هم کردید؟  واقعا هنر به خرج دادید.

   روی بندهش نوشته:

      وآنان که به سرزمین سین اند که چین استان است. این سین می شود کشور چین امروزی؟ کشور چین امروزی در دامنه زاگرس بود؟ اصلا متوجه پرسش و پاسخ ها شده اید برداشتید برای من یک چنین هنری به خرج دادید؟  سین مطابق تمام اسناد باستانشناسی بین النهرین نام ایزد ماه است که بر لوحهای بابلی نیز مکتوب است بر لوح نبونید هم مکتوب است لابد یزدگرد سوم هم در حالی که اعراب تیسفون را فتح کرده بودند پیک فرستاده شاه چین از پکن لشکر به کمک بیاورند  که شاید 10 سال بعد لشکر کشور چین امروزی از پکن به کمک او بیاید!

من گمراه می کنم یا شما گمراه شده هستید خبر ندارید.

    ــ  لازم به تذکر است  سوء تفاهمی که برای این خواننده گرامی پیش آمده بود از طریق ایمیل بر طرف شد به درخواست خود ایشان این پرسش و پاسخ بر وبلاگ باز شد تا برای دیگر خوانندگان این سوء تفاهم پیش نیاید،  پرنیان حامد.

   نظر 1957:  با عرض سلام و عرض خسته نباشید به حضور بزرگواران جناب آقای راوید و بانو پرنیان حامد در مورد رنگ پرچم ایران میتوان گفت رنگ قرمز میترایی و رنگ سفید مزدایی و رنگ سبز اسلامی است. به نظر من آرش از آنسوی ارومیه تیر انداخته که به رود جیحون ترکیه افتاده لذا مرز ایران و توران رود جیحون بود با تشکرات صمیمانه

   پاسخ پرنیان حامد:   با سلام در باب پرچم شاید اینگونه باشد که شما گفتید اما شاید بهتر باشد به پرچم ترکیه امروزی با رنگ قرمز و علامت خورشید و ماه و پرچم پاکستان از آن سو با رنگ سبز و همان علامت و به شهر شیراز در میانه که شیر+ از = محل شیرها علامت شیر و خورشید در وسط رنگ سفید نیز توجه کنیم . محل تیر ارش کمانگیرکه حدس زدید  درست است تنها باید آن را از طریق اسناد دیگر ثابت کنیم 

    پرسش 1958:  باسلام خدمت جناب اقای راوید سوالی در مورد جنگ ایران و روم داشتم. درباره واقعه 300 گفته شده که300 سرباز رومی با تجهیزات کامل و ارایش جنگی مناسب توانستند100000 سرباز ایرانی را شکست دهند. دروغ ها که آشکارند چون از دیدگاه استراتژیکی و روانشناختی سربازان رومی با شنیدن صدای پای سربازان ایرانی چنانان ترسی درونشان ایجاد خواهد شد که اگر قدرت بسیار بالایی هم داشته باشند پا به فرار خواند گذاشت حالا دیگر دلایل جای خود دارند. اما ایا فارغ از دروغ ها چنین جنگی وجود داشته؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  واقعه ها وجود داشته اما با این طریقه مفسرین امروزی  که از خودشان  تاریخ خلق کردند. تناقض شدید دارد واقعه رومی که شما نوشتید ( نمی دانم کدام جتگ ایران و روم منظور شماست) همان واقعه خشایارشا و یونان است که یونان آن یونان امروزی نمی تواند باشد .  تکرار هزار بار یک واقعه در تاریخ، تکرار شخصیت ها با گذاشتن عدد جلوی ان مثل سلوکس 1-2-3 یا اشک از 1تا 23 و... لاف زدن های سنگین در تاریخ نویسی تاریخ را تبدیل به  دروغ محض کرده است. هنوز هم امیددارم بتوانیم از روی بازمانده های ایران تاریخ درست و منظم را احیا کنیم پشت هم بنویسیم .  

   پرسش1959:  می خواستم بپرسم کتاب های تاریخی که در دانشگاه ها یا مدارس تدریس داده می شوند چقدر مورد قبول شما هستند.؟

   پاسخ پرنیان حامد:  کپی طوطی وار تفسیر های اروپایی است که خود مفسر اروپا حتی پایبند نوشته مورخ یونانی ( تنها سندش ) هم نیست . برای دانشگاه و مدارس  کشوری که به گفته همان مورخ یونانی " ایرانیان در نوشتن تاریخ تبحر داشتند " و کشور ایرانی که خودش تاریخ مکتوب دارد ، تنها می توانم بگویم شرم اور است . باعث خجالت آقایان اساتید به اصطلاح تاریخ کشور ایران  است .

   پرسش 1960:  سلام، یه سوال داشتم، میخواستم بدونم این مطالبی ک نوشتین توی وبلاگتون قابل دفاع هست؟؟ سند تاریخی داره؟؟ امکان کتاب شدن داره یا نه؟؟ یعنی نگارش یه دایره المعارف تاریخی چیزی ک ایرانیا بتونن بهش رجوع کنن، چیزی م بتونه دروغای هرودوت و گزنفون و دیگر رمان نویس های غربی رو بر ملا کنه، لطفا در اولین فرصت از طریق ایمیل جواب بدید، ممنون

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مطالب  وبلاگ گفتمان قابل دفاع است، سند  دارد، کتاب و گزارش مستند هم شد، مستند بعدی هم در راه است.

   نظر 1961:  درود بر شما. به استناد گزارشهای فرستادگان کشورهای اروپایی که در قرن نوزدهم میلادی از بوشهر عازم شیراز و تهران بوده و از منطقه ممسنی عبور کرده اند, ممسنی ها خود را از تبار رستم سیستانی دانسته و به ریشه سیستانی خود افتخار می کرده اند.جیمز موریه، اوژن فلاندن و لرد کرزن بر این موضوع تاکید کرده اند.  به نظر می رسد ریشه نام ممسنی از دو واژه مام (مادر) و سئنه/سین ( سیمرغ) ترکیب یافته است.چون سیمرغ دایه و مادر زال پدر رستم بوده و در نتیجه ممسنی ها که فرزندان رستم زال بوده اند سیمرغ را مادر خود می دانسته اند. برخی از سرداران قبایل معروف شهرکی و سرابندی ساکن سیستان تبارشان را به شهرک ممسنی مرزبان فارس در دوره ساسانیان می رسانند که در نبرد با مسلمانان کشته شد. شهرک ملقب یه شاه اژدها بوده و آتشکده میل اژدهای معروف به برج نوراباد یادگار دوران فرامانروایی شهرک سورن در ممسنی است.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام . از تبار رستم هستند و نام  مکانها را مهاجران از کردستان با خود آوردند با اینکه خود شخص رستم در سیستان بود زمین تا آسمان فاصله دارد.   تقاضا دارم اسناد لردهای انگلیسی از جمله سرپرسی ساکس و لرد کرزن و .... را جلوی چشم من نگذارید این افراد بی هویت کثیف برای یک قران پول و به دستور هرچه خواستند نوشتند ان سرپرسی ساکس کثیف را وقتی در ایران از این سو به ان کشیدند درحالی که از تشنگی داشت می مرد اعتراف کرده چنین سفری غیر ممکن است آنوقت به دستور تاریخ ایران برای ما نوشته دوباره می نویسند الکساندر افغانستان  و هند را فتح کرد. گفته این آقایان نه تنها سند نیست بلکه از سر تا پا سیاست و دروغ است. 

    سیستان و کرمان وارث اولین تمدن جهان (جیرفت، شهر سوخته ، شهداد و...) هستند به عللی از این نقطه مهاجرتی سنگین آغاز شده است ( سیل و آبگرفتگی ) هزاران سال بعد مهاجران در نقطه دیگری از کشور ایران  تاریخی مکتوب کردند که این مکتوبات به محل سیستان امروزی ارتباطی ندارد ( رستم مکتوب شده در کردستان است نه سیستان ) هزاران سال بعد به علت حملات از غرب  این گروهها مهاجرت کرده باز به شرق ایران بازگشتند نامها را هم با خود آوردند.

     تقاضا دارم با این تعصبات تاریخ کشورتان را تبدیل به افسانه نکنید و به جای این غیرت های بی مورد کمک کنید مکانهای مکتوب در زمانهای مختلف را دقیقا پیدا کنیم . شما اگر سیستانی هستید و به نام رستم حساسیت دارید من  ایرانی هستم و بیش از شما به این نام حساسیت دارم و سعی در پیدا کردن این نماد ششصد ساله که نماد یک خاندان ایرانی است در تاریخ دارم  و نمی گذارم تاریخ کشورم را افسانه کنند و برایم تاریخی بنویسند که نام خاندان رستمیان اصلا در آن نباشد.  شما هم به جای تعصب بی مورد در باب یک استان کمک کنید تاریخ کشورمان را نجات دهیم. با سپاس

   نظر 1962:  درود خانم حامد . با دوستی در مورد یک مدرسه ۱۷۰۰ ساله رومی مکشوفه در مصر بحث میکردیم . گفتم که در دیوار نبشته های این مدرسه به یونانی شرحی از ایلیاد هومر هم آمده است ,در یکی از دیوار ها نوشته شده : " هلن از شهر تروا , جایی که نبرد های تراژان درگرفت , با ماده مخدر مهمانانش را به خواب برد ....."

   نکته ای اینجا بود که به او هم اطلاع دادم . اینکه شهر تروا در جایی بوده که نبرد های تراژان درگرفته است . تراژان نام یکی از شاهان رومی است که اصالتی اسپانیایی داشت و شرح نبرد او موسوم به نبرد های ترتژان با ایران , در سوریه و بین النهرین بوده است. جایی ندیده ام که در غرب ترکیه نبردی درگرفته باشد .  لذا این تروا باید در سوریه یا عراق و خاور نزدیک باشد.

    مشکلی که هست این است که هرودوت در فصل اول در افسانه یو و گوگس آورده که یونانیان اهل اروپا و تروایی ها آسیایی هستند و به خاطر نبرد تروی که آسیایی بودند و توسط یونانیان نابود شدند, ایرانیان از یونانیان کینه گرفتند زیرا تمام آسیا را از خود میدانستند.   مشکل در همین قسمت است. پاینده باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما به استناد نوشته مورخین یونانی مرز آسیا و اروپا تانایس است. اروپه کرکوک امروزی است که همان اروپای هرودوت است . تکرار می کنم جنگ ایلیاد هومر در کنار دجله و فرات است. بخوانید ببینید هرودوت در باب اروپای امروزی چی نوشته است منظور او از یونانی ها اروپایی بودند که نمی تواند اروپای امروزی باشد آدم خودش که به خودش نمی گوید وحشی آدم خوار می گوید؟  تراوا حدود بغداد تا بابل امروزی است یونانی هایی که می گوید از شمال حمله می کنند دقیقا هومر نوشته جنگ کنار رودی بود که یونانی ها در شمال به آن خانت و جنوبی ها به آن سکاماندر می گفتند جنگ شمالی جنوبی است نه شرقی غربی. کشتی ها در رود پایین می آیند نه دریا و.....

   نظر 1963:  با تمام عشقی که به تاریخ ایران باستان دارم فکر می کنم مخالفت بنیادی با وقایع پذیرفته شده تاریخی روشی است که پانتورکهایی مثل پورپیرار در پیش گرفته اند و زیاد جالب به نظر نمی رسد لذا خواهش می کنم شما روش آنها را در جهت عکس دنبال نکنید

   پاسخ پرنیان حامد:  افرادی که نام بردید از نقاط تاریک تاریخ سوء استفاده کرده در جهت کوبیدن ایران و ایرانی قدم گذاشتند من به عنوان یک ایرانی وظیفه دارم این نقاط و نکات را مطرح کنم و به بحث علمی به بگذارم و تاریخ کشور را احیا کنم. باشد که دیگر کسی نتواند از آن سوء استفاده کند. مخالفت بنیادین برای روشن کردن است پذیرش کورکورانه حماقت است. مترجمین لوحهای بابلی و مفسرین تاریخ مورخین یونانی سند بیاورند به چه مجوزی هر کاری دلشان خواسته کرده اند؟ من موجود دانایی هستم سند قانع کننده ببینم می پذیرم همین جا روی همین وبلاگ با خط درشت قرمز می نویسم اشتباه کردم. من الان سند می خواهم کدام مورخ یونانی نوشته الکساندر به افغانستان رفته؟ و چرا در تاریخ مطابق با سند لوح بابلی ننوشتند ارشک اشکانی بابل را فتح کرده و شاه بابل شناخته شده است؟ 

     به جای جبهه گیری و ساختن پان های گوناگون یا کمک کنید یا بشینید گوش کنید ببینیم نتیجه این مخالفت بنیادین چه خواهد بود.

    پرسش 1964:  به نظر من کیومرث همان حضرت نوح (ع) است و کشور سومر برابر گومر میباشد،  و از گیومرث ( گومرس) گرفته شده است.  سیامک برابر سام (ع) و هوشنگ برابر هود (ع) است، (هوشنگ= هوثنگ= هوتنگ= هودنگ).  نظر شما؟؟؟

  پاسخ پرنیان حامد:  با سلام نظر من در کتاب مکتوب است اینها نماد  سلسله ها و خاندان های مختلف هستند و یک شخص نیستند . سومریان خودشان مهاجرینی از فلات ایران به آن منطقه بودند و می تواند نماد کیومرث باشد اما مهاجرت از جیرفت به بابل در زمان جمشیدیان  صورت گرفته است لاجرم اگر هم بخواهید پسران نوح را با عنوان خاندان جایگزین کنید باید از جمشید به بعد به دنبال آنان باشید.

 ارگ  http://arq.ir

پرسش و پاسخ ویژه 91

       تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه پست های مختلف وبلاگ و یا ارسالی با ایمیل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و این قبیل را حذف کردم،  و تا آنجا که شده اشتباه های املایی و انشایی آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس مجسمه سردیس سرباز یا سردار اشکانی،  عکس شماره 7228،  محل کشف سایت باستانی نسا،  در نزدیکی شهر عشق آباد یا اشک آباد تاریخی در کشور ترکمنستان.

   پرسش 1929 ــ  سلام . انچه کتزیاس درباره شاهان ماد نوشته است را نمی توان پذیرفت . در فهرست او ارباس که باید نخستین شاه ماد باشه با یک بابلی ؛ شاه اشور را شکست می دهد و یک سری سلسله اورده است بعدش. اگر شما این سالها را جمع کنید؛ لابد به قرن 7 و 8 خواهید رسید که این زمان تازه اوج کشورگشایی های اشور است. این شجره نامه کتزیاس؛ سندیت و ارزش تاریخی ندارد. در غیر این صورت می توان تفسیر دیگری کرد مبنی بر اینکه ماد ها چندین شاه داشته باشند، که البته در منشور نبونید هم آمده که: "شاهان ماد در پی یک حمله به خودشان هستند" و به این اشاره.

   پاسخ پرنیان حامد:   با سلام،  کتزیاس این ارباکس را می گوید:

   مردم باختر گویند:  مردی از عجم که نام او به عبرانی ارباق است، و بفارسی ده اک و به تازی ضحاک، بر این پادشاه (ثرنوقلنقریراس آشوری) خروج کرد و با او جنگ نمود تا آنکه او را شکست داد و او را بکشت و خود به سلطنت رسید، تا آنکه کیانیها که پادشاه بابل بودند و اهل بابل ایشان را کلدانیان می گویند, به پادشاهی قیام کردند (آثارالباقیه).

    آنچه کتزیاس نوشته شجره طولانی نیست ! 310 سال تا هوخشتره شجره نامه داده است که دقیقا مطابق با 310 سال شجره تاریخ ایران از کی خسرو (هوخشتره) تا کی قباد است. 1. درباب نام شاهان آشور که شما قدرت آشور را در آن می بینید باید کمی بیشتر دقت کنیم نامها همه شبیه نامهای بابلی است و اکثرا مطابق با مهرداد و ... لذا تصور می کنم آشوری که اینها نوشتند تمدن دیگری بود از قدرت آشوری که شما شاه بزرگ آن را آشور بانی پال می دانید. هرودوت نوشته آشور شهر های بزرگی داشت که بعد از نینوا بزرگترین آن بابل بود توجه دارید؟ شما خاندان بابلی که اون بالا درست نوشته و باقی مانده ای از آشور اولیه بودند را با خاندان اصلی آشور به هم آمیخته اید. 2. مشکل شما با کتزیاس این است که نوشته کوروش چوپان بود من هم با این جمله او مشکل دارم اما با توجه به اینکه پزشک دربار اردشیر بود و خاندان داریوش با خاندان کوروش سازگاری نداشتند یا چنین پرت و پلایی را در همان دربار شنیده و مکتوب کرده است و یا برای چاپلوسی اردشیر چنین چیزی نوشته است . من نگفتم کورکورانه هر چه مورخ نوشته بپذیرید گفتم بشینیم با هم تجزیه تحلیل کنیم. ارباکس او و شجره ماد او مطابق تاریخ ایران است جنگ و گریز ها مطابق با لوحهای به اصطلاح نیو آشوری شاهان نامبرده 310 سال او را به راحتی می توان از ارباکس تا اسپنداس  روی 310 سال کی قباد تا کی خسرو جایگزین کرد و به دنبال اسناد باستانشناسی رفت (من مشغولم شما خود دانید این اطلاعات را بر تالار گفتمان هم میهن نیز در اختیارتان گذاشتم توجه نکردید) تقسیر دیگر شما هم جالب است در حال جستجو در نظر دارم سندی بود با شما در میان می گذارم.  پاینده باشید.

   پرسش 1930:  سلام ، عیدتان مبارک،  اگر میشه درباره آیین های نوروزی و روز 13 بدر توضیح دهید. ممنون
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام از آنجا که تقسیمات روز مطابق سیارات هفت روز و  ماهها 12 ماه بود سیزدهمین روز اول سال که بی هویت می شد، را با جشن برگزار می کردند،  و به طبیعت پناه می بردند.

   نظر 1931:  (خطاب به بانو حامد) ما همه ایرانی هستیم و مسئول در مورد تاریخ مان..

با سلام به بانوی گرامی و متعهد و فهیم و دلسوز پرنیان حامد (قصد تعریف ندارم. چون ایشان نیازی به تعریف کسی ندارند. پرونده ایشان مشخص است). ایشان جز یک درصد افرادی هستند که بیهوده زندگی نکرده اند .. و زندگی شان پر از تلاش بوده تا به امروز و از بزرگان این مملکت هستند که همیشه برای ایران و ایرانی قلبش می زده است. و راه پرافتخار علم و کشف علم را دنبال میکنند ایشان.. من نظری دارم در مورد حذف حمله اسکندر از گریک از تاریخ دبستان. بهتر است که همه تاریخ دوستان باهم قراری بگذاریم سی نفر چهل نفر بریم اموزش پرورش و از مسولان بخواهیم فکری بکنند. با دلیل و مدرک و شاهد و پشتوانه میریم.. و حساب کار دستشون میاد وقتی باهم متحد بشیم ....من که هر کاری از دستم بر بیاد برای حذف دروغهای تاریخی انجام میدم.. تو دانشگاه میرم کنفرانس میدم. دانشگاهی که دارم تحصیل میکنم ... چند بار رفتم دادم... و تا جایی بتوانم صحیح فکر کردن درمورد تاریخ مان را ترویج میدهم .. و در آخر تشکر و سپاس فراوان از بانو حامد و جناب راوید ... پاینده باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس. هیات چهل نفری را تشکیل بدهید بنده در خدمت شما هستم گروه تان حاضر شد شماره تلفن بفرستید به آدرس ایمیل من یا آقای راوید.  دانشگاه، اموزش و پرورش هر جا بفرمایید بنده با سند معتبر در خدمت شما هستم. اسکندر را هم فعلا بگذارید زمین این جمله را با دقت نگاه کنید:

   کتاب تاریخ کلاس چهارم دبستان  ، درس پنجم  صفحه 86:

   "حدود چهار هزار سال پیش اقوامی که خود را آریایی می نامیدند از شمال دریای خزر به سرزمین ما آمدند ان ها در دشت های سبز و حاصل خیز و مراتع کوهستانی ساکن شدند از آن پس سرزمین ما ایران نام گرفت.  آریایی ها سه گروه بودند مادها، پارسها و پارتها ..."

   این جمله بی سند یعنی شستشوی مغزی بچه کلاس چهارم دبستان بی هویت کردن  خودش و نام کشورش این بچه اگر در آذربایجان است = ماد اگر در خراسان= پارت! اگر در شیراز= پارس  و.... خودش و نام کشورش را  خارجی خواهد دانست. پس بی هویت کامل خواهد بود. بچه استان کرمان و سیستان و بلوچستان را هم که چون نه پارس است نه ماد و نه پارت مدتهاست بی هویت کردند و نمی گویند مهاجرت اریایی ها از این مکان شروع شد و ریشه همه این خاندانها همان تمدن ارته از این ناحیه و شروع مهاجرت اریایی ها از این منطقه بود. 

   برای همچین جمله کثافتی در این کتاب هم هیچ سندی ندارند کلیه فرضیه ها هم برای من مستند قابل رد کردن است لذا آموزش و پرورش باید جمله را الان، همین الان عوض کند بنویسد چهارهزارسال پیش اریاییان به سه گروه تقسیم شدند.

    تا زمانی که بنده دقیقا ثابت کنم شروع مهاجرت اریایی ها از کرمان ایران بود آنوقت باید بنویسند آریایی ها که از کرمان ایران بودند جهان را فتح کردند.

من مشغولم، اسکندر هم در ادامه همین نامه است.  شما گروه تشکیل می دهید چه بهتر، تشکیل نمیدهید نامه با سند  را مودبانه می فرستم اموزش و پرورش ترتیب اثر ندادند چاپ می کنم توی روزنامه های ایران، ملت ایران را بسیج می کنم  "هر بی شرمی هم حدی دارد"

منتظر پاسخ شما هستم،   با سپاس.

   نظر انوش راوید:  جوانان عزیز ایران،  اگر نتوانید از حقانیت تاریخی کشور و سرزمین خودتان،  در مقابل تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان استعماری دفاع نمایید،  آن دشمنان با انواع ترفندها و تاریخ سازیها،  چیزی از کشور و درآمد و زندگی و بود و نبود شما باقی نخواهند گذاشت.  نمونه چند از نامه هایی که به آموزش و پرورش در اینجا، یادر اینجا نوشتم،  مطالعه کنید،  و نامه بنویسید و تلفن بزنید و بروید،  و از تاریخ و حقانیت کشور و ملت خود با حفظ محیط دمکرات و قوانین کشور دفاع نمایید.

   نظر 1932:  درود و خسته نباشید خدمت استاد بانو حامد گرانقدر و استاد راوید گرانمایه.  بانوی گرامی استاد حامد من واقعا تحت تاثیر شخصیت شما قرار گرفتم ، شما رو تحسین میکنم و غلو هم نمیکنم شخصیت شما مانند ابر قهرمانان زن گذشته تاریخ ایران عزیزم است. دور از وطن دوستان و ایرانیان واقعی که قلبشان برای ایران میتپد، شما از تمام مردان حال اکنون ایران که تا نوک دماغشان را بیشتر نمیبینند و فقط ادعا دارند ! باهوش تر هستید و مردانگی را ازشما باید بیاموزیم که اینقدر با غیرت هستید در باره کشورتان.  بانوی گرامی درباره سوالهای تکراری و ساده انگارانه هموطنان که از لحن سوالهایشان گمان میرود تعصبی به ایران زمین ندارند! اینطور هم میشود برداشت کرد که، چون در نظام آموزشی ایران در نیم قرن اخیر، پرت و پلا یاد گرفته اند!! اکنون برایشان باور حقایق سخت است چون با چیزهایی که یاد گرفته اند 180% تفاوت دارد! و مطمعنا آنها هم دوست دارند افتخار را در تاریخ گذشته ایران ببینند، تکرار سوالهای تکراری، از نظر من که یکی از همین ها هستم که علم چندانی راجع به تاریخ درست ندارم، علتش این هم میتواند باشد که خواستار جوابهای محکم و قاطع شما در جواب سوالها درباره تاریخ گنگ و درهم گذشته تاریخ ایران گذشته هستیم، تا بارها بشنویم حقایق چه چیزهایی هستند، خواهش میکنم از ما ناراحت نشوید و کم نیاورید، البته منظورم این نیست که تمام انرژی خود را بگذارید تا مسائل تاریخ ایران را.. حل کنید.  شما مطمئنا باهوش تر از همه ما هستید که بدانید چطوری با ناملایمات کنار بیایید و راهتان را ادامه دهید.  صمیمانه از شما سپاسگذار هستم و برای شما و خانواده تان آرزوی تندرستی و شادی دارم.

پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما گرامی پرسش پاسخ قبلی را ببینید. نگاه کنید آموزش و پرورش چه بلایی به سرتان آورده است. من حاضرم اینجا تا آخر عمرم سوال تکراری جواب بدهم. نه از شما ناراحت می شوم و نه کم خواهم آورد. اما شما هم حرکت کنید من نیاز به تعریف شما دوستان عزیز ندارم نیازی به نام و شهرت هم ندارم،  حتی نمی دانم واقعا از شما باهوش تر هستم یا فقط بیشتر از شما مطالعه و کنکاش و کنجکاوی کردم، اما به شما خاطرنشان می کنم هشت سال زحمتی که کشیدم را دارم صادقانه در اختیارتان می گذارم حرکت کنید هر جای آن اشتباه داشته باشد تصحیح می کنیم نترسید اشتباه نه گناه است و نه رد کل فرضیه با این همه سند،  هر جای آن هم که درست باشد مجبور می کنیم بپذیرند.

   جمله آریایی های کتاب کلاس چهارم دبستان شوخی نیست و سند قاطعی هم برای نوشتن آن در جهان نیست و علم زمین شناسی هم آن را رد می کند مگر آنکه بگویند فرا زمینی ها آمدند قطب شمال، که آن هم فرضیه بدون سندی است و  حق ندارند  فرضیه بدون سند بر ضد ایران در کشور ایران و  در کتاب درسی فرزندان ایران بنویسند،  و باید عوض شود اسکندر آن هم  باید تغییر کند اینجا ایران است و کتابهای درسی تاریخ  کشور ایران باید به استناد اسناد ایرانی و تاریخ خود ایران باشد نه فرضیه های پرت و پلای اروپایی.  پاینده باشید.

   پرسش 1933:  تو کتاب اسکندر میشه ذوالقرنین که جور هم در میاد ولی دین اسکندر میترای هست که همون خورشید پرستیه که تو قران خورشید پرستی منع شده.

  پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما مگر در قران نوشته ذولقرنین پیامبر بود یا به زمان حضرت محمد و  مسلمان بود که خورشید پرستی توسط حضرت محمد بر او منع شده باشد؟ (کتابی را هم که سر و ته آن را اینگونه زدند از این بهتر نمی شود یک کمی با هوش باشید متوجه می شوید موضوع چیست من مجبورم سکوت اختیار کنم متاسفم).

   پرسش 1934:  سلام .. لطفا بفرمایید بگید ایا گشتاسپ زمان زرتشت با گشتاسپ پدر داریوش یکی هستن.؟ اگر قبلا جواب داده اید من جایی ندیدم در وبلاگتان... با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام خیر یکی نیستند.

   نظر 1935:  داشتم بخشی از شاهنامه، را میخواندم که متوجه یک چیز جالب شدم در اشعار فردوسی قسمت گفتار اندر آفرینش عالم درباره چگونگی پیدایش جهان نوشته که با نظریه انفجار بزرگ یا مه بانگ که در زبان انگلیسی big bangمطابق است. حتی عناصر چهارگانه نظریه ارسطو که جهان از این چهار عنصر بوجود آمده واز ترکیب اینها عنصر پنجمی به نام اثیر که اجرام آسمانی بوجود آمدند نوشته شده است. این شاهنامه ای که الان من میخوانم نمیدانم که چقدر دقیق است ولی با این حال قسمتی از اشعار را در پایین مینویسم.

از آغار باید که دانی درست سرمایه گوهران از نخست <><> که یزدان زناچیز چیز آفرید بدان تا توانایی آرد پدید

سر مایه گوهران این چهار برآورده بی رنج و بی روزگار <><> یکی آتشی برشده تابناک میان آب و باد از بر تیره خاک

نخستین که آتش به جنبش دمید ز گرمیش پس خشکی آمد پدید <><> وزان پس زآرام سردی نمود ز سردی همان بازتری فزود

چو این چهار گوهر به جای آمدند ز بهر سپنجی سرای آمدند <><> گهرها یک اندر دگر ساخته زهرگونه گردن بر افراخته

پدید آمد این گنبد تیزرو شگفتی نماینده نوبه نو <><> ابرده دو هفت شد کد خدای گرفتند هر یکی سزاوار جای

در بخشش ودادن آمد پدید ببخشید دانا چنان چون سزید <><> فلکها یک اندر دگر بسته شد بجنبید چون کار پیوسته شد

    در نظریه مه بانگ جهان 0.037±13.798 میلیارد سال پیش با یک انفجار بزرگ به وجود آمده و جهان رو به انبساط می گذارد در این لحظه جهان درحال گرم شدن است،  و بعد از آن رو به سردی می گذارد و بعد از این ذرات ریز اتمی (پروتون، نوترون ، الکترون) به وجود می آیند. در نظریه ارسطو عناصر چهار گانه عبارتند از آتش، آب، خاک، هوا،  که جهان هستی را تشکیل میدهند. (البته لازم به ذکر است که یک اتم دارای چهار قسمت اصلی سازنده است:  پروتون، نوترون، الکترون و فوتون).  به اشعار فردوسی دقت کنید آیا این بیت ها با این نظریه تطابق ندارد؟ حتی نحوه بوجود آمدن زندگی در روی زمین در ابیات مشاهده می شود، حتی در بیت ((ابرده دو هفت شد کدخدای گرفتند هر یکی سزاوار جای)) اگر ابرده را برابر یک میلیارد فرض کنیم به عمر جهان اشاره می کند.

   البته شاعران زیادی درباره این 4 عنصر شعر نوشته اند شیخ محمود شبستری در گلشن راز:

عناصر باد و آب و آتش و خــــاک گرفته جای خـــــــود در زیر افــلاک

ملازم هر یکی در منزل خـویش بـــه ننهد پای یک ذره پـس و پیش

چــهار اضـــداد در طبع مـــراکز بهم جمع آمده کس دیده هــــرگز

مخالف هر یکی در ذات و صورت شده یک چیز از حــکم ضـــــرورت

   البته شاید من درباره این نظریه خوب توضیح نداده باشم می توانید به ویکی پدیا مراجعه کنید امیدوارم که جوانان دانشمند این دانش بتوانند دانش گمشده را با این ابیات پیدا کرده و به این کشور باز گردانند.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما کار شما بسیار زیباست امید دارم خوانندگان این وبلاگ از زحمات شما استفاده کنند چنانچه مایل هستید نام شریفتان را برای آقای راوید بفرستید ضمیمه مقاله زیبای شما باشد.

   نظر 1936:  درود به شما ایرانی راستین، سپاس برای زحمات شما

   پاسخ پرنیان حامد:  پاینده باشید

   نظر 1937: چه جالب بود، بخشی از اطلاعاتی که از ریشه یابی هایی که دارید را از زبان پیران مدرسه نرفته روستاها شنیده اید و گرفته اید. شاید خیلی ها این منابع را زیاد درست ندانند ولی من فکر می کنم تو سینه ای این پیران مدرسه نرفته پر از حکایات و تجربه هایی است کهن که اتفاقا خیلی نزدیک به حقیقت.

سپاس از جهاندار پیروزگر <><> کزویست نیرو و فر و هنر

   پاسخ انوش راوید:  امیدوارم جوانان با هوش هر شهر و دیار،  نسبت به ضبط و حفظ و نگهداری آثار فرهنگی و شفاهی و عینی مردم خودشان اقدام کنند،  و آنها را جهت اطلاع دیگران در اینترنت منتشر نمایند.

   پرسش 1938:  سلام استاد، ایا پرچم کشورهای اروپایی نشان از حکومت ایرانیان در اروپا را نمیدهد؟ شمشیر کاتانا (شمشیر سامورایی ها) رو ریشه یابی می کنید. ممنون

   پاسخ انوش راوید:  در پرسش و پاسخ 49 در اینجا.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام پرچم نمادی در ایران باستان بوده است قدیمی ترین پرچم هم پرچم شهداد ایران است در باره رنگها خاندانها نیز در شاهنامه فردوسی  در دو قسمت توضیح کامل آمده است. اینکه پرچم ایتالیا همرنگ پرچم ایران است به شدت مرا به فکر فرو می برد. روم  و رم و رومیه مدائن جای تامل دارد و...

   پرسش 1939:  درود . در مورد خوانش ان مجسمه کتیبه دار سلوکی؛ آدرسش را در پایین خواهم گذاشت. اقای کنزق احتمال داده اند که شخص هص ابن (= پسر) داک یک مجسمه را ادا کرده و سپس شخص دیگری انرا به والی احتمالا خوزستان تقدیم کرده است. این ادرس:

http://ensani.ir/fa/content/290836/default.aspx

   پاسخ پرنیان حامد:   زبان سامی و آرامی که خط آرامی آن بسیار به خط آرامی هخامنشی نزدیک است،! کتیبه به زبان محلی حص بن داک نوشته شده که سامی است و به زبان معتبرتر توسط  دریافت کننده ترجمه شده که آرامی است!. زبان معتبر یونانی دریافت کنندگان و پیروزان جنگ چه شد؟ آقایانی که رفتند افغانستان کتیبه به خط یونانی کندند چه شدند؟ من سپاسگزار از همه مترجمین این مرزبوم از جمله نگارنده این متن هستم، اما تفسیر ایشان در باب لغت.

    وسروکس چرا لغت را وسلوکس نوشتند و چرا (و) اول آن را حذف کردند؟. یونانی اگر وارد ایران شده و تاریخ سر لوح مربوط به حکومت اوست چرا به زبان یونانی نیست؟ چرا اسناد ایران را با تاریخ مکتوب خود ایران بررسی نمی کنند؟

    حص پسر داک  به استناد تاریخ طبری سورنا است ادا شد برای سورنا والی از خاندان اورمان در سال 39 از پادشاهی انتی اوکسوس روکس = انتی اخوس لکس یا  رکس با 

.............................................................................................

گرامی سکه های نقره  فراتکار   در موزه بریتانیا را پیدا کنید من باید این سکه ها را ببینم  ردیف آن  خاندان هخامنشی بعد از حمله کهرم سوریه ای است. ارتبان اگر با انتی اخوس سوم درگیر بود لغت همان اردوان است میشه ارد میشه اشک 13 میشه همین سورنا که نوشتم میشه همان که در شمال جلوی او را اشک ها در لائودیسه گرفتند در ایلام هم سرش را بردیدند. 

6MU 1.ME.25 kám SIG ina E.KI it-te-eš-me

Year 125, Simanu [= month III]: It was heard in Babylon: 

7um-ma UD 25 kám mAn LUGAL ina KUR NIM.KI GAZ

as follows: "On the twenty-fifth day An(tiochus III), the king, was killed in Elam".

  این شجره نامه سلوکیان  به ترتیبی که نوشتند نیست این شماره 3 همان شماره 1 پسر سلوکس است و اصلا اینها به ایران امروز ارتباطی ندارد سلوکس فقط والی بابل بوده دو شاه بابل و سوریه زدند توی سر و کله هم این نه به اشکانیان ربط دارد نه به هخامنشی نه اصلا به ایران و هند و افغانستان  ارشک اشکانی هم به حساب خودشان می شود 303 ق.م اثر او روی لوح بابلی هست،  ببینید مترجم در ترجمه چه کلاهی به سر دنیا گذاشته اسم را  بخوانید.

1’ [9 cm, max. 24 signs mA-r]i-is-ki-la-mu u lú ERÍN.MEŠ mAn-ti-gu-nu-su a-n[a .. .. .. .. .. .. .. .. ..]

[(max. 24 signs) A]rchelaus and the troops of Antigonus to [.. .. .. .. .. .. .. .. ..] ارشک ان 303 ق.م

   سکه ها ی فراتکار را پیدا کنید باید قیافه شاهان روی آن را ببینیم و قبل از اینکه موزه بریتانیا نابودشان کند عکس آن را داشته باشیم سکه های شاهان هخامنشی است کمک کنید با سپاس.

   ادامه پرسش:  همچنین گویا دوستان سندی در مورد استفاده از خط و زبان پهلوی برای دانشگاه جندی شاپور داده بودند. اگر امکان دارد؛ ادرس لینک ویکیپدیا را در این سایت بگذارید ممنون میشم. البته خوزستان در آن زمان مسیحی نشین بوده و اینکه انجا را مسیحیان هم اداره می کردند چیزی عجیبی نیست. مثلا جبرئیل دُرُستباد؛ رئیس مناظرات دانشگاه جندی شاپور در زمان انوشیروان؛ ایرانی بوده است. موفق باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود و سپاس لینک جندی شاهپوری که داده بودند بر وبلاگ باز شده بود:

    زبان پارسی میانه در دانشگاه گندی شاپور ــ، آدرس سند برای زبان پارسی میانه در دانشگاه گندی شاپور این است (دانشگاه گندی شاپور) در وبلاگ ویکی پدیا.

   روی قسمت search   ویکی پدیا  بنویسید دانشگاه گندی شاپور.

   پرسش 1940:  1 ــ استاد جنگ فرهاد اشکانی در سوریه با اسالکه را توضیح دهید.. ایا واقعیت دارد... حریان سلوکیان را میدانم...

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام ببینید گرامی اینها همه واقعیت دارد اما به هم ریخته و طولانی شده و تکرار یک ماجرا هستند.

   توضیح اینکه خیلی از این مهرداد ها و فرهاد ها که شماره گذاری شده اند یک شاه هستند با دو لقب یا از زبان گویندگان دو اقلیم و چند تایی از آنها هم در زمان هخامنشی ها  شاه محلی بودند نه شاه شاهان ،سکه بعضی از این اشکها را هم کنار هم گذاشتم صورت ها مشابه هستند. سرگذشت هایی است که برای پر کردن این 260 سال دائما تکرار می شود باید اشکانیان 266 تاریخ ایران را ملاک قرار دهیم شاهان و سرگذشت ها و سکه ها را روی هم بگذاریم تا شاهانمان را بازیابیم تا من بتوانم به شما بگویم این شاهی که الان می گویید کدام است و چه کرده است. این کار یک دقیقه نیست من همچنان مشغولم و هنوز در گیر. خیلی از اینها هم اصلا اشکانی نیستند بی خودی همه را می گوییم اشکانی،  پرنی- پارتی- داهی، رومی، .... همه را می گوییم اشکانی. اولین جمهوری جهان با مجلس مهستان مال یک خاندان نیست! این یعنی خاندان های مختلف بودند،  بی چاره طبری هم توضیح داده توجه نمی کنیم نوشته اشکانیان شاه نبودند فقط حرمت آنها را نگه می داشتند.  روی تاریخ ایران نوشته 90 خاندان و در جای دیگر 120 خاندان در ایران حکومت می کردند (اولین جمهوری جهان) فردوسی هم که در همان 14 بیت اشاره کرده نگاه کنید شاهانی که نام می برد نژاد برایشان مشخص کرده نام جدش را آورده.  این یعنی یک خاندان حاکم نبوده که دائم می گوییم اشکانیان!

   ادامه پرسش:  2 ــ ...استاد درست است مهرداد اشکانی تمام نبرو های رزمی ایران را فرا میخاند تا قدرت روم را بشکند. این خود جمله است. کدام روم؟.

   پاسخ پرنیان حامد:  تصور می کنم پاسخ این سوال را هم نوشتم.  یک خاندان ایرانی عقب زده شده از مدائن به سوی سوریه در جنگ هستند با خاندانی که آنها را عقب زدند. رومیان خاندان گیو و گودرز هستند

   پرسش 1941:  داستان تولد کورش و خواب دیدن شاه ماد در مورد فرزند دخترش ماندانا که به جای فرزند داخل شکم درخت تاکی بیرون امده و تمام خاک اسیا را فراگرفته است... میتونه واقعیت داشته باشد؟.... یا نه.. پاینده باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  مربوط به هوخشتره می تواند باشد مربوط به کوروش نمی تواند باشد (در کتاب توضیح داده شد دسترسی ندارید اینجا برگردان کنم).

   پرسش 1942:  استاد اسکاندیناوی ایا ربطی به تاریخ ایران دارد؟ چون اسک-ان- دیناوی مشکوک است که داشته باشد. لطفا توضیحی بدهید.  در جایی از وبلاگ خواندم که به طور اختصار نوشته بودید. پاینده باشید.

  پاسخ پرنیان حامد:  اسکان + دینا + وی به زبان پارتی –پهلوی = اشکان دین آور. علت این نام در آن منطقه را ورود قومی از نژاد اسکانی = اشکانی می دانند ( توضیح + عکس + مقایسه با ابیات شاهنامه فردوسی صفحات زیادی از کتاب را به خود اختصاص داده است).

   پرسش 1943:  اسناد ایا سقراط و افلاطون دو دانشمند یونانی مال ما هستند؟.

   پاسخ پرنیان حامد:  مال ما یعنی چی؟  مال خاندان خیونی تورانی بودند البته از یک خاندانیم،  جمشید و فریدون در میان ما مشترکند.  مال خاندان و کشور  greek نبودند.  هومر هم متولد  عراق امروزی بود هرودوت و کتزیاس هم متولد کشور ترکیه امروزی بودند،  این یونان امروزی چی داشته نمی دانم ولی اصطلاح "مال ما" شما خیلی درست نیست. متولد خاور میانه بودند.

ارگ   http://arq.ir

 

تاریخ ارسال: 1393/06/23 ساعت 16:11 | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید