X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

پرسش و پاسخ های ویژه 85 و 86 و 87

 

پرسش و پاسخ ویژه 87

       تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه پست های مختلف وبلاگ و یا ارسالی با ایمیل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و این قبیل را حذف کردم،  و تا آنجا که شده اشتباه های املایی و انشایی آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

  عکس مجسمه ای بنام کتیبه آناهیتا،  در شهر فومن استان گیلان،  عکس شماره 5426.  نمونه دیگر این مجسمه در شهر مراغه وجود دارد،  اما آنچه که من از تاریخ می دانم،  ارابه آناهیتا باید چهار اسب داشته باشد،  نمونه در موزه وبلاگ،  در این مجسمه های تازه ساز دو اسب هستند.

   پرسش 1866:  درود بر شما . میخواستم تو کارای تحقیقی و مقاله نویسی تاریخی در کنار استادی چون شما باشم. موضوع تحقیق من ادیان هست ممکن منابعی در اختیارم بزارید که بدون تعصب نوشته شده باشه؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما،  با تبریک سال نو خدمت شما . متاسفانه آنگونه که متوجه شدم متن بی تعصب کمتر نوشته شده است مخصوصا در باب متون مذهبی. این است که  به شما پیشنهاد می کنم قبل از خواندن هر منبعی در مورد آن تحقیق کند یعنی آنکه ببینید متن در چه زمانی مکتوب شده شرایط اجتماعی چه بوده فردی که آن را مکتوب کرده به کدام آیین و فرقه بوده است و... سپس با در نظر گرفتن همه این داده ها متن را مطالعه کنید و بی تعصب در مورد آنچه خواندید با اندیشه نیک و آزاد در مورد آن قضاوت کنید باشد که با این روش بتوانیم حقایق را بیابیم.  پاینده باشد.

   نظر 1867:  به نظر من شما و وبلاگتان مشتی اینتراکتوآل هستید که ریشه در نژاد پرستی ایرانی دارید و برای امثال شما همیشه غیر ایرانیها مقصر هستند، شما از زندگی واقعی هیچ بویی نبردید و در واقع اطلاعی از زندگی ایرانیان در خارج از ایران ندارید.رژیم نژاد پرستی در ایران منحل شد بخاطر اینکه آخرین باقیمانده از نژاد پرستی هیتلری یا آریآیی بود و فروپاشید...از خارج گود به مساءل نگاه کنید ... ایرانی بودن یا ماندن بسته به مساءل جهانی دارد و نه فقط به داخل ایران..!!

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام آقا،  تصور نمی کنم شخصی که پانزده سال در آلمان زندگی کرده است از زندگی ایرانیان در خارج از ایران بی اطلاع باشد! همچنین گویا برای شما سوء تفاهمی پیش آمده است.  اصلا علاقه ای به نژاد پرستی نداریم. آنچه از آن دفاع می کنیم تمدن خاور میانه است،  که ایران نیز جزء آن است. اینجا محل شروع تمدن بشری بوده و اروپا در زمان شروع این تمدن زیر یخ بوده است. حال یا مهاجرت این آریایی ها را از جیرفت، شهداد و شهر سوخته به کل جهان امروزی مطابق اسناد کشف شده در این مکان  می پذیرید، یا همان سیاست جدید  را بپذیرید، و برای پنهان کردن این حقیقت فرضیه فرود آمدن فرازمینی ها را به قطب شمال رواج دهید و به خورد جوانان بدهید. تنها مطمئن باشید که ما اینجا نادان نیستیم که چنین فرضیه احمقانه ای را از شما بپذیریم و از سیاست های پشت پرده این فرضیه نیز به خوبی آگاهیم. لذا مغز شستشو شده تان را در خارج از ایران باری دیگر بشوید و کمی هم از خودتان شخصیت فکر کردن داشته باشید.  ما را هم به نژاد پرستی محکوم نکنید که شما را به اجنبی پرستی محکوم کنیم، اجازه بدهید بر این وبلاگ بدون محکومیت تراشی برای هم بتوانیم آزادانه سخن بگوییم،  سال خوبی را برای شما آرزومندم.

   پرسش 1868:  سلام. میخواستم یک منبع معتبر جهت آداب و رسوم و مخصوصا جشن های ایران باستان بطور جامع بمن معرفی کنید. من میخوام یه کار فرهنگی در این خصوص انجام بدم. به یک منبع معتبر نیاز دارم. ممنون

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام درباب جشنها بررسی کوتاهی بر این قسمت وبلاگ: 

سابقه تاریخی جشن های اروپایی -

پنجشنبه یکم دی 1390 http://www.cae.blogfa.com/post/14

انجام  دادم امید است کمکی به شما باشد (توجه داشته باشید،  ویکی پدیا منبع معتبر نیست).

   نظر 1869:  جناب آقای راوید و بانو حامد از زحمات و حس میهن دوستی شما که برای شناساندن حقیقت تمدن اصیل ایرانی که قطعاباعث ایجاد تمدنهای دیگر ملل شده از شما تشکر و قدردانی میکنم موفق و موید باشید.

   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس به تمام عزیزان که ابراز علاقه می کنند،  ما نیز جوانان باهوش ایران را بسیار دوست داریم،  و ارج و احترام می گزاریم،  تندرست و پیروز باشند.

   پرسش 1870:  سلام بر بانو پرنیان حامد و استاد انوش راوید... سال 93 پیشاپیش مبارک بادتان ...میخاستم درمورد حکومت تانگ بدانم اگر اطلاعات و مطلبی دارید بهم بگویید... موفق باشید...

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و تبریک سال نو،  پاسخ های شما در پرسش پاسخ های قبلی است و بیش از آن چیزی برای گفتن ندارم من تنها به تناقضات اشاره کردم شما ماندید و قضاوت آزادانه شما که برای من بیش از به کرسی نشاندن عقیده خودم ارزش دارد  پاینده باشید.

   پرسش 1871:  باسلام.. میخاهم درمورد نام پرسپولیس وپارسه واکباتان سوالاتی بپرسم..گفته میشود که یونانیان به این شهرها ابن اسم را داده اند..یعنی این اسمها یونانی است.منظور کدوم یونان ؟و درمقاله ای اسم پاسارگاد پاتراگاد است که پاسارگاد در جهان رایج شده است...لطفا توضیح دهید..تا روشنتر شوم..

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام . یونای های اولی که این نامها را آوردند هرودوت متولد کشور ترکیه امروزی و کتزیاس متولد کشور ترکیه امروزی هستند لذا گویا منظور از یونانی ها ترکهای کشور ترکیه هستند.  پاسکد و هکمتانه. پارس کد به هم ریخته لغت پارسکرد بر وزن و مفهوم جمکرد منظور پاسها آنجا را ساختند. لغت فارسی پرسپولیس به معنای شهر پارسها  و هکمتانه لغت فارسی اکباتان است. 

   پاسخ انوش راوید:  پارسه آوای قرون جدید اروپایی برای پرسه است،   پرسه = پرس = پر،  پر که بر سر می گذاشتند یا عمامه + س = سر ،  پرس = پارسا،  مشروح پرسر در اینجا.

پرس پولیس = پرس + پول = شهر + ایس = ایز = ایزد

پرسپولیس = شهر ایزدی پارسا،  و یک واژه کاملاً ایرانی است.

اکباتان = اک = هک = بزرگ + با = همراه + تان =  شهر بزرگان.

اک در اکبر، اکثر،  و یا هک در هکتار واحد بزرگ زمین آمده است.  جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستا های ایران مراجعه نمایید.

   پرسش 1872:  سلام. هرودوت می گوید که کوروش و کرسوس در دشت سارد با هم جنگیدند و انجا بیابانی! و دشتی وسیع است. می خواهم بدانم در غرب ترکیه بیابان موجود است؟ سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:

Sfard, the old name of Sardes.

     این نقشه را خود شما برای من ارسال کردید بار دیگر از شما تقاضا دارم بپرسید این نقشه چه زمانی کشیده شده است و آیا قسمت های دیگر این نقشه در دست است؟

   هرودوت نوشته : کرسوس به آشور آمد و آن را ویران کرد سپس با کوروش جنگ کرد و به سارد بازگشت ببینید روی نقشه آشور کجاست. این درست همان آشور و نینوایی است که مورخین یونانی می گویند کنار دجله است نه فرات امروزی (فرات مورخین یونانی دجله امروزی است،  رجوع شود به پرسش و پاسخ 1875).

   منشور کوروش هم نشان می دهد کوروش به سمت اورارتو (دریاچه وان رفت) اگر بخواهیم سخنان هرودوت را بپذیریم،  لیدی کنار دریاچه وان است، اما من باز تکرار می کنم هرودوت سرگذشت کوروش و هوخشتره ماد را با هم مخلوط کرده است. خود او نوشته هوخشتره  نینوا را از میان برد و پس از ان  مرکز آشور بابل بود لذا آشور و نینوایی موجود نبوده که کرسوس آن را ویران کند. این کرسوس به زمان کی خسرو (هوخشتره) و همان کرسیوز برادر افراسیاب تاریخ ایران است. لیدی هم همان کناره دریاچه وان است. دیدگاه بعدی شما باز تایید می کند:

   بر خلاف دیدگاه رایج حرف اول نمی‌تواند «Lu» خوانده شود که نیازمند این است که به صورتLu [ud-di] خوانده شود تا از آن لیدیه گرفته شود.  تطبیق دستخط‌ها نشان می‌دهد بدون شک، آن کاراکتر حرف «Ú» را نشان می‌دهد و تنها بازسازی ممکن ŭ- [raš-ṭu] اورارتو است. یعنی بر اساس سال‌نامه‌ نبونید، کورش، پادشاه اورارتو را از میان برده است و نه کرزوس، پادشاه لیدی را ( Rollinger 2004: 51-56).

 کتیبه زیبای اناهیتا نیز که برای من ارسال کردید، نیز این دو نژاده را  هوخشتره دانسته نه کوروش برای پاسخ پرسش شما در باب کتیبه نیز باید اصل لغات و اندازه آن را ببینم. 1. کتیبه به استناد نوشته های داخل آن مربوط به قبل از حمله آشور بانی پال به شوش است و کتیبه در شوش کنده شده است چرا از فومن سر در آورده است مشخص نیست (شاید در ویرانی آشوربانی پال آن را جا به جا کردند لذا اندازه آن مهم است) 2. بهارات و رود گنگ آن نمی تواند هند امروزی باشد فاصله خیلی زیاد است،  لذا باید اصل لغت را ببینیم.

    کتیبه به قدری زیباست که خواندن آن را به همه هم میهنان توصیه می کنم،  با سپاس از شما برای ارسال چنین متن زیبایی،  این نظر بعدی شما:

   ناحیه ساپاردا یک شهر مادی است. آنچه در مورد چینش شهر های مادی روی نقشه انجام شده مورد تایید من نیست، و تناقضات در این نمونه ها بسیار است.

   آشوریان یهودیان را سرزمین ماد به استناد متون یهودی, در شهر سافاردا مستقر ساختند. همچنین نام پادشاه لیدی به نام گیگس (به اشوری: گوگو و به عبری: جوج) در کتاب حزقیال نبی آمده که کشور های پارس! کوش و فوط نام برده که ایران و اتیوپی و نوبه است و مفسرین بی سند؛ گفتند که پارس در اینجا نقشی نداشته و عبارت پارس و کوش را prs-ptrsخوانده اند و آنرا مصر علیا تفسیر کردند! در زمانش هم فرعون آپری سلطنت داشته ولی کجای تاریخ گفته اند لیدی با مصر کنونی اتحاد داشته است؟ همچنین جوج شاه لیدی یا گومریان و خاندان توگارما (= ارمنستان صغیر) متحد بوده است...   لذا بعید نیست لیدی باستان در همان حوالی ها باشد.

   پاسخ پرنیان حامد:  مطابق اسناد خودتان نتیجه بگیرید. کدام حوالی است؟‌

   پرسش 1873:  درود بر دوستان . ضمن مطالعه وبلاگ شما ؛ متوجه شدم که شخص به نام " کهرم " باید الکساندر مقدونی باشد. نام کهرم در تاریخ طبری گوهرمز است. ایا کهرم خودش تحریف شده ی گوهرمز نیست؟  کی+ هروم کمی عجیب است و کی = کوی متعلق به شاهان شرقی است. خوش باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . 1 سکه های الکساندری که می گویید فقط با لهجه شمال سوریه در آن زمان به صورت الکساندر خوانده می شود و بیشتر این سکه ها در سوریه یافت شده است نه در مقدونیه امروزی 2. پلا که محل تولد آن شخص باشد نیز در شمال سوریه است.

   بتازگی آثار قوم هند و اروپایی دیگری در آسیای صغیر بدست آمده،  این قوم به پالایی (  palaits  ) موسوم است و از زبان آنها در متون میخی بغازکوی یاد شده این زبان با هیتی میخی به خصوص زبان لویی از یک ریشه بوده و پایتخت این دسته از هندو اروپایی ها به نام پلا ( pala) در نواخی شمال سوریه قرار دارد.   (تاریخ ملل قدیم اسیای غربی – تالیف احمد بهمنش انتشارات دانشگاه تهران  239 به سال 1333).

    تاریخ ایران هم نوشته کی (به زبان ما یعنی شاه) هروم ( به زبان ما سوریه) تصور نمی کنم سوریه غرب محسوب شود! که شاه آنجا کی نباشد! همچنین به پادشاهان اتریش هم تا همین اواخر می گفتند قیصر تصور کردید لغت kei +ser چه مفهومی دارد و از کجا دزدیده شده است؟

تاریخ طبری نوشته است:  فی وجوههم یتسابقون و فی القوم جوهر مزد  و اندرمان ( این لغت قوم در ترجمه ها چه می شود نمی دانم !)

تاریخ طبری صفحه 605 و 607 دوبار نوشته کهرم و از قوم اندرمان و قوم جوهر مزد خبری نیست

شاهنامه فردوسی هم فقط نوشته کهرم

شهرستانهای ایرانشهر نوشته : گوهرم صادق هدایت ان را به گوتره  ما و گوهرمند تفسیر کرده است (که ارتباطی با نام  یا لقب کهرم نمی تواند داشته باشد )

تصور نمی کنم دو لغت گوهر مزدا و کهروم را بتوانیم یکی بدانیم. شاه سوریه  البته از گوهر مزدا می تواند باشد اما تصور می کنم کهرم لقب او است که در بعضی متون به جای جوهر او آمده است.

   پاسخ انوش راوید:  بنظر من،  معنی و ریشه یابی نام ها را باید در هیروکلیف تمدن جی جستجو کرد،  ک در کوه، کویر، کرکس،  و هر چیز بلند و بزرگ آمده است،  در اک بالا هم توضیح نوشتم.  ی = حرف آخر الفبا و کشنده همه و سنگین ترین،  در جمع کی =  بزرگتر و مهمتر از همه.  هروم = اروم = ا = بلند و بالا و راست،  وسیله تولید مثل،  روم = شهر و مکان،  در کل می شود شهر بزرگ.  در کل همه اینها واژه های ایرانی هستند.

   پرسش 1874:  سلام. در کتاب پنجم دینکرد اشاره ای به پیامبری کیومرث و ... در فصل اول شده:

"که از پیامبران و فرستادگان و کسانی که بخشی از آن را پذیرفتند کسانی که انرا به تمامی و کامل پذیرفتند مانند کیومرث و بودند کسانی که بخشی از انرا پذیرفتند مانند مشی و سیامک و هوشنگ و تهمورث و جم و فریدون و منوچهر و سامان و کیانیان و نیز پیشوایان بسیار دیگری که در هر دوره بودند. " اینها همان پوریوتکیشان و مجوس اقدم در اثار الباقیه هستند.

   در مورد بوداسف ؛ در متون پهلوی یک داستانی موجود بوده به نام بلوهر و بوداسف ( پهلوی : bodistvo ) , متاسفانه این متن از دست رفته است ولی ایندگان ان داستان را نوشته اند و حتی یونانیان هم انرا نوشته اند. بوداسف و بلوهر حکیم ؛ در این داستان که در بحار الانوار علامه ی مجلسی هم نقل شده است؛ انچه در مورد بوداسف امده همان بودای هندی را نشان می دهد و خیلی بعید است بگوییم که این شخص در زمان طهمورث بوده!

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام به آثارالباقیه رجوع کنید نوشته دوتا بودند. به متون ایرانی رجوع کنید نوشته به زمان تهمورث بودند این بودایی که نوشتید باید همان شاهزاده سیزارتای هند باشد.

   ادامه پرسش:  همچنین در دانشنامه ی آریانیکا در مورد دانشمندی هندی که برهمایی بوده به نام " چنرنگهاچه" نام برده شده است که وقتی می فهمد زرتشت پیامبر شده است؛ وارد ایران می شود و درخواست مناظره با زرتشت می کند و از قبل یک سری پرسشهایی تنظیم می کند. زرتشت دستور میدهد قبل از مناظره اوستا بخوانند؛ چنگرنگهاچه بعد از خوانش اوستا؛ پاسخ سوالاتش را میابد و به زرتشت و عقایدش علاقه مند می شود و ریگ ودا را می سراید. "این مساله در منظومه ی زرتشت پسر بهرام پژدو از شاعران زرتشتی آمده است. حال ریگ ودا از انجا که سبک لغاتش با اوستا بسیار شبیه است؛ بعید نیست که این داستان واقعیت داشته باشد. در چنین حالی قدمت زرتشت زمان گشتاسپ باید بیش از هخامنشیان و عصر ان باشد. نظر شما را می خواهم بدانم.

   پاسخ پرنیان حامد:  زردشت دیویسنا است نه زردشت مزدیسنا دیو های ریگ ودا فرشتگان  مزدیسنا و فرشتگان مزدیسنا دیو های ریگ ودا هستند. لذا اگر هم داستان شما را بپذیریم ریگ ودا از روی دیویسنا (زردشتی که زردشت زمان گشتاسپ نیست) نوشته شده است. اوستای گشتاسپ تحریف اوستای اصلی با همان لغات است.

   پرسش 1875:  من نگفتم البانی در اروپاست! البانی در شرق ایبریا بوده است. یعنی در قفقاز. پلوتارک در کتاب ایرانیان و یونانیان ص 369 می نویسد: "خاک ایبریا تا کنار کوهستان موسخیان و خاک پونتوس می کشد. اما آلبانیا شرقی تر از آن است و تا کنار دریای کاسپی کشیده می شود. ( همان – ص 369 )"  گیلان های مورخین یونانی؛ نباید حتما در همان گیلان بندهش باشد. چه اشکالی دارد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  بسیار جالب است،  آلبانی شرق ایبریا است خاک ایبریا تا موسا سیر است،  پشت آن همان پنتوس کذایی است و خرابه های گیلزان هم همین بغل است اربیل و آشور هم که همین جا هستند و مورخ بی چاره  درست نوشته مفسر آنها را بی ابرو کرده است.

  ادامه پرسش:  البته انچه دیاکونوف گفته از یک کتیبه هخامنشی است که در دست داشته است و این نشانگر این است که پذشخوارگر در سمنان نبوده و در پارس بوده است و مرز بین پارس و ماد یعنی نسایه و کرمانشاه را میشود انجا پنداشت ولی سمنان را خیر.

   پاسخ پرنیان حامد: پارسوا – مادای – نیششا آریارما دقیقا همین است، که روی این نقشه آمده یک بار دیگر از شما تقاضا دارم بگویید این نقشه به چه استناد و در چه سالی کشیده شده است؟ 

   پرسش 1876:  در بندهش اورده شده که از نامهای وهرود ؛ مهرانرود است . جالب است که یکی از عناصر نژاد قوم ماد , مهرانی ها بوده اند . دیاکونوف مینویسد:

مردم سراسر این ناحیه { منظور ناحیه اتحادیه مادها } از دریاچه ارومیه گرفته (با اشتمال گروههای نژادی کوچک و مستقل یا جزیره های نژادی که جهت دریاچه وان داشت) تا بخش علیای دیاله از نژاد گوتی و لولوبئی بودند و لولوبیان در نقاط غربی تر و گوتیان در نواحی شرقی تر مسکن داشتند. گمان می رود که سومین عنصر نژادئی که بتقریب در همان ناحیه مسکن داشت مِهرانیان بوده اند. ناحیه ی جنوب غربی – یعنی بخش های علیای دیاله و کرفه را عناصر نژادی کاسی اشغال کرده بودند. محتملا ساکنان حاشیه ی کرانه ی دریا که بعد ها مولفان عهد عتیق آنها را کاسپیان خواندند – بگروه کاسی و عیلامی منتسب بودند.

نام مهران در اسناد اشوری بصورت مهرانو آمده است. طبق متن توکولتی نینورتای اول و متن های تیگلاتپالاسار اول (رش : AVIU, شماره 13 .- AKA ص 116 ) و آداد نراری دوم (AVIU , شماره 20 , 21 .- KAH , II , شماره های 83 , 84 ) می توان نتیجه گرفت که «مهری» یا «مهرانو» معرف بخشی از مردم محلی ماد غربی بوده است. ( دیاکونوف).  حال ایا شما میدانید این رود دقیقا کدام رود است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  تصور می کنم کرخه پر آب قدیم است.

   ادامه پرسش:  مورخین یونانی محل نینوا را نمی دانستند کجاست و انرا در کنار فرات نوشتند مانند کتزیاس ,دیودور و.. ولی نینوا در کنار دجله است و کتابخانه اشوربانی پال هم در نینوای کنونی کشف شد.

   ادامه پاسخ:  نه گرامی این فرات است درست نوشتند این طرفی دجله است اخری که به آن فرات می گوییم نیل است این چیزی است که مورخ یونانی نوشته لیدی هم همین اورارتو پنتوس هم همین بالاست بی خودی به زور می خواهند ببرندش آنطرف هیچ دلیلی نیست که قبرستان ممفیس مصر قدیم باشد مصر بزرگتر بوده است همه جای تاریخ هم مصری ها را وسط بین النهرین نشان می دهد همانگونه که هیچ دلیلی نیست که قبرستان تخت جمشید پایتخت بوده باشد که هیچ سندی هم تایید نمی کند شوش پایتخت بود،  قبرستان پشت آن مصر وسط بین النهرین قبرستان آن جای امن پشت آن.

   ادامه پرسش:  همچنین در باب روم ؛ اذرفرنبغ نوشته که مانی و موسی و عیسی از ترکستان و خزران و رم دینشان رشد کرد . فریدون فضیلت در مقابل کلمه ی " رم " , واژه ی " کوچک" را گنجانده و انرا رم [ کوچک ] نوشته . همچنین محل حضرت موسی را خزران نوشته که همان خزر است ! لذا به نظر میرسد خزران در سوریه است . هرچند روایات اسلامی محل انرا در حوالی شمال دریای سیاه میدهد

در باره سغد و اسور , در کرده 80 دفتر اول , کتاب سوم دینکرد که در مورد خویدوده و ازدواج با محارم است ؛ نام سغد و سوریه باهم آمده است . لذا این هم سندی دیگر برای نزدیکی سغد و آشور ( = سوریه ) است .

در سندی که در مورد یونان در اسناد اشوری نشان دادم , منظور ایونیه است . ولی نمی تواند غرب ترکیه باشد زیرا اشوریان هیچوقت انرا فتح نکردند . همچنین به نظر نمی رسد که کشورهایی که تحت سلطه ی اشور نبوده اند را اشوریان در اسنادشان بیاورند . لذا ایونیه در بین النهرین خواهد بود . همچنین نام اتیوپی در ان سند امده بود و این کشور هیچوقت تحت سلطه اشور نبوده است . چون اشور فقط در زمان اشور بانی پال , کوتاه مدت فقط مصر شمالی را گرفت و بعد هم پسامتیخ دوم ؛ انرا پس گرفت . لذا باید اتیوپی نیز اتیوپی دیگری باشد هرچند که مورخین یونانی ؛ اتیوپی را در افریقا نوشته اند .

از این شواهد نتیجه میگیریم قبل از استقرار یونانیان در بابل توسط داریوش اول ؛ قبل از ان نیز یونانیان در بین النهرین یا کشور های سلطه اشوری بوده است .

   پاسخ پرنیان حامد:  یونانی ها یکی از خاندان تورانیانند (اشوریان ) هیچ ربطی به گریش های جزایر اژه ندارند اتیوپی ربطی به افریقا ندارد مصر مورخین یونانی وسط بین النهرین است . یا مورخ یونانی قبول دارند یا ندارند. ندارند تاریخها را عوض کنند ما سند داریم  قبول دارند همان که مورخ نوشته بنویسند (همان اسناد تاریخ ایران می شود) هر دو راهشان به همان روم خطم می شود که در ایتالیا نیست.

   پرسش 1877:  سلام، در مورد نام چچن یک جمهوری خودمختار در روسیه، آیا ارتباطی میبیند با چین که شما میگوید؟

   پاسخ پرنیان حامد: با سلام خیر متاسفانه ارتباطی پیدا نمی کنم. 

   نظر 1878:  سلام، در مورد اصطلاح دریا بگویم، با توجه شاهنامه و متون کهن فارسی دری و فارسی خراسانی...

1- دریا نام رود بوده است.

2- دریا چین میتوانم رود چین باشد.

3- من به مازندران سفر کرده ام/ این اصطلاح را میگویند دریای بابلسر، دریای محمودآباد... منظور کل یک آبراه یا شاخاب نیست و میتواند آبهای ساحلی یک منطقه باشد.

پس دریای چین همه خلیج فارسی/ خلیجی پارسی نیست.

در برخی مطالعاتم مشاهده کردم که دریای آمل/ آمول همان آمودریا است که در آسیای مرکزی و مرز شمال افغانستان است.

من دو دیدگاه یا فرضیه دارم:

1- دریای آمول، آمور حرف ر تبدیل به ل شده که سابقه دارد در زبان های آریایی پارسی.

2- آمودریا مخفف آمول دریا است.

اینجا خود اسم منظور است حال نام رودی در شمال غرب یا شمال شرق ایران زمین بوده بحث جداست، با احترام

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما چه منظور دریا باشد چه ساحل دریا منظور کناره خوزستان است،  نه کشور چین امروزی. در باب آموی نیز شاید دیدگاه یا فرضیه شما قابل اثبات باشد،  اما مشکل آن است که این  نام در چه زمانی به کجا گفته می شده است؟

   عکس اردشیر دوم سوار بر شیر با درخشش خورشید،  قدیمی ترین نشان شیر و خورشید که تاکنون کشف شده است،  در تخت جمشید نشان شیر بر نشان گاو قلبه کرده است،  عکس شماره 2755.

اهل تاریخ و فرهنگ،  ایرانیان،  تسلیت،  تسلیت

   درگذشت استاد محمد ابراهیم باستانی پاریزی،  از چهره‌ های فعال و اثرگذار عرصه تاریخ و فرهنگ کشور،  مایه اندوه فراوان ما شد،  تسلیت، تسلیت

انوش راوید،  پرنیان حامد،  جوانان پیگیر وبلاگ

مشروح در اینجا

 

http://ravid.ir    و   http://arq.ir

 

 

پرسش و پاسخ ویژه 86

       تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه پست های مختلف وبلاگ و یا ارسالی با ایمیل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و این قبیل را حذف کردم،  و تا آنجا که شده اشتباه های املایی و انشایی آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس تندیس بانوی پارتی با قدمت دو هزار سال،  در شهر هاترا (الحضر) کشور عراق،  که مورد آماج بی اعتنائی و نامهربانی و سرانجام تخریب قرار گرفته است،  عکس شماره 5353.  این تندیس چه چیزها از اقتدار حکومت اشکانیان دیده،  و خود یادواره هنر و خلاقیت ایرانیان باستان است.

   پرسش 1851:  درود. در باب درخت اسوری . قضیه ی درخت نخل و بز, درخت نخل نماد سرزمین اشور است و بز نیز نماد فرهنگ چوپانی ایرانیان است.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما اگر بز نماد آشور است روی کاسه جیرفت که تمدن آن خیلی قبل از آشور است چه می کند؟  همچنین تکلیفی هم برای مجسمه اور که  قدیمی تر از شروع  تمدن آشور است معلوم کنید؟

   نظر 1852:  سلام. یامانا , گریک نیست. در اکدی حرف " و " وجود ندارد و به جایش " م" استفاده میکردند. مانند داریاووس به بابلی شده داریاموس. الاشیا نام باستانی قبرس است و در تورات بصورت الیشه امده که از فرزندان یاوان ( یونان ) امده است.  یامانا در بیستون, ایونیه در غرب ترکیه است که در زمان کوروش ضمیمه ایران بود ولی یامانا در سند اشوربانی پال غرب ترکیه نیست چون ان زمان گومریان ان مناطق را در دست داشتند و اشور هیچوقت ان مناطق را در دست نداشت. لذا در بین النهرین است.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما و از اسنادی که در تایید سخنان ارائه می دهید چنانچه سند آشور بانی پال را در اختیار و امکان ارسال آن را  دارید  برای اطلاع عموم بر وبلاگ باز خواهیم کرد.

   نظر 1853:  سلام بانو حامد .  بنده هیچکدام از مکانهایی که دیاکونوف برای شهر های مادی معین کرده را قبول ندارم. اول بگم که البانی که گیلان شمالش بوده, البانی اروپا نیست و مکانی در شمال اذربایجان است. پذشخوازگر در حوالی کرمانشاه است و انجا مرز پارس و ماد است و قبلش هم مرز عیلام و ماد با نام الی پی بوده است. لذا اگر پذشخوار هم پارس باشد و هم ماد چیز عادی است. مکان ها را دیاکونوف درست ننوشنه. مثلا در اسناد اشوری, شهر اروختی (هرهویتی اوستایی) را در ماد شرقی کعین کرده که باید حوالی ارمنستان باشد . نیسایا را در جلگه قزوین موشته که حوالی بیستون و همدان است. شهر گابای (جی) مرکز پارتاکانا را اصفهان امروزی نوشته با اینکه نام شهر بیت - گابایا را به بیت باگای تغییر داده چون این شهر در ماد غربی بوده. نیسایا, آریا (اریان) جزو کشور خروسان در الواح اشور امده و از شباهت نام خروسان و خراسان, ویکیپدیا گمان کرده اشوریان شرق ایران را هم فتح کرده اند.

   یا مثلا بطلیموس مکان کاسپیان را بین باکتریا و سریکا نوشته, از این روی کاسپ های شرقی اختراع کرده که با سکاها در یک ساتراپی بوده اند! مثلا پاتشوارا (پتشخوارگر) در اسناد اشوری نزدیک پارتوکا (پارت) ذکر شده و نزدیک روآ, در حالیکه روآ در یک سند اشوری, جفت یک شهر در حوالی اذربایجان امده و نه رشته کوه البرز امروزی! همچنین یک هاتف اشوری نگران بوده قبایل ماد از پشت سر از پاتشوارا به اشوریان حمله کنند! حال چگونه پاتشوارا را حوالی سمنان فرض کرده اند?!

   نمونه بسیار است. پارتاکانا اصفهان امروزی نیست و دیودور نوشته دجله و فرات سرزمین ماد و پارتاکنا را مشروب میسازد. و میدانیم شاخه های فرعی دجله, زاگرس را ابیاری میکند مانند رود دیاله. نمونه زیاد است که سر حوصله باید بررسی شود.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شماچرا این زحمتی که کشیدید، این همه سند را به صورت یک مقاله مجزا ارسال نمی کنید با نام خودتان بر وبلاگ باز کنیم؟ این اسناد ارزنده شما را اینجا باز خواهیم کرد اما حیف نیست که در میان پرسش و پاسخ ها  پنهان بماند؟ مقاله ای بنویسید بر وبلاگ ارسال کنید با سپاس.

   پرسش 1854:  درود بر خانم حامد و اقای راوید .  خانم حامد بنده توقع داشتم شما هر حرفی را ندیده قبول نکنید. ازدواج استقراضی وجود ندارد. تعریف از خود نباشد, بنده بر متون دینی و حقوقی مزدیسنی تسلط بالایی دارم. در ایران باستان ۵ نوع ازدواج وجود داشته است. در ان تاپیک کذایی بنده با شناسه ی morteza _abadani پاسخ ...و دار و دسته را دادم. در ماتیکان هزار دادستان و وندیداد چبزی از این نیست . ... رفته برا من اجازه شوهر برای طلاق زن و بعد از ان چکر زنی او را نوشته! در حالیکه ازدواج چکر زنی یا چاکر زنی به معنی استقراضی نیست. بلکه زنی که بیوه شود و بخواهد ازدواج کند, نمی تواند بصورت پادشاه زن ازدواج کند و باید به عنوان چاکر زن ازدواج کنه و اگر از شوهر اولش پسری نداشته باشد, یک از پسرانی که از ازدواج دوم نصیبش میشود, به شوهر اولش برای حفظ نسل متوفی سپرده میشد. این ازدواج استقراضی نیست و این مطالب از کشفیات غیاث ابادی وطن فروش است که ایرانیان را بی ناموس زن کرایه بده داره جلوه میده. موفق باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما یک بار دیگر پاسخی که بر این وبلاگ دادم را بخوانید از شما سپاسگزارم که اینگونه با این وطن فروشانی که گفتید مبارزه می کنید اما توجه داشته باشید اینها می خواهند از همین غیرت شما سوء استفاده کنند پس آرام باشید و با خونسردی کامل از آقایان در مورد اصل جریان سوال بفرمایید و اصل را با اصلی که الان جلوی همه ماست مقایسه کنید  نگذارید شما را وارد جز کنند و بعد با یک سند نصفه نیمه سخن خود را به کرسی بنشانند و یا از ظاهر مسئله سوء استفاده کنند (جریان عینا موضوع شاش گاوی است که سود آن را می دانیم اما از ظاهر آن سوء استفاده می کنند)  راه مبارزه را به صورت کلی در پاسخ قبلی به شما آموختم. از آقایان بخواهید توضیح دهند مسئله مهریه در ایران که تنها بازی با لغت است و در عمل خودفروشی زنان است به چه علت الان مورد قبول جامعه است و به آقایان بفهمانید بسته به ایجاب جامعه قوانین صادر می شود (اگر توضیحی برای مهریه این خودفروشی شرم آور زنان در جامعه نداشتند اینجا بنویسید پاسخ بدهم چرا، خواهید دید که رسما این خود فروشی لازم و در شرایط  فعلی اجتماع حتی واجب است و هیچ ایرادی ندارد دو هزار سال دیگر امثال آقایان در باره ما  چه خواهند گفت)  پاینده باشید.

  (چکر زن چیزی شبیه به صیغه و  صیغه هم در اسلام رواست آقایان طبق معمول  برای تحریک شما سخنان  پرت و پلا را به هم بافته اند سوء استفاده می کنند).

   نظر 1855:  سلام. در مورد لیدی و ارمنستان تاریخ دانان مطالبی گفته اند و ان اینکه در کتیبه ی نبونید در قسمت حمله کوروش, واژه ی luنیامده که به لودیه تفسیر شود و بلکه اسم ان مکان خوردگی دارد و تنها واژه ی u امده که شاید اورارتو باشد. در سایت livius هم کلمه ی اورارتو در پرانتز امده و تنها u در ان خارج پرانتز است. پس نمیتوان کاملا مطمئن بود که ان مکان اورارتو است. همچنین از شاهان لیدی همچون گوگو (هرودوت: گیگ) اسم اورده شده که. لیدی در زمانشان فتح شده توسط کیمریان. در حالی که در آن زمان اورارتو دست اشور و یا مستقل بوده است. مورخین یونانی نیز محل یونیه و سارد را غرب فریگیه و کیلیکیه گفته اند.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام بله صد البته به اینجا که می رسد مفسر شروع می کند (یک تفسیر دیگر هم بود همین جا زحمت شما را کم می کنم خودم می نویسم: نوشته این قسمت منظور جنگ لیدی نیست یک جنگ دیگر کوروش قبل از جنگ لیدی در ارمنستان  است)

   اول آنکه : این لغت اوا خوانی به زنگ زرد یعنی کشور ارمنستان Armenia (Akkadian Uraštu; Old Persian Armina

  دوم آنکه محل مشخص شده است : شهر اربیل بالای دجله کشور ارمنستان

این لوح نبونید:

16 šap-la-an uruAr-ba-'-il ídIdiqlat i-bir-ma ina itiAiiari ana kur/Ú-\[raš-tu il-li]k

crossed the Tigris below Arbela. In the month Ajaru, he marched to the land of U[rartu].

 

  یک سوال دارم چرا کوروش در منشورش که نام همه کشورهای بزرگ را که فتح کرده می برد نامی از لیدیه در آن نیست که هیچ حتی نام Ammananum a که به کلکیه تفسیر می شود) که شما می گویید شرق لیدی است و حتما باید جزو قلمرو او باشد و نبونید از آن نام می برد را نمی آورد؟ 

  پاسخ :  چون لیدی که مورخین یونانی هم نوشتند محل امروزی آن که مفسر تفسیر می کند نیست. نینوا هم آنجا که امروز اسمش نینوا است نیست همه مورخین و لوحها تایید می کند نینوا کنار دجله بود اسم جایی که نینوای امروزی است روی لوح ها هاتی یا هیتی آمده است.

   نظر و پرسش 1856:  درود. در متون تاریخی , امده که مازندران شام و یمن است .یک پرسش من این است که اشور هم باید لحاظ شود . چون نام سوریه از اسور گرفته شده. مرحوم صادق هدایت جلوی نام مازندران در متن پیش رو, نام اشور را با علامت سوال اورده که ۱۰۰% همان اشور است. در کتاب پهلوی گزارش گمان شکن در رد عقاید یهود و تورات در جایی امده:

این نیز که او (ادونایی - یهوه) به یک شب صد و شصت هزار از سپاه دلیر مازندران (اشوریان?) به مرگ سخت بکشت. (گزارش گمان شکن , صادق هدایت, بخش چهاردهم , بند ۲۹)

صادق هدایت در پاورقی این قسمت اورده :

پس فرشته خداوند بیرون امده صد و هشتاد و پنج هزار از اردوی اشور را زد و بامدادان چون برخاستند اینک جمیع انها لاشهای مرده بودند (کتاب اشعیاء باب ۳۷) و از انجا که در داستان بیژن و منیژه محل زندانی بیژن در توران در منطقه ای در مازندران در نزدیکی چینستان است, لذا توران و چین مناطق غربی هستند.

ایا اینکه مرحوم بهار سر کوه ابرسین را در چین نوشته اند به این دلیل نبوده که ایشان ان کوه را کوه هندوکوش فرض کرد و از روی گمان, سر انرا چین نوشتند.

ایا جاهای دیگر بندهش که نام چین امده, اسم خوزستان امده? مثلا در مورد مردمان سرزمین سین و کوه اسپروز? شاید چین استان, خوزستان نباشد و جایی دیگر در غرب ایران باشد.همچنین سرزمینی به نام کوس در شاهنامه امده که در حدود مازندران بوده و احتمالا کاسیان هستند.

ز امل گذر سوی تمیشه کرد........ نشست اندر ان نامور بیشه کرد

کجا کز جهان کوس خوانی همی. .....جز این نام نیزش ندانی همی

امل تاریخی ایران, امل کنونی نیست چون مازندران, مازندران کنونی نیست. یا علی

   پاسخ انوش راوید:  نام های همزمان با مهاجرت مردمان جابجا شده اند،  احتمالاً در ابتدا چین در استان کرمان بوده، سپس در هزاره چهارم خورشیدی ایرانی به مناطق استان میسان عراق رفته،  و سپس در هزاره پنجم به مرکز ایران، و در هزاره ششم به کشور چین.  بعد از این هزاره دیگر هر گوشه جهان داری تمدن شده بود،  و امکان جابجایی نامها وجود نداشت.  تاریخ نگاران قدیمی،  بنا به نوشته های کهن،  یا یاد های گذشتگان،  اسامی را بدون تحلیل ذکر کرده اند.  بمنظور مستند کردن این گفته باید درک از کلیت این وبلاگ داشت.

   پرسش 1857:  درود. منظور من از گرازان و گرجستان, این نبود که گرجستان کجا بوده, بلکه این بود که انها. ارمنستان را خراب کرده اند. همچنین بنده شکی ندارم که توران در غرب است. رود ارنگ در اطراف سرزمین مردمان بی سر یعنی اسروشه به معنی بی شاه امده که به ساکنان دجله و فرات امده است.  در جایی از اوستا یکی از اقوام تورانی در اطراف رود رنگها زندگی میکردند که رنگها همان اروند= دجله است. در مورد مصر هم در کارنامه اردشیر پاپکان امده که پسر کرم دارای لشگری از تاجیکان و مصریان بوده است و اطراف ارنگستان بوده است.  مرحوم صادق هدایت در پاورقی ارنگستان را شهری در جنوب ذکر کرده.  لذا گفته ی بندهش مبنی بر توضیح رود ارنگ که از دشت سوریان به مصر میرود کاملا درست است. شما چه نظری دارید.? شاد باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما به کل آنچه نوشتید در کتاب اشاره شده است،  شاد هستم از دیدن هم وطنان دقیقی  مثل شما پاینده باشید.

   نظر و پرسش 1858:  سلام. اینکه در تاریخ بروسوس, نام زرتشت به عنوان نخستین شاه ماده است را تاریخ شناسان رد کرده اند. نمونه اش دیاکونوف در کتاب تاریخ ماد است که این موضوع را حلاجی کرده و اورده که نوشته های بروس بابلی توسط ۳ واسطه به دست ما رسیده و از این سه واسطه یکی از انها نام اوکسیارت (زرتشت) را قبل از شاهان اورده و سوء تفاهم انرا شرح داده است. همچنین نام اوکسیارت (زرتشت) یک نام عام است که حتی پدر رخشانک والی باکتریا دارای ان بوده. هر کس نامش زرتشت بوده دلیل نیست که منظور زرتشت پیغمبر باشد. البته من هم معتقد به زرتشت های مختلف هستم و پوریوتکیشان را همان مجوس اقدم در فصل ۱۸ آثار ابوریحان میدانم. همچنین بنده متن افسانه کهن یوشت فریان را که در تاپیک گذاشتم با اینکه متنی مزدایی است, نمیدانم چرا عده ای انرا به دوران ماد نسبت میدهند!

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام ببخشید اما من اصلا با مفسر و به اصطلاح شما تاریخدان امروزی هیچ کاری ندارم. اصل سند را نوشتم خود دانید. با  سه واسطه به دست ما رسیده؟ ببخشید مکتوبات الکساندر مقدونی با صد واسطه هم بیشتر به ما رسیده! به اینجا که می رسد تاریخدان فراموش می کند اشاره کند؟

   پرسش 1859:  درود. اشاراتی بر گرد بودن زمین داشتید که صابیان انرا میدانستند. من خواستم بگویم علاوه بر ان در مهر یشت کرده ۲۴ بند ۹۵, زمین گوی سان نامیده شده که ثابت کرده زمین مانند گوی, دایره ای بوده است.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما با سپاس سند شما برای بار دوم برای اطلاع خوانندگان  بر وبلاگ باز می شود.

   پاسخ انوش راوید:  دریانوردان تمدن کهن جی توانستند به پرو و مکزیک بروند،  و از آنجا بواسطه جریان گلف استریم به انگلستان بروند،  حتماً در دانش ایرانیان کهن،  گرد بودن زمین وجود داشته است،  در پست های مربوطه توضیح نوشته ام.

   پرسش 1860:  سلام خانم حامد و اقای راوید.. من میخواستم جواب سوالی که سالها برایم بی جواب بود را بگویم. شاید برای خیلی ازتاریخ دوستان میهمنان بوده... من همیشه باخودم میگفتم چرا در گذشته مثلا دوره هخامنشی را هیچ مورخ ایرانی شرح نداده با خودم میگفتم آنها کجا بودند... یا اشکانی را هم همین طور مثلا قلمرو یا تعداد شاهها شاهان خوزستان ....و... یا دوره ساسانی را مثلا اسلام و ایران وا عراب و ایران و جریانات تاریخ طبری همه برام سوال بود.. ولی الان معتقدم دانشمندان ما همان ارسطو یا ارسطو ازتالش است یا فیثاغورث ... و دیگر دانشمندان دیگر که در جا های مختلف خواندم همه در قلمرو ایران هستند. سالها دانشمندان ما برایم سوال بود که چرا اسمی از انها نیست... ولی الان جوابش را برای خودم پیدا کرده ام ... موفق و پیروز باشید...

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام امید دارم دیگر هموطنان  نیز تا دیر نشده است به این موضوع پی ببرند تا بتوانیم از تمدنی که  دارند از ما می دزدند دفاع کنیم. خوشحالم که در دو سال گذشته توانستم تناقضات را بر این وبلاگ به بحث بگذارم تا بتوانید پاسخ برخی سوالاتی که سالها ذهن تان را به خود مشغول کرده بود بیابید. پاینده باشید.

   پرسش 1861: سلام اقای راوید در منطقه شهرستان زرند در استان کرمان منطقه ای کوهستانی وجود دارد به نام گرگاک که در این منطقه گور های قدیمی یافت شده اند که مردم ان منطقه به گورها میگویند: "گور کافرو" اگر میتوانید اطلاعاتی درباره انها به دست بیاورید.. من سعی کردم به انجا برم ولی وقت نکرده ام هنوز.... با تشکر.

   پاسخ انوش راوید: در چند پرسش قبلی نمونه پاسخ را نوشتم،  وظیفه هر جوان باهوش متخصص است،  که درباره منطقه تاریخی و خاندانی خودش تحقیق کند و بگوید و بنویسد،  فورآً بدین منظور یک وبلاگ ایجاد نمایید،  و عکس ها و مطالب و گفته های پیران محلی را در آن بنویسید،  خیلی زود اطلاعات خوبی گرد آوری خواهید کرد.  تمام ایران پر از آثار تاریخی فراموش شده است،  و در انتظار جوانان باهوش می باشند،  تا آنها را به همه بشناسانند.

   پرسش 1862:  سلام.آقا دست مریزاد. واقعا جای سپاس. تشکر داره این حرکت شما. من یه سوال داشتم و اونم اینه که ما قبلا فامیلمون "پلویی نجف آبادی" بوده "نجف آباد اصفهان" و تا پدربزرگ پدرم رو میدونم که توی نجف آباد زندگی میکردند ولی طبق چیزهایی که من شنیدم میگن نجف آباد توسط شیخ بهایی حدود چهارصد ساله که بوجود اومده و مردمانش همه یا به اونجا تبعید شدن در زمان صفویه و یا مهاجرت کردند. حالا من به دنبال اصل و اصالت خودم هستم.  شما میتونید کمکی بکنید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام تصور نمی کنم قدمت نجف آباد اصفهان فقط چهارصد سال باشد! محبت بفرمایید قسمت اول نام خانوادگی تان" پلویی" را به لاتین بنویسید بتوانم دقیقا بخوانم. اگر ربطی با گروهی دیگر در آن  پیدا کردم برای شما بنویسم،  پاینده باشید.

   پاسخ انوش راوید:  دلایل جغرافیایی و زمین شناسی و آب و هوایی،  در طول تاریخ کمی شهرها را جابجا کرده است،  ولی اصالت آنها همیشه حفظ شده است،  شاید از نظر تاریخی،  نسبتی با پل های انگلیسی یا مارکو پلو وجود داشته باشد.

   پرسش 1863:  سلام اقای راوید عزیز سوالی دارم درمورد هندوانه شب یلدا ...این حقیقت دارد که هندوانه شب یلدا از ترفند های غربی هاست تا ما بخوریم و مریض بشویم.؟؟ و پیشینه ای در تاریخ ندارد؟/... با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مگر اروپا هندوانه داشته یا اصلا می دانستند هندوانه چیست؟ باور بفرمایید سال 1995 در آلمان نمی دانستند هندوانه چیست و تنها تکه های کوچکی از هندوانه به صورت بسته بندی در سوپر مارکت ها به عنوان میوه عجیب و گران قیمت فروخته می شد.  چه کسی تا به امروز از خوردن ویتامین ث در زمستان مریض شده؟  این پرت و پلا ها را چه کسانی شایعه می کنند؟ می خواهند بقیه هندوانه ها را صادر کنند که یورو بگیرند به جای ریال؟ هندوانه، زعفران، زیره، زرشک، .... پیشینه تاریخی در ایران ندارد !  پیشینه تاریخی در اروپا دارد که تا 10 سال پیش اصلا  نمی دانستند چنین چیز هایی در جهان وجود دارد؟

   پرسش 1864:  باسلام،  1. ایا هرکول (هراکلس ،به لاتین Hercules) می توان آرکیلیوس خواند؟ آر= ایر، کی + ایلیوس= شاه پسر خورشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . خیلی مشکل . لغت را اگر در خواندن دگر گون می کنید 1. باید مطابق با تغییر یکی از خوانش ها باشد   2.  باید منطق و سند لغت جدید را داشته باشید. شما الان هـ را  به جای " اَ فتحه"  تبدیل به  "آ ا با کلاه" کردید  از آن ایر نتیجه گرفتید  (ار . ارمنستان نتیجه می گیریم آن را از همان خاندان ایر تصور می کنیم تا اینجا را یکجوری می پذیریم)  سپس ک = کی = شاه گرفتید در این صورت ایل  "اوول" برای شما می ماند نه ایل اوس که شاه ان کی اوس  = کاوس است! آنوقت پسر را در ترجمه لغت از کجا آوردید؟  لغت شما می شود ار شاه اوول.

نتیجه آن شاه پسر خورشید نیست شاه ایل اوول است خوب حال چه نتیجه ای می خواهید بگیرید آیا سندی دارید که این دگر خوانی در آن به ما کمکی می کند؟ ارش خاندان اوول بخوانید مقایسه کنید با اش خاندان اوس می شوند دو نفر از دو خاندان یکی هرکول است یکی اشیل  باز هم یکی نمی شوند،  مگر آنکه هومر در موقع مکتوب کردن اشتباه کرده باشد (که تصور نمی کنم اوستا بی مورد اعمال آنها را در یک نام گنجانده دو نفرند)

"آشیل = آس ( تکخال ) + ایل + اوس " هرکول = اَرس  + اوول "

   پرسش 1865:  با سلام خدمت استاد گرامی. در مورد اصل و نسب خاندان مادی مطالب ضد و نقیضی وجود داره که خواستم از حضورتون بپرسم. در بسیاری از منابع نوشته‌اند که ماندانا (دختر ارشتی‌ویگه)، از ملکه آریه‌نیس (دختر آلیات، شاه لیدی) زاده شده؛ در حالی که به نظر می‌رسه زمان ازدواج ارشتی‌ویگه و آریه‌نیس، ماندانا بوده و حتی پدربزرگش هووخشتره را هم دیده.  براستی مادر ماندانا چه کسی بوده؟ با سپاس از شما

پاسخ پرنیان حامد:  با سلام متاسفانه هرودوت شجره نامه درستی از مادها ارائه نداده است و تاریخ را مطابق با شجره نامه او، بدون استناد به دیگر مورخین یونانی و بدون کمک گرفتن از تاریخ خود ایران تنظیم کرده اند که حال دچار مشکل و تناقض  شدند.  به هر تقدیر این نوشته هرودوت :

They persuaded Alyattes to give his daughter Aryenis to Astyages, son of Cyaxares

 [Histories 1.74]

این هم پاسخ پرسش شما :

. Cyaxares was still alive in the summer of 585, when he signed a peace treaty with the Lydians, with whom he had been fighting for five years. A diplomatic marriage was arranged to celebrate the treaty: Aryenis, a sister of the Lydian king Croesus, was married to the Median crown prince Astyages.

Aryenis was not Astyages’ first wife. His daughter Mandane was married to the Persian king Cambyses before 576 BCE –when the future king Cyrus the Great was born- and Mandane must have been born before, say, 590. It seems inevitable to assume that Astyages had another wife.

  قسمت بالا برداشت از تفسیر   livius  است همانگونه که می بینید غیر ممکن است  مادانه دختر ارینیس باشد

امیتیس هم که نمی تواند دختر استیاک باشد این هم درهمی مفسر در این باب در همان سایت :‌

The Babylonian historian Berossus (third century BCE) tells us that after the fall of Aššur in 614, an alliance between the Medes and the Babylonians was cemented by another royal wedding: the Babylonian crown prince Nebuchadnezzar married Amytis, the daughter of Astyages. This is impossible, because it would suggest that Astyages was almost hundred years old when he was dethroned.

   به تاریخ ایران و شجره نامه های اثارالباقیه  که رجوع نکردند برایمان تاریخ نوشتند حداقل رجوع می کردند به همان مورخ یونانی کنار دستی می دیدند یک شاه این وسط اضافه باید باشد که روی شجره نامه کتزیاس یونانی هم هست  بعد قلم بر می داشتند تاریخ نگاری می کردند که حالا به این همه تناقض بر نخورند!

استی براس = 40 سال (کیاکسار هرودوت  )

اسپنداس =25 سال  ( هرودوت از قلم انداخته )

اس تی گاس = 35 سال (استیاک هرودوت )

 

   عکس منار جام،  در مناطق کوهستانی ولایت غور کشور افغانستان.  این منار که به منار غور هم معروف است،  در قرن دوازدهم میلادی ساخته شده،  ۶۵ متر ارتفاع دارد،  و در ۲۰۰۲ مرکز حفظ میراث جهانی یونسکو خواستار ثبت این منار در فهرست میراث فرهنگی جهان شد.  این بنا بعد از قطب منار در دهلی نو، هندوستان بلندترین مناره خشتی جهان است،  عکس شماره 5361.

 

http://ravid.ir    و   http://arq.ir

 

پرسش و پاسخ ویژه 85

       تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه پست های مختلف وبلاگ و یا ارسالی با ایمیل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و این قبیل را حذف کردم،  و تا آنجا که شده اشتباه های املایی و انشایی آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس رقص های آئینی،  یکی بر بوم سنگ از تیمره حدود 12 تا 14 هزار سال پیش،  و دیگری بر تکه سفال مکشوفه در اطراف چشمه علی شهر ری،  متعلق به سده 45 خورشیدی ایرانی،  که در موزه لور فرانسه نگهداری می شود.   یک مراسم در دو تمدن با فاصله زمانی حدود 10 هزار سال،  عکس شماره 5953،  از محمد ناصری فرد،  اینترنت.

   ــ  تیمره = تی = T + مره = مرو، مروه.

   نظر 1837:  سلام آقای راوید از وبلاگ خیلی عالیتون ممنونم

   پاسخ انوش راوید:  درود، و سپاس، عزیزم اگر به تاریخ و تاریخ اجتماعی علاقمند هستید،  لطف نمایید بعد از مطالعه وبلاگ، درباره موضوعات و مسائل مطرح شده پرسش هایی مطرح نمایید.  ما سعی می کنیم علاقه جوانان عزیز را،  به تاریخ و تاریخ اجتماعی واقعی ایران علاقمند نماییم،  پرسش و نظرات شما،   نسبت به آن گروه سنی و تحصیلی،  برای کار ما کمک بزرگی است.

   پرسش 1838:  درود به شما.  می خواستم راجب تاریخ الموت و قلعه حسن صباح اطلاعاتی داشته باشم.  آیا در وبلاگ شما در این مورد چیزی نوشته شده است.

   پاسخ انوش راوید:  پاسخ  در:   کلیک کنید:  تاریخ اسماعیلیان

   پرسش 1839:  سلام استاد راوید و استاد حامد،  درمورد یزدگرد سوم بنویسید درمورد مرگش و جریان رفتن به مرو. تحقیقات شما چی میگن؟  ایا درست است که یزد گرد در مرو به دست اسیابان کشته شد.؟! تحقیقات جدیدتان چه میگویند، هر اطلاعاتی که به دست اوردید لطفا در پاسخ به پرسش ها بذارید، تشکر از شما دو عزیز.

   پاسخ پرنیان حامد: با سلام  آنگونه که از شاهنامه فردوسی برداشت می شود خاندان های ایران خیلی دلخوشی از شاهان ساسانی نداشتند  به خصوص پس از جریان بهرام چوبین. گویا ماهوی سوری نیز که دل خوشی از شاهان ساسانی نداشته  دستور کشتن آخرین شاه ساسانی را داده و خود به تخت نشسته لشکر عرب در این زمان در تیسفون بوده است سپس بیژن نامی لشکر کشیده به جنگ ماهوی و او را کشته است و سپس اعراب وارد شدند و بیژن برای آنکه با ماهوی متحد نشده بود و باعث ورود اعراب شده بود دیوانه و پس از مدتی خودکشی کرده است.

   شهر مروی که روی تاریخ نوشته شده نمی تواند در شرق ایران باشدمرو محل ماهوی سوری نژادی است که سورستان در دیگر اسناد حدود سرپل ذهاب ایران است و این منطقی است که پس از جنگ این دو سردارایرانی  اعراب توانستند از تیسفون وارد ایران شوند.  تاریخ طبری هم دو بار از فتح خراسان با فاصله 30 سال سخن گفته است،  که منظور شرق و شرق تر است،  نه خراسان امروزی.  اما این گفته ها نیاز به سند و تحقیق بیشتری دارد،  که امید دارم در این باب بررسی های بیشتری بشود.

   پاسخ انوش راوید:  سپاس از توجه بانوی گرامی پرنیان حامد،  جز ما و جوانان عزیز متخصص مطالعه و پیگیری کننده این وبلاگ،  گمان نکنم شخص دیگری پیدا شود،  که درباره واقعیت های تاریخ تحقیق و تحلیل کند،  بنا به تحکم سیستم آموزشی وامانده،  دانشگاه ها و دانشگاهیان مربوطه در ایران،  فقط می توانند گفته ها و نوشته های خارجی را،  که در ادامه مهندسی تاریخ و تاریخ اجتماعی برای پیشبرد اهداف استعمار و امپریالیسم است،  بگویند و بنویسند.  می دانیم تاریخ نیاز به تحقیق دارد،  ولی تحلیل هم می خواهد،  وقتی می گویند اعراب یا به درست آن تازیها،  که برابر تاجیها است،  در دم دروازه های تیسفون هستند،  شاه نمی تواند چند هزار نفر و بار بنه را بردارد،  و چند هزار کیلومتر به شرق برود،  تا در مرو کمک جمع کند یا بیاورد،  ولی آن دانشگاهی هایی که این حداقل تحلیل را ندارند،  پس مانده های همان وامانده هستند،  و امیدی به آنها نیست.

      بزودی مقاله ای با عنوان "مرگ یزدگرد ساسانی" می نویسم،  و در آن بوضوح مشخص می کنم،  مرو در غرب و حدود شهر مریوان است،  (مرو، ماری، مروی، مری).  فقط می مانم با فارسی زبان های مرو و سرخس کشور ترکمنستان چه کنم،  که خود را از بازماندگان چند هزار نفری همراهان یزدگرد می دانند و به این دلخشوند. 

   نظر 1840:  با عرض سلام و خسته نباشید و درود بر آقای راوید و بانوی ارجمند پرنیان حامد، در استان آذربایجان غربی نزدیک شهر سردشت آبشاری به نام شلماشی و کوهی به نام هومل (هومر) وجود دارد که تاییدی بر تحقیقات شما است، و در ژاپن شهرهایی با نام ساکا و ساگاتا (سکا)وجود دارد و ضمنا" یقه پیراهن مجسمه مرد پارتی (موجود در موزه ایران باستان) همچون یقه لباس مردم چین - کره - ... میباشد (یقه وی شکل انگلیسی)

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از اطلاعات با ارزش شما که در اختیار ما گذاشتید  پاینده باشید.

   تقاضا 1841:  سلام خسته نباشید دانشجوی ارشد مدیریت فرهنگی هستم و برای پایان نامه نیاز به تاریخ قوانین فرهنگ کار و کارگر در ایران و اروپا دارم لطفا اگر ممکن است چند کتاب در این مورد معرفی نمایید تشکر.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام شاید  لوحهای پرداخت های کارگران در تخت جمشید به شما کمک کند چرا که در این لوحها حقوق کارگران،  روز های کاری، سرکارگران و کارگران، حقوق کارگران زن و.... مشخص شده است.

   پرسش 1842:  سلام و خسته نباشید بخاطر اینهمه تلاش برای شناساندن تاریخ ایران زمین، مایل هستم در مورد شما و اینکه تحصیلاتتان در چه رابطه ای است بدانم و تخصص در چه زمینه ای دارید.  باتشکر سربلند باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام به پست http://www.cae.blogfa.com/post/11  مراجعه بفرمایید پاینده باشید

   پاسخ انوش راوید:  جهت اطلاع از کار و تخصص من،  به لوگوی ستون کناری وبلاگ "پارچه های ضد امواج الکترومغناطیس"  رجوع نمایید،  و صفحات را پیگیری نمایید.

   نظر 1843:  باسلام،  یک روز داشتم با شخصی اهل دره شهر ایلام و ساکن تهران بود درباره مسائل تاریخی و فرهنگی گفتگو می کردیم چند مطلب جالب گفت که من اینجا برایتان مینویسم:

 1. می گفت که در فرانسه عدد دو را مانند اهالی شهرشان (دوو) تلفظ می کنند.

 2. در تورات یا انجیل خوانده بود که عیسی را به صورت ایسو نوشته است که ایسو در زبان محلی آنجا (لری) به معنی شخصی پر مو یا مو بلند می باشد.

 3. در لرستان شهری است به نام رومشکان که می گویند رومیان در آنجا شکست خوردند (به نظر من رومشکان یعنی روم اشکانیان) که مانند رومیان دارای موهای بور و چشمان آبی هستند.

 4. در آن شهر یک بنای قدیمیست که باستان شناسان انرا به ساسانیان نسبت میدهند ولی به گفته خودش خیلی قدیمی تر است و در آنجا لوله کشی آب پیدا کردند و در ادامه می گفت که در کودکی در انجا بازی میکردند و بشقاب هایی سالم در آنجا بود. با آنها بازی می کردند و آنها را می شکستند که بعدها دولت آنها را جمع آوری و از آنها مراقبت کردند و می گفت که ای کاش آنها نمی شکستیم..!!

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما و همه بزرگوارانی که چنین اطلاعاتی را در اختیار ما و خوانندگان این وبلاگ می گذارید مطمئن باشید تک تک گفته های شما و دیگر دوستان  اسنادی است،  که در بن بست ها به یاری ما خواهند آمد،  اما واقعاً ای کاش بشقاب ها را نشکسته بودند.

   پاسخ انوش راوید:  ریشه تمام زبان های دنیا از زبان تمدن جی است.  در همین نزدیک ما در چلاسر و جل و جاده دوهزار،  تا همین چند سال پیش شکستن بشقاب و کاسه گبری تفریح بچه ها بود،  و امروزه آنها که جوانانی شده اند،  بشدت افسوس می خورند!

   ادامه پاسخ انوش:  یکی از فاتحین اصلی فرانسه شوالیه های گوت بودند،  در واقع شوالیه های گوت بختیاری بودند،  آنها در گوت زندگی می کردند،  گوتها با رومیان بمنظور اشغال کامل فرانسه در نبرد بودند،  و از آنها گنجی در شهر .*. جنوب کشور فرانسه باقی مانده،  و گویند کشیش کلیسای شهر بخشی از آن گنج را در زیر زمین های کلیسا یافته بود،  در هر صورت هنوز جویندگان گنج چشمی به آن دارند،   تا یکی دو ماه دیگر فیلم مستند آنرا گیر می آورم،  و توضیح بیشتر می نویسم. * بدلیل اینکه می خواهم مقاله را بنویسم،  نام شهر را در آن ذکر می کنم.

   ادامه پاسخ پرنیان:  این هر دو شاهد عینی سند بی لیاقتی سازمانی به نام میراث فرهنگی در ایران است،  که نمی دانم چرا اصلا در آن را تخته نمی کنند،  خودشان را خلاص کنند،  از طرفی در کتاب های درسی بچه ها می نویسند "میراث فرهنگی شناسنامه یک ملت است" از این طرف شناسنامه ملت ایران  را دادند دست همان بچه ها بشقاب بازی کنند! تفو بر تو چرخ گردون تفو.

   انوش راوید:  البته این سازمان نسبت سازمان های مشابه کشور های همسایه افغانستان و عراق و پاکستان،  بهتر است،  کشور هایی که تاریخ مشترک با ایران دارند.  در کل بنظر من وظیفه جوانان باهوش هر شهر و دیار است،  که باید با هر تدبیری می دانند،  از آثار تاریخی خودشان حفاظت کنند،  و آنها را معرفی نمایند،  در پاسخ های دیگر توضیح بیشتر نوشته ام.  

   پرسش 1844:  باسلام، درمورد داریوش گفتید که او پر سر و مزدایی بود پس چرا یک معبد مهری به نام تخت جمشید را می سازد، آیا این نشان نمیدهد که او میترایی بوده است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مکانی که داریوش برای ساختن ساختمان  قبر خود انتخاب کرده بود مکانی بود که از دیر باز مکانی مقدس بوده است (کوه رحمت) و در آن معبدی نیز بوده است (بسیار کوچک) داریوش و پسرانش این معبد را وسعت داده و عظمتی را که شاهد آن هستیم در این منطقه بر پا کردند.  داریوش اول نیز پادشاهی است که خیلی  با احتیاط مزدایی را به رسمیت شناخته است.  شما عکس قبر او را ببینید، چلیپای میترایی که بالای آن فروهر مزدایی است (این سخنان بارها بر این وبلاگ بررسی و تجزیه تحلیل شده است).

   پاسخ انوش راوید:  رشد و تکامل تاریخ اجتماعی،  در ساختار های تاریخی اجتماع را در نظر داشته باشید،  در ضمن داریوش یک پرسر بود در:

کلیک کنید:  تاریخ الهه های ایران

   نظر 1845:  هرودوت در توضیح ساخت کانال سوئز , هم خلیج عربستان و هم دریای اریتره را برای دریای سرخ ذکر کرده. پس اریتره فقط اقیانوس هند و خلیج پارس نیست.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام کجا چنین چیزی آمده؟  فقط نوشته دریای سرخ و خلیج عرب، عربها هم دنبال خلیج شان می گردند،  این سند خلیج شان تشریف ببرند اسم خلیج عدن  را بگذارند خلیج عرب!

Chapter 158

[1] Psammetichus had a son, Necos, who became king of Egypt. It was he who began building the canal into the Red Sea, which was finished by Darius the Persian. This is four days' voyage in length, and it was dug wide enough for two triremes to move in it rowed abreast.
[2] It is fed by the Nile, and is carried from a little above Bubastis by the Arabian town of Patumus; it issues into the Red Sea. Digging began in the part of the Egyptian plain nearest to Arabia; the mountains that extend to Memphis (the mountains where the stone quarries are) come close to this plain;
[3] the canal is led along the foothills of these mountains in a long reach from west to east; passing then into a ravine, it bears southward out of the hill country towards the Arabian Gulf.
[4] Now the shortest and most direct passage from the northern to the southern or Red Sea is from the Casian promontory, the boundary between Egypt and Syria, to the Arabian Gulf, and this is a distance of one hundred and twenty five miles, neither more nor less;
[5] this is the most direct route, but the canal is far longer, inasmuch as it is more crooked. In Necos' reign, a hundred and twenty thousand Egyptians died digging it.
.. Necos stopped work, stayed by a prophetic utterance that he was toiling beforehand for the barbarian. The Egyptians call all men of other languages barbarians.

Chapter 159

[1] Necos, then, stopped work on the canal and engaged in preparations for war; some of his ships of war were built on the northern sea, and some in the Arabian Gulf, by the Red Sea coast: the winches for landing these can still be seen..

این هم اسناد دیگرهرودوت  در تایید سخن بالا  نوشته خلیج عرب دریای سرخ :

Chapter 11

[1]Now in Arabia, not far from Egypt, there is a gulf extending inland from the sea called Red , whose length and width are such as I shall show:
[2] in length, from its inner end out to the wide sea, it is a forty days' voyage for a ship rowed by oars; and in breadth, it is half a day's voyage at the widest. Every day the tides ebb and flow in it.
[3] I believe that where Egypt is now, there was once another such gulf; this extended from the northern sea towards Aethiopia, and the other, the Arabian gulf of which I shall speak, extended from the south towards Syria; the ends of these gulfs penetrated into the country near each other, and but a little space of land separated them.
[4] Now, if the Nile inclined to direct its current into this Arabian gulf,why should the latter not be silted up by it inside of twenty thousand years?

Chapter 102

2] This king, the priests said, set out with a fleet of long ships from the Arabian Gulf and subjugated all those living by the Red Sea, until he came to a sea which was too shallow for his vessels.

   پاسخ انوش راوید:  البته در نوشته های کهن از ارب و اربته و اربیا نوشته اند،  که منظور تمدن کهن جی است،  ار + پسوند رب،  می شود ا وابسته به ب،  که این ار همان ایر و ایران است،  توضیح در اینجا.  این تاریخ خیلی ساده است،  اما عده ای نمی خواهند بپذیرند،  و در ادامه ترفند های استعمار و امپریالیسم داستان های خودشان را از تاریخ می گویند،  که خواه ناخواه علم بر جهل پیروز می شود.  هیچ نسخه و نوشته بیش از 1100 سال پیدا نمی شود،  که ارب را عرب نوشته باشد،  می دانید رو کنید.

   مهم:  ملت های عرب و پارس و ترک و کرد و لر و... در طول تاریخ با یکدیگر دشمنی نداشته اند،  گاه برخورد تمدنها در ساختار های تاریخی اجتماع،  بین آنها جنگ و نبرد ایجاد می کرد.  امروزه همه چون ما،  در دام ترفند های استعمار و امپریالیسم هستند،  فقط باید به آنها تفهیم کرد،  که همه ما از یک ریشه تمدنی بنام ار هستیم.

   پرسش 1846:  با سلام من از روستای راک شهرستان دهدشت استان کهکلویه و بویراحمد هستم، باتوجه به قدمت این منطقه و حتی طرز پوشش و کلاهایی که هنوز بر سر میذارن و آثار تاریخی که از زیر خاک درمیارن و به غارت میبرن و همچنین ساختمان هایی که هنوز آثارشون هست ولی کسی تحقیقی نکرده و هیچی در موردش نمیگن، میخوام بپرسم ببینم چیزی هست یا اصلا میتونید اطلاعاتی به من بدید. باتشکر از شما

   پاسخ انوش راوید:  در همین نزدیکی خانه ما تپه های است بنام سیاهگلچال،  که آثار تاریخی زیادی منجمله گبر های فراوان دارد،  جویندگان گنج آنها را باز کرده،  شکسته و بغارت برده اند.  من حدود 20 سال پیش جهت آن به سازمان های مربوطه رفتم،  هیچ نتیجه ای نداد،  امروزه با وجود اینترنت،  از آنها در اینجا نوشته ام.  ما نبابد فقط منتظر باشیم،  که دیگران و از جا های دیگر برای ما تحقیق کنند و بگویند و بنویسند،  این عادت که از سیستم آموزشی وامانده بما رسیده،  باید فراموش شود.  خود شما یک وبلاگ باز کنید،  و عکس ها و مطالب را در آن قرار دهید،  و در فیسبوک و دیگر جاها وبلاگ تان را معرفی کنید،  و در آن تقاضای های خود را مطرح نمایید،  مانند شناسایی ها تاریخی و غیره،  سریع اینکار را بکنید.

   پرسش 1847:  سلام. ببخشید حضور حضرت علی (ع) و امام حسن و حسین (ع) در جنگ قادسیه چقدر اعتبار تاریخی دارد با وجود اینکه خیلی ها حضور این بزرگواران را رد کرده اند؟

   پاسخ انوش راوید:  از نظر من اصل قادسیه زیر پرسش است، از آنجا که بعضی از موضوعات تاریخی دین است، زیاد نمی شود آنها را شکافت،  باید به مراجعه دینی مراجعه نمایید.  صدام حسین نیز اغفال دروغ قادسیه شد،  و خود و کشورش را نابود کرد.

   پرسش 1848:  با سلام، آیا زبان در علم هایی چون فیزیک، شیمی، ریاضی و... از زبان کهن جی گرفته شده به عنوان مثال (کی) K= انرژی جنبشی (نیرویی که در حال حرکت است) و یا (جی) G= انرژی گرانشی زمین (نیرویی که رو پایین است یا به طرف پایین می رود)

پاسخ انوش راوید:  گویند نظریه جنبشی برگرفته از ابتدای نام دانشمند نظریه پردازش بنام:  جی ویلارد گیبس J.willard Gibbs  می باشد،  و همینگونه بقیه نظریه ها و فرمولها را می گویند.  اما در واقع اینگونه نیست،  همانطور که قبلاً گفتم،  زبان علم،  پایه در زبان تمدن کهن جی دارد.  شهر های این تمدن با حروف الفبا بودند،  که امروز بیشتر آن بویژه در الفبای انگلیسی است،  زیرا زبانی که توسط مردم جی به انگلستان برده شده،  خالص تر مانده است،  این شهرها با اضافه شدن پسوند و پیشوند امروزه هم وجود دارند،  مانند:  جی در جیرفت، یو در دهیو، تی در دهتی (دهتل) دی در دیگون و دیده، سی در سیریگ و... اما بسیاری از آنها در منطقه جنوب و جنوب شرقی ایران،  از بین رفته یا بطور کلی تغییر نام داده اند،  و در جا های دیگر از هزاره های دیگر سر از خاطره های تاریخ تمدن بر آورند،  مانند:  کی+ اف = کیف پایتخت اوکراین، تی تیران و... این شهرها بترتیب خاصی از مکان و علم و... در پهنه جغرافیا چیده شده بودند.  این تحقیقات نیازمند کار زیادی است،  بدلایلی، فعلاً نمی توانم مطالبی از این موضوع در اینترنت بنویسم،  و فقط همین اندازه می گویم،  که جوانان باهوش علاقمند،  به تحقیقات مستقل در این باره بپردازند.

   نظر و پرسش 1849:  باسلام به آقای راوید امیدوارم همیشه موفق باشید، اول از همه می خواستم چند تا انتقاد کنم از وبلاگتون که هنوز بعضی از قسمت های وبلاگ مشکل دارد و بعضی عکس ها هم چنان فیلتره؟!!.. بعد من نظرات زیادی گذاشتم و ایمیل کردم ولی در وب نگذاشتین. شاید هم اشکال در ارسال بوده باشه ولی من دوباره آنها رو می فرستم.  با این حال خیلی وبلاگ جالب و آمورنده دارین. بخش موزه مجازی وبلاگ خیلی جالب بود باز هم از آثار قدیمی بگذارید و همچنین درباره شاهنامه بیشتر بگذارید.

   پاسخ انوش راوید:  بمرور هفته ای چند پست را باز سازی می کنم،  تا دوباره فیلتر کنند،  در ابتدای هر پرسش و پاسخ نوشته ام،  اگر پرسش شما در متن وبلاگ نبود دوباره ارسال نمایید.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما همه  نظرات با ارزش شما که به دست ما رسیده است بر وبلاگ گفتمان باز شده است،  همین الان نظری از شما جلوی من است،  که قبلا بر وبلاگ برای اطلاع خوانندگان  باز شده است،  این نظر شما:

   ــ  سلام، در باب واژه سلوکی که در ایمیلی بود من کمی اطلاعات دارم ، در روم باستان به خدای خورشید، سل (SOL) می گویند مانند HELIOS در یونان باستان. سلوکی= پادشاهان خورشید گرد

   قبلا همراه با پرسشی بود که همراه با پاسخ آن پرسش بر وبلاگ گفتمان باز است اما باز هم اگر تصور دارید نظراتی از شما بر وبلاگ باز نیست،  (که با این وضع اینترنت جای تعجب نیست که نظرات به ما نرسد) ارسال بفرمایید،  پاینده باشید.

   پرسش 1850:  درود. رود مهران آورده شده از هند برآید و به دریای چین میریزد. ایم رود کجاست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما احتمالا کرخه یا یک رودی که در این حوالی بوده و امروز نیست (به شما پیشنهاد کردم وقت خود را به جای بررسی رود ها به بررسی کوهها بگذارید رود خشک می شود).

   ادامه پرسش:  همچنین در احسن التقسیم آمده رود های اهواز : چند نهرند که از کوه ها سرازیر می شوند و در حصن مهدی فراهم آیند و در (شرق) آبادان به دریای چین (خلیج فارس) ریزند (و دجله در غرب آن ریزد. آبادان جزیره ای در میان آنهاست) احسن التقسیم حلد اول ص 33،  صراحتا خلیج فارس را دریای چین نامیده اند. پس چین همان خوزستان است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  دو سال است می نویسم چین خوزستان است،  همه اسناد هم تایید می کند

   عکس بانویی روستایی از چین دو هزار سال پیش،  و خوزستان امروزی،  مشغول تهیه نان با ساج،  همسر او نیز که فقط دستش در عکس پیداست،  به او کمک می کند،  عکس شماره 5954 از اینترنت.

 http://ravid.ir    و   http://arq.ir

 

تاریخ ارسال: 1393/04/04 ساعت 18:47 | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید