X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

چند مطلب تکراری 41


دیباچه عهدنامه های ایران و روس

   پیش گفتار

     از ابتدای پیدایش استعمار،  مردم و کشور ایران و نیز ملت های قاره کهن،  بشدت از آنها صدمه دیدند،  که هم اکنون هم ادامه دارد.  در دویست سال گذشته همسایه شمالی ایران،  یعنی کشور روسیه نیز از سادگی مردم و حکومت های ایران استفاده برده،  و بشدت به ایران و ایرانی صدمه زده است.  البته این وضع همچنان ادامه دارد،  و هر کسی که با آنها کار مزدوری سیاسی کند،  باید بداند خود و خانواده و کشورش را با قیمت جانش فروخته است.  جوانان باهوش متخصص ایران،  نسبت به این موضوع مهم بی تفاوت نباشید،  و بدانید و تحقیق و تحلیل کنید،  و باز هم بدانید و افشا کنید.

   کاریکاتورغرق شدن یک نفر،  و عدم درک از توانایی کمک دیگران ناظر،  ولی با احساسات زیاد ناراحتی،  درک از کمک و چگونگی کمک خیلی مهم است.  عکس شماره 7157.

عهد نامه ترکمان چای

الحمدالله الوافی و الکافی بعد از انعقاد عهدنامه مبارکه گلستان و مبادلات و معاملات دوستانه دولتین علیتین و ظهور آداب کمال مهربانی و یکجهتی حضرتین بهیٌتین به مقتضای حرکات آسمانی برخی تجاوزات ناگهانی از جانب سر حد داران طرفین به ظهور رسیده که موجب سنوح غوایل عظیمه شد و از آن جا که مرآت ضمایر پادشاهانه جانبین از غبار این گونه مخاطرات پاک بود اولیای دولتین علیتین تجدید عهد مسالمت را اهتمامات صادقانه و کوشش های منصفانه در دفع و رفع غایله اتفاقیه به ظهور رسانیده عهدنامه مبارکه جدید به مبانی و اصولی که در طی فصول مرقومه مذکور است مرقوم و مختوم آمد به مهر وکلای دولتین علیتین و در ماه شوال در سال هزار و دویست و چهل و نه هجری به امضای همایون شرف استقرار و استحکام پذیرفت. بر اولیای دولتین لازم است که از این پس در تحصیل موجبات مزید دوستی و موافقت اهتمامات صادقانه مبذول دارند و اسباب استحکام و استقرار معاهده مبارکه را به مراودات دوستانه متزاید خواهند و اگر در معدات تکمیل امور دوستی قصوری بینند به امضای خواهشهای منصفانه تدارک آن را لازم بشمارند و دقیقه از دقایق دوستی را مهمل و متروک نگذارند.

بسم الله الرحمن الرحیم

چون اعلیحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم والاجاه، امپراطور اکرم شوکت دستگاه، مالک بالاستحقاق کل ممالک روسیه و اعلیحضرت کیوان رفعت خورشید رایت، خسرو نامدار پادشاه اعظم با اقتدار ممالک ایران، چون هر دو علی السویه اراده و تمنای صادقانه دارند که به نوایب و مکاره جنگی که بالکلیه منافی رأی والای ایشان است نهایتی بگذارند و سنتهای قدیم حسن مجاورت و مودت را ما بین این دو دولت بواسطه صلحی که متضمن دوام باشد و بواعث خلاف و نفاق آتیه را دور کنند در بنای مستحکم استقرار دهند، لهذا برای تقدیم این کار خجسته آثار اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه جناب ژان پاسکویچ‌‌‌‍‌‌، جنرال آنفاندری، سردار عسکر جداگانه قفقاز، ناظم امورات ملکیه گرجستان و ولایات قفقاز و حاجی ترخان، مدیر سفاین حربیه بحر خزر، صاحب حمایلات الکسندر نویسکی مقدس مرصع به الماس، به آن مقدس مرتبه اول مرصع به الماس، ولادیمیر مقدس مرتبه اول و گیورگی مقدس مرتبه دویم و صاحب دو شمشیر افتخار یکی طلا موسوم«برای شجاعت» و دیگری مرصع به الماس و صاحب حمایلات دول خارجه مرتبه اولین عقاب سرخ پیکر پروسیه، هلال دولت عثمانی و نشان های دیگر و جناب «الکسندر اوبرو سکوف» صاحب حمایلات مقدسه ثالث ولادیمیر، مرتبه ثانی سن استانیسلاس لهستان، مرتبه دوم سن ژان بیت، و از طرف اعلیحضرت قویشوکت پادشاه ممالک ایران نواب مستطاب والا شاهزاده نامدار عباس میرزا را وکلای مختار خود تعیین کردند و ایشان بعد از آن که در ترکمنچای مجتمع شدند و اختیار نامه خود را مبادله کرده و موافق قاعده و شایسته دیدند، فصول آتیه را تعیین و قرارداد کردند:

فصل اول- بعد الیوم ما بین اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران و ولیعهدان و اخلاف و ممالک و رعایای ایشان مصالحه و مودت و وفاق کاملی إلی یوم الأبد واقع خواهد بود.

فصل دویم- چون جدال و نزاعی که فیما بین عهد کنندگان رفیع الارکان واقع شد و امروز بسعادت منقطع گردید، عهود و شروطی را که بموجب عهدنامه گلستان، بر ذمت ایشان لازم بود موقوف و متروک می دارد، لهذا اعلیحضرت کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران چنین لایق دیدند که به جای عهدنامه مزبوره گلستان، عهدنامه دیگر به این شروط و عهود و قیود قرار دهند که ما بین دو دولت روس و ایران بیشتر از پیشتر موجب استقرار و انتظام روابط آتیه صلح و مودت گردد.

فصل سیم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران از جانب خود و از جانب ولیعهدان و جانشینان به دولت روسیه واگذار می کند تمامی الکای نخجوان و ایروان را - خواه این طرف روس باشد یا آن طرف. و نظر به تفویض، اعلیحضرت ممالک ایران تعهد می کند که بعد از امضاء این عهدنامه، در مدت شش ماه، همه دفتر و دستور العمل متعلق به اداره این دو دولت مذکوره باشد به تصرف امرای روسیه بدهند.

فصل چهارم- دولتین علیتین معاهدتین عهد و پیمان می کنند که برای سر حد فیما بین دو مملکت بدین موجب سر حد وضع نمایند:

از نقطه سر حد ممالک عثمانی که از خط مستقیم به قله کوه آغری کوچک أقرب است. ابتدا کرده، این خط تا به قله آن کوه کشیده می شود و از آنجا به سر چشمه رودخانه مشهور به قرا سوی پایین که از سراشیب جنوبی آغری کوچک جاریست فرود آمده، به متابعت مجرای این رودخانه تا به التقای آن رودخانه ارس در مقابل شرور ممتد می شود. چون این خط به آن جا رسید به متابعت مجرای ارس تا به قلعه عباس آباد می آید و در تعمیرات و ابنیه خارجه آن که در کنار راست ارس واقع است نصف قطری بقدر نیم آغاج که عبارت از سه ورس و نیم روسی است رسم می شود و این نصف قطر در همه اطراف امتداد می یابد. همه اراضی و عرصه که در این نصف قطر محاط و محدود می شود بالانفراد متعلق به روسیه خواهد داشت و از تاریخ امروز در مدت دو ماه با صحت و درستی کامل معین و مشخص خواهد شد و بعد از آن از جایی که طرف شرقی این نصف قطر متصل به ارس می شود خط سر حد شروع و متابعت مجرای ارس می کند تا به مسیر یدی بلوک و از آن جا از خاک ایران به طول مجرای ارس امتداد می یابد با فاصله و مسافت سه آغاج که عبارتست از بیست و یک ورس روسی.

بعد از وصول به این نقطه خط سر حد به استقامت از صحرای مغان می گذرد تا به مجرای رودخانه موسومه بالهارود به محلی که در سه فرسخی واقع است که عبارتست از بیست و یک ورس روسی پایین تر از ملتقای دو رودخانه کوچک موسوم به آدینه بازار  و ساری قمیش و از آن جا این خط به کنار چپ بالهارود تا به ملتقای رودخانه های مذکور آدینه بازار و ساری قمیش صعود کرده به طول کنار راست رودخانه آدینه بازار شرقی تا به منبع رودخانه و از آن جا تا به اوج بلندی های جگیر  امتداد می یابد، به نوعی که جمله آبهایی که جاری به بحر خزر می شوند متعلق به روسیه خواهد بود و همه آبهایی که سراشیب و مجرای آنها به جانب ایران است تعلق به ایران خواهد داشت.

و چون سر حد دو مملکت این جا بواسطه قلل جبال تعیین می یابد، لهذا قرار داده شد که پشته هایی که از این کوهها به سمت بحر خزر است به روسیه و طرف دیگر آنها به ایران متعلق باشد. از قله های بلندی های جگیر خط سر حد تا به قله کمر قویی به متابعت کوههایی می رود که طالش را از محال ارشق منفصل می کند. چون قلل جبال از جانبین مجرای میاه را می دهند، لهذا در این جا نیز خط سر حد را همان قسم تعیین می کند که در فوق در باب مسافت واقعه بین منبع و آدینه بازار و قلل جگیر گفته شد و بعد از آن خط سر حد از قله کمر قویی به بلندی های کوههایی که محال زوند را از محال ارشق فرق می دهد متابعت می کند تا به سر حد محال ولکیج همواره بر طبق همان ضابطه که در باب مجرای میاه معین شد، محال زوند بغیر از آن حصه که در سمت مخالف قلل جبال مذکوره واقع است از این قرار حصه روسیه خواهد بود. از ابتدای سر حد محال ولکیج خط سر حد ما بین دو دولت به قلل جبال کلوتوپی و سلسله کوههای عظیم که از ولکیج می گذرد متابعت می کند تا به منبع شمالی رودخانه موسوم به آستارا پیوسته به ملاحظه همان ضابطه در باب مجرای میاه و از آن جا خط سرحد متابعت مجرای این رودخانه خواهد کرد تا به ملتقای دهنه آن به بحر خزر و خط سر حد را که بعد از این متصرفات روسیه و ایران را از هم فرق خواهد داد تکمیل خواهد نمود.

فصل پنجم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران برای اثبات دوستی خالصانه که نسبت به اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه دارد به این فصل از خود و از عوض اخلاف و ولیعهدان سریر سلطنت ایران تمامی الکا و اراضی و جزایری را که در میانه خط حدود معینه در فصل مذکوره فوق و قلل برف دار کوه قفقاز و دریای خزر است و کذا جمیع قبایل را چه خیمه نشین چه خانه دار، که از اهالی و ولایات مذکوره هستند واضحاً و علناً الی الابد مخصوص و متعلق به دولت روسیه می داند.

فصل ششم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به تلافی مصارف کثیره که دولت روسیه را برای جنگ واقعه بین الدولتین اتفاق افتاده و همچنین به تلافی ضررها و خسارت هایی که به همان جهت به رعایای دولت روسیه رسیده تعهد می کند که بواسطه دادن مبلغی وجه نقد آنها را اصلاح نماید و مبلغ این وجه بین الدولتین به ده کرور تومان رایج قرارگرفت که عبارت است از بیست میلیون مناط سفید روسی، و چگونگی در موعد و رهاین فصول این وجه در قرارداد علاحده که همان قدر قوت و اعتبار خواهد داشت که گویا لفظاً به لفظ در این عهدنامه مصالحه حالیه مندرج است، معین خواهد شد.

فصل هفتم- چون اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران شایسته و لایق دانسته همان فرزند خود عباس میرزا را ولیعهد و وارث تخت فیروزی بخت خود تعیین نموده است، اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه برای این که از میل های دوستانه و تمنای صادقانه خود که در مزید استحکام این ولیعهدی دارد به اعلیحضرت پادشاهی شاهنشاه ممالک ایران برهانی واضح و شاهدی لایح بدهد، تعهد می کند که از این روز به بعد شخص وجود نواب مستطاب والا شاهزاده عباس میرزا را ولیعهد و وارث برگزیده تاج و تخت ایران شناخته، از تاریخ جلوس به تخت شاهی، پادشاه بالاستحقاق این مملکت می داند.

فصل هشتم- سفاین تجارتی روس مانند سابق استحقاق خواهند داشت که به آزادی بر دریای خزر به طول سواحل آن سیر کرده به کناره های آن فرود آیند و در حالت شکست کشتی در ایران اعانت و امداد خواهند یافت و همچنین کشتیهای تجارتی ایران را استحقاق خواهد بود که به قرار سابق در بحر خزر سیر کرده، به سواحل روس آمد و شد نمایند و در آن سواحل در حال شکست کشتی به همان نسبت استعانت و امداد خواهند یافت. در باب سفاین حربیه که علم های عسکریه روسیه دارند چون از قدیم بالانفراد استحقاق داشتند که در بحر خزر سیر نمایند، لهذا همین حق مخصوص کما فی السابق امروز به اطمینان به ایشان وارد می شود، به نحوی که غیر از دولت روسیه هیچ دولت دیگر نمی تواند در بحر خزر کشتی جنگی داشته باشد.

فصل نهم- چون مکنون خاطر اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران است که من کل الوجوه عهودی را که به این سعادت و میمنت ما بین ایشان مقرر گشته مستحکم نمایند، لهذا قرارداد نمودند که سفراء و وکلا و کارگزارانی که از جانبین به دولتین علیتین تعیین می شود- خواه برای انجام خدمت های اتفاقی یا برای اقامت دایمی - به فراخور مرتبه و موافق شأن دولتین علیتین و بملاحظه مودتی که باعث اتحاد ایشان گشته به عادت ولایت مورد اعزاز و احترام شوند و در این باب دستور العملی مخصوص و تشریفاتی قرار خواهند کرد که از طرفین مرعی و ملحوظ گردد.

فصل دهم- چون اعلیحضرت امپراطور کل روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران استقرار و افزایش روابط تجارت را ما بین دو دولت مانند یکی از نخستین فواید ملاحظه کردند که می بایست از تجدید مصالحه حاصل شود، لهذا قرارداد نمودند که تمامی اوضاع و احوال متعلقه به حمایت تجارت و امنیت تبعه دو دولت را به نوعی که متضمن مرابطه کامله باشد معین و منتظم و در معاهده جداگانه ای که به این عهدنامه ملحق و ما بین وکلای مختار جانبین مقرر و مانند جزو متمم او مرعی و ملحوظ میشود مضبوط و محفوظ دارند.

اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران برای دولت روس کما فی السابق این اختیار را مرعی می دارد که در هر جا که مصلحت دولت اقتضا کند کونسولها و حامیان تجارت تعیین نمایند و تعهد می کند که این کونسولها و حامیان تجارت را که هر یک زیاده از ده نفر اتباع نخواهد داشت فراخور رتبه ایشان مشمول حمایت و احترامات و امتیازات سازد و اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه از جانب خود وعده می کند که درباره کونسولها و حامیان تجارت اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به همین وجه مساوات کامله مرعی دارد.

در حالتی که از جانب دولت ایران نسبت به یکی از کونسولها و حامیان تجارت روسیه شکایتی محققه باشد، وکیل و یا کارگزار دولت روس که در دربار اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران متوقف خواهد بود و این حامیان و کونسولها بلاواسطه در تحت حکم او خواهد شد، او را از شغل خود بیدخل داشته به هر که لایق داند اداره امور مزبور را بر سبیل عادیه رجوع خواهد کرد.

فصل یازدهم- همه امور و ادعا های تبعه طرفین که به سبب جنگ به تأخیر افتاده بعد از انعقاد مصالحه موافق عدالت به اتمام خواهد رسید و مطالباتی که رعایای دولتین جانبین از یکدیگر یا از خزانه داشته باشند به تعجیل و تکمیل وصول پذیر خواهد شد.

فصل دوازدهم- دولتین علیتین معاهدتین بالاشتراک در منفعت تبعه جانبین قرارداد می کنند که برای آنهایی که مابین خود به سیاق واحد در دو جانب رود ارس املاک دارند موعدی سه ساله مقرر نمایند تا به آزادی در بیع یا معاوضه آنها قدرت داشته باشند، لکن اعلیحضرت امپراطور کل روسیه از منفعت این قرارداد در همه آن مقداری که به او تعلق و واگذار می شود، سردار سابق ایروان حسین خان و برادر او حسن خان و حاکم سابق نخجوان کریم خان را مستثنی می دارد.

فصل سیزدهم- همه اسیرهای جنگی دولتین خواه در مدت جنگ آخر باشد یا قبل از آن و همچنین تبعه طرفین که به اسیری افتاده باشند از هر ملت که باشد همگی بغایت چهار ماه به آزادی مسترد و بعد از آنکه جیره و سایر تدارکات لازمه به آنها داده شد به عباس آباد فرستاده می شوند تا اینکه به دست مباشرین جانبین که در آن جا مأمور گرفتن و تدارکات فرستادن ایشان به ولایت خواهد بود تسلیم شوند.

دولتین علیتین در باب همه اسیرهای جنگ و تبعه روس و ایران که به اسیری افتاده و به علت دوری مکان هایی که در آن جا بوده اند یا به علت اوضاع و اسباب دیگر بعینه مسترد نشده باشند، همان قرارداد را می کنند و هر دو دولت ایٌ وقت کان اختیار بی حد و نهایت خواهند داشت که آنها را مطالبه کنند و تعهد می کنند که هر وقت اسیر خود به دولت عرض نماید یا ایشان را مطالبه کنند از جانبین مسترد سازند.

فصل چهاردهم- دولتین علیتین معاهدتین جلای وطن کنندگان و فراریان را که قبل از جنگ یا در مدت آن به تحت اختیار جانبین گذاشته باشند مطالبه نمی کنند ولیکن برای منع نتایج مضره جانبین که از مکاتبات و علاقه خفیه بعضی از این فراریان با هم ولایتیان یا اتباع قدیم ایشان حاصل می تواند شد، دولت ایران تعهد می کند که حضور و توقف اشخاصی را که الحال یا بعد از این باسمه به او مشخص خواهد شد از متصرفات خود که مابین ارس و خط رودخانه مرسوم به جهریق و دریا و حد ارومی و رودخانه مشهور به جیقتو و قزل اوزن تا التقای آن به دریا واقع است رخصت می دهد.

اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه از جانب خود همچنین وعده می کند که فراریان ایران را در ولایت قراباغ و نخجوان و کذالک در آن حصه ولایت ایروان که در کنار راست رود ارس واقع است اذن توطن و سکنی ندهد، لیکن معلوم است که این شرط مجری و معمول نبوده و نخواهد بود، مگر در باب اشخاصی که صاحب مناصب ملکیه یا مرتبه و شأن دیگر باشد، مانند خوانین و بیک ها و ملا های بزرگ که صورت رفتار ها و اغواها و مخابرات و مکاتبات خفیه ایشان درباره همولایتیان و اتباع و زیر دستان قدیم خود موجب یک نوع رسوخ و تأثیر به افساد و اخلال تواند شد.

در خصوص رعایای عامه مملکتین مابین دولتین قرارداده شده که رعایای جانبین که از مملکتی به مملکت دیگر گذشته باشند، یا بعد از این بگذرند مأذون و مرخص خواهند بود که در هر جایی که آن دولت که این رعایا به تحت حکومت و اختیار او گذاشته باشند مناسب داند سکنی و اقامت کنند.

فصل پانزدهم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به این حسن اراده که آرام و آسایش را به ممالک خود باز آورد و موجبات مکاره را که اکنون به سبب این جنگ و خصومت بر اهالی مملکت روی آورده و به جهت انعقاد این عهدنامه که به فیروزی تمام سمت انجام می پذیرد از ایشان دور کرده، همه رعایا و ارباب مناصب آذربایجان عفو کامل و شامل مرحمت می فرمایند و هیچ یک از ایشان بدون استثنای مراتب و طبقات به جرم عرضه ها و عملها و رفتارهای ایشان که در مدت جنگ یا در اوقات تصرف چند وقت قشون روسیه از ایشان ناشی شده نباید معاقب شوند و آزار ببینند و نیز از امروز یکساله مهلت به ایشان مرحمت می شود که به آزادی با عیال خود از مملکت ایران به مملکت روس انتقال نمایند و اموال و اشیاء خود را نقل یا بیع کنند، بدون اینکه از جانب دولت یا حکام ولایت اندک ممانعت کنند یا از اموال و اشیاء منقوله یا مبیعه ایشان حقی و مزدی اخذ نمایند.

و در باب املاک ایشان پنج سال موعد مقرر می شود که در آن مدت بیع به حسب خواهش خود بنا گذاری در باب آنها نمایند، و از این عفو و بخشش مستثنی می شوند کسانی که در این مدت یکساله به سبب بعضی تقصیرها و گناههایی که مستلزم سیاست دیوانخانه باشد مستوجب عقوبت می گردد.

فصل شانزدهم- بعد از امضای این عهدنامه مصالحه، فی الفور وکلای مختار جانبین اهتمام خواهند داشت که به همه جا دستورالعمل و حکم های لازمه بفرستند تا بلا تأخیر خصومت را ترک نمایند.

این عهدنامه مصالحه که در دو نسخه به یک مضمون ترتیب یافته است و به دستخط وکلای مختار جانبین رسیده به مهر ایشان ممهور و مابین ایشان مبادله شده است. از جانب اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران مصدق و ممضی و تصدیق نامه های متداوله که به دستخط مخصوص ایشان مزین خواهد بود و در مدت چهارماه یا زودتر اگر ممکن باشد مابین وکلای مختار ایشان مبادله خواهد شد.

تحریراً در قریه ترکمان چای، به تاریخ دهم شهر(؟) فیورال روسی سنه یک هزار و هشتصد و بیست و هشت (1828م.) مسیحیه که عبارت است از پنجم شهر شعبان المعظم سنه یک هزار و دویست و چهل و سه (1243ق.) هجری به ملاحظه و تصدیق نواب نایب السلطنه رسید و به امضای وزیر دول خارجه عالیجاه میرزا ابوالحسن خان رسید.

عکس نقاشی از عهد نامه گلستان،  قدرت نشسته و ذلت ایستاده،  عکس شماره 5760.

توماس جفرسون و کوروش بزرگ

     نویسندگان قانون حقوق مدنی آمریکا،  با خواندن "کوروش‌نامه" گزنفون،  با اندیشه‌ها و روش کشورداری کوروش بزرگ آشنایی پیدا کرده بودند،  و از آن الهام گرفته بودند.  هر چند این اثر پذیری، غیرمستقیم و بر اثر درک از آن کتاب بوده است،  و براحتی می‌توانیم رد پای نوشته‌ گزنفون درباره‌ ویژگی‌های رفتاری و کشورداری کوروش را،  در قانون اساسی و قانون حقوق مدنی آمریکا پیدا کرد.

   عکس پرزیدنت توماس جفرسون،  عکس شماره 6375،  او نیز مانند بیشتر بنیانگزاران امریکا،  که قانون اساسی این کشور را نگاشتند،  به کرات به کتاب کوروش نامه مراجعه می کرد،  که توسط تاریخ نویسان یونی آنی باستان،  و در رابطه با کوروش کبیر نوشته شده بود.  دو نسخه شخصی توماس جفرسون اکنون در کتابخانه کنگره امریکا در واشینگتون دی سی نگهداری می شود.  مخفف نام توماس جفرسون یعنی TJ در انتهای هر صفحه کتاب ملاحظه می شود.

      گروهی که استقلال آمریکا را اعلام کردند،  و به نام «پدران بنیان‌گذار» شناخته می‌شوند،  25 تن بودند.  اما هسته‌ اصلی این گروه را سه چهره‌ برجسته‌ آن زمان، «جورج واشنگتن»، «بنجامین فرانکلین» و «تامس جفرسون»، شکل می‌دادند.  واشنگتن، نخستین افسر 5 ستاره‌ ای بود،  که فرماندهی ارتش آمریکا را بر دوش داشت. فرانکلین نیز چهره‌ ا‌ی علمی بود،  که بیشتر به کار های پژوهشی خود می‌پرداخت؛  و تامس جفرسون نیز که «مغز اندیشمند» این گروه نامیده می‌شد،  در زمینه‌ تاریخ و علوم اجتماعی، آگاهی‌ های دامنه ‌داری داشت.  این سه تن، آن اندازه دانش داشتند،  که سامانه‌ نوین آمریکا را پایه‌گذاری کنند.

      نظام سلطنتی، تنها شیوه‌ شناخته ‌شده‌ کشورداری در آن سال‌ها (سده 18) بود.  اما جفرسون که نوشتن قانون اساسی آمریکا بر دوش او گذاشته شده بود،  بر آن شد،  که با کاوش در نوشته های باستانی،  به جستجوی تاریخی دست بزنند تا شیوه‌ های دیگر کشورداری را بیابند،  و اندیشه‌ سیاسی و مردمی نوینی را پدید آورد،  که ضمن پیشرفته بودن،  برای آن زمان تازگی داشته باشد،  و به بدرد کشور جدید چند ملیتی و آزاد آمریکا بخورد.  او کتاب "کوروش‌نامه"‌ گزنفون را خوانده بود،  و بر پایه‌ شیوه‌ کشورداری کوروش بزرگ،  به این نتیجه رسیده بود،  که هیچ بایستگی ندارد،  که دولت‌ها با زورگویی بر مردم حکومت کنند؛  بلکه با دادگری هم می‌توان فرمانروایی کرد.

       در کتابخانه‌ جفرسون، در "مانتی چرلو" ایالت ویرجینیا،  کتاب "کوروش‌نامه" نگهداری می شود.  جفرسون یادداشت‌ های بسیاری در کنار برگ‌ های کتاب نوشته،  و زیر برخی از جمله‌ها خط کشیده است.  از سوی دیگر با آن‌که کتاب‌ های بنجامین فرانکلین را به کتابخانه‌ کنگره‌ آمریکا سپرده‌ اند،  اما آن گونه که کتابداران کتابخانه می گویند، 170 جلد کتاب "کوروش‌نامه" در آنجا نگهداری می‌شود،  که دو از آن‌ها از آن فرانکلین بوده است.  گمان بسیار می‌رود که فرانکلین،  کتاب گزنفون را خوانده است.  جهت اطلاع بیشتر و منابع در جستجوها به فارسی و انگلیسی بنویسید توماس جفرسون و کوروش بزرگ.

عکس نقالی پریسا سیمین مهر از داستان تازیانه بهرام شاهنامه فردوسی،  عکس شماره 7189.

کلیک کنید:  فلاسفه تاریخ باستان

کلیک کنید:  دانشگاه های تاریخی ایران

کلیک کنید:  قرن 21 دوران سنت گریزی نوین

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

  

سبد کالا بسبک ایرانی

      در اخبار اواخر دی 92 آمده بود:

      دولت در روزهای آینده،  سبد کالایی رایگان خود را به 15 میلیون سرپرست خانوار ارایه می کند.  در این سبد کالایی،  قرار است 10 کیلوگرم برنج،  4 کیلوگرم مرغ،  2 بسته 400 گرمی پنیر،  2 بسته 16 عددی تخم مرغ قرار گیرد.  بر اساس دستورالعمل اجرایی توزیع این سبد کالایی،  قرار است برنج این سبد کالایی هندی باشد....

      . . . . دریافت کنندگان سبد با توجه به مصوبه دولت شامل:  کارمندان دولت، فرهنگیان، نیرو های مسلح، افراد تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) و سازمان بهزیستی می باشند. .... 

      از آنجا که این سبد کالا،  حرف ها و گفته های زیادی داشت،  من نیز نظری داشتم،  که در بخش نظرات روزنامه مربوطه نوشتم،  در زیر کپی آنرا می نویسم.

      ضمن سپاس از دولت بخشنده مهر،  ایکاش سبد کلای رایگان را به همه مردم می دادند،  زیرا امروزه در ایران شاغلترین افراد کارمندان و بازنشستگان هستند،  و انبوه بیکاران و بی پولان و کشاورزان  خیلی بیشتر نیاز به اینگونه سبدها دارند.  ایکاش این سبد بگیران،  بتوانند دولت را در عبور از تلاطمات روز افزون حمایت بیشتر کنند.  دولت محترم قبلی این اشتباه بزرگ را نکرد،  که مردم را به دو بخش سبد بگیر و کلاه بگیر تقسیم کند،  باید توجه داشت این کار نارضایتی و شاید هم خشم بیکاران و بی پولان را در پی خواهد داشت،  با نگاهی به بخش نظرات نشریات اینترنتی در اینباره،  این موضوع بخوبی پیداست.

   در زیر تعدادی از انبوه نظرات مردم را می نویسم،  که در پائین خبر سبد کالا چندین نشریه و روزنامه آمده است:

   ــ  ... مرغ و برنج سبد کالا از ذخیره‌سازی داخلی تامین شده...،  خیلی جالبه مرغه که مال ترکیه است، و برنج هم که مال کشور دوست و برادرمان هند می باشد.  پس اینها کالا های ذخیره شده هستند ؟؟؟؟!!!!

   ــ  دولت مدعی بود که کرامت مردم را رعایت می کند،  و مردم را گدا فرض نمی کند،  سال گذشته هر نفر 90 هزار تومان تو حساب ریخته شد الان که به بعضی ها تازه به هر خانوار جنس می دهند برج هندی ووو چرا نمی گذارید مثل پارسال پولش بدید.

   ــ  تکلیف کسانی که از ابتدا برای یارانه ثبت نام نکرده اند چگونه تعریف شده است؟

   ــ  گویا آنها که از در یافت یارانه انصراف داشته اند در هیچ کجا از این به بهعد مردم ایران بحساب نمی آیند.

   ــ  فوق لیسانس بیکار،  ما که راضی نیستیم کارمندا این سبد کالا رو بگیرن چون هم حقوق دارن هم عیدی می گیرن هم پاداش اونوقت منه بیکار چی واقعا مسئولین باید خجالت بکشن چرا اینهمه تبعیض میلیونها ایرانی نیازمند رو ول کردید فقط خدم و حشم دولت؟ به خدا قسم من بیکارم فوق لیسانس دارم و زن و یک بچه دارم به قرآن محتاج 1000 تومن هستم ولی سبد کالا به من تعلق نمی گیره آقای روحانی دولت راستگوی عادل با تدبیر من به تورای دادم. ایکاش اصلن سبد کالا نمیدادی. من حاضرم کلیه مدارک بیکاریمو ارایه بدم همین جا اعلام آمادگی میکنم.

   ــ  مبارزه با محصول ایرانی با پول نفت ایران واقعا چند کشور در دنیا چنین کاری می کنند خب برنج ایرانی را کمتر بدهید واگر هدف تغییر ذایقه مردم و نابودی برنج شمال است خب اطلاع رسانی کنید ماهم دیگر این کار غیر قانونی تولید برنج را انجام نمی دهیم تا مشکل دولت کلا حل شود.

   ــ  شبنم ایرانی:  اگر دستم رسد بر چرخ گردون/ ازو پرسم که این چونست آن چون، یکی را داده ای صد ناز نعمت،  یکی را قرص نان آغشته در خون.

  ــ دولت محترم فقط به اون دسته از کسانی که کار دولتی دارند و از دولت حقوق میگیرند توجه داره  بنده با مدرک فوق لیسانس و متاهل هنوز نتوانستم در یک شرکت دولتی استخدام شوم گناه ما که نه کار میدن نه سبد کالائی چیست؟  لطفا " رئیس جمهور تدبیر و امید جواب دهد ؟؟؟

   ــ   با سلام همه این کارها برگشت به عقب و توهین به ملت است حداقل کارت شارژ شود و فقط با خرید قابل برداشت باشد/ هرچه قیمت تمام شده برای دولت است همان را شارژکند و مردم را اسیر ناکارمدی خودتان نکنید

  ــ  با سلام تکلیف کارگرانیکه هیچگونه بیمه نیستند و روزانه کار میکنند چیه تورا خدا به فکر این اقشار باشید شاید در ماه ده روز هم کارنیست برای اینها.

   ــ  پروانه:  جدا زنان سرپرست خانوار/ کسانی که مشاغل آزاد دارند و درفصل زمستان اصلا درآمدی ندارند/ کشاورزان و خیلیه ای دیگه کجای این تقسیم عادلانه جا دارند؟

   ــ  رضا:  سلام به نظر من اقشار ضعیف و متوسط جامعه به بن کالا احتیاج بیشتری دارند تا قضان و همه کارمندان دولت چون همه کارمندان دولت از قضات و نیروی مسلح و ... ماهیانه درآمد بالایی دارند اما کسانی هستند محتاج تر از آنها خدا خیرتون بده یا علی

   ــ  شهروند تهرانی:  اول از همه مسئولین صدا و سیما لظفا سانسور نکنید تا حرفمان را بزنید من سئوالی دارم چرا در کشوری که حمل و نقل عمومی که از نان شب برای مردم واجب تر است در اختیار بخش خصوصی هست و اینگونه مردم را چپاول میکنند. از ان طرف میگویند هدفمندی یارانه شما همین اتوبوس ها را به بخش دولتی برگردانید و هزینه بلیط دولتی از مردم بگیرید . هدفندی پیشکشتان. این اتوبوسها رحم نمیکنند مثل تاکسی از مردم پول میگیرند! البته جریان هدفندی از دولت قبلی بوده است. ولی مسائل واجب تر از ان وجود دارد بطور مثال یکی حمل و نقل عمومی - یکی قیمت نان دولت قبلی همه زیر ساختار کشور را تخریب نموده است.

   ــ  یا برای همه بدید یا که اصلا ندید ما مسلمانیم و همه با هم برابریم این رو تو دین ما میگن.

   ــ  محمدرضا:  باسلام جناب آقایان مسول من خودم کارمند بازنشسته هستم سبد کالا راهم میگیرم اما جوانهایی را میبینم که متاهل هستند و بیکار آیا خدا را خوش میاد انها از این سبد محروم باشند من از مسولین محترم خواهش میکنم نسبت به این امر تجدید نظرکنند. ممنون.

  ــ  سلام چرا مستمری بگیران تامین اجتماعی را که پایین ترین حقوق را دارند را در نظر نگرفتید.

   ــ  علی اکبر:  به نظر شماوقتی دو خانواده از نظر حقوق و مخارج و تعداد افراد خانوار یکسان ولی یکی ولخرج که تمام درآمدش را صرف تفریح خودش کرده وهنوز مستاجره – و دیگری پاشو از دروازه شهر بیرون نگذاشته و پس انداز می کرده و صاحب منزل شده حتماً میگین مستاجره فقیره و باید کمک بشه و اونی که صاحب خونه است سبد کالا نمی خواد چطور شناسایی می شوند و عدالت اجراخواهد شد؟

   ــ  بهرام:  بلاخره این بی عدالتی کی تموم خواهد شد.

   ــ  آرش:  نتنها باید به سربازان متاهل تعلق بگیره بلکه این رو باید هر ماه بهشون بدن! مگه سرباز متاهل برای تامین مخارج زندگی اعم از اجاره و خورد و خوراک و ... می تونه با 160 تومن امرار معاش خودش و خانوادش رو تامین کنه؟

  ــ  لیلا:  با سلام من خودم کارمند هستم ولی قشر کارمند و کارگر و کمیته امداد و سازمان بهزیستی همیشه تحت حمایت از نظر سبد کالا و یا اقلام رفاهی دیگر بوده و هستند ولیکن خانمهای خانه دار بدون سرپرست و یا خانم خانه دار که سرپرست خانوار شغل آزاد دارد از چه مزایایی بهره مند شوند امیدوارم آقای رئیس جمهور سبد کالا را در سال به دو نوبت یا سه نوبت (ماه رمضان، میلاد حضرت رسول (ص) و سال نو) جهت همه خانواده های ایرانی در نظر بگیرند. انشاالله و با تشکر از مسئولین امر که برای مساوات تلاش می کنند.

   ــ  فتانه:  نمیدونم چه کسانی ممکنه این یادداشتهارو مطالعه کنه؟! امیدوارم که کسی در برابر این همه سوال پاسخگو باشه؟! پس خانواده هایی که وابسته به هیچ جایی نیستند و بیمه هم نیستند شغل آزاد دارند به چه صورت باید این سبد کالا را دریافت کنند. خوبه که دولت کمی هم به فکر این خانواده ها باشه؟؟!!!!!! کارگر کارمند بازنشسته و ...... برای هر مناسبتی و یا عید و .... دریافتیهایی بهصورت نقدی و غیرنقدی دارند ولی افرادی در این جامعه دارند زندگی میکنند ولی حقوق بگیر هیچ کجا نیستند باید چکار کنند؟؟؟ آیا نباید درآمدی مملکت برای همه مصرف بشه؟؟؟!!!!!!!

   ــ  سینا:  به نظرمن باید به جای توزیع این اقلام با یه فکری به حال این اقتصاد مریض ووضع تورم بکنیم که اگر این کار رو بکنیم طبیعتا دیگه احتیاجی به این قبیل کارها نیست.

  ــ  حسن:  محروم ترین قشر جامعه ما کشاورزان و کارگران ساختمانی اند. ما کارمندا نمیخواهیم،  به کشاورزا بدین.

   ــ  امید:  روستاییان که صداشون در نمی آد نه می تونند اعتراض کنند نه کسی گوش می کنه.

   ــ  فاطمه:  بابا ما که آخر سر نفهمیدیم اینا دارن چی کار میکنن. الان مثلا به بیمه شدگان تأمین اجتماعی که انقدرم زیادن چطوری میخوان سبد کالا بدن؟؟؟ یا چرا همش ما داریم همه رو غربال میکنیم. یا همه یا هیچکس دیگه... الله اکبر.

   ــ  رحیم:  ما که چیزی از عدالت تو این کار ندیدیم.

   ــ  ساده دل:  یعنی ما لیسانس بیکارها بریم؟  به ما نمی دن؟

عکس دو کارگر افغانی در کشور افغانستان شهر کابل،  عکس شماره 7660.

رشد و تکامل ایران و جمعیت

     در رابطه با جمعیت تاریخی و رشد جمعیت و افزایش و کاهش آن در ایران،  چند پرسش در وبلاگ آمده،  بهمین جهت یک پاسخ کوتاه و چند نظر دیگر را دراینجا می نویسم.  در راستای این بحثها شورای عالی انقلاب فرهنگی با بررسی مطالعات و تحقیقات زمینه‌ ای و با توجه به ضرورت رصد مستمر و مداوم وضعیت و تحولات جمعیت،  و با ارزیابی دقیق و علمی سیاسیت ‌های جمعیتی گذشته، حال و آینده،  اقدام به آینده ‌نگری پژوهی و تدوین سیاست‌های جمعیتی کرده است.  بدین منظور جداول هایی از جمعیت و رشد و کاهش آن ارائه داده است،  که در نشریات وجود دارد.

      رشد روز افزون علم و دانش و پیشرفت های مختلف در این قرن،  نیازمند جمعیت دانا و دانا تر،  متخصص و متخصص تر است،  که بتوانند از منابع و منافع و برکات استفاده کنند.  جمعیت فاقد دانایی قرن 21 فاقد ارزش است،  حال هر چقدر می خواهد زیاد باشد،  و یا منابع طبیعی در یک کشور فراوان باشد.  افزایش بی رویه و یا جمعیت زیاد بی ارزش،  مورد سوء استفاده استعمار و امپریالیسم قرار می گیرد،  و دودی می شود که در چشم ملت خواهد رفت،  نمونه آن امروزه در خاورمیانه زیاد دیده می شود.  عدم جلوگیری از رشد جمعیت در ایران،  ملت ایران را به دو شاخه روشنفکر و کم رشد،  و مقابل یکدیگر تقسیم خواهد کرد.

   بخشی از نظرات فراوان مردم در نشریات اینترنتی،  که بیشتر ابراز خوشحالی از کم شدن جمعیت است،  در زیر می نویسم: 

   ــ  محمد:  خوشابحال انانی که در90 سال اینده زندگی می کنند هم کار فراوان دارند وهم انتخابهای خوب خلاصه درارامش زندگی می کنند.

   ــ  رضا:  رشد جمعیت یک کشور به پارامترهای زیادی وابسته است و نمی توان تنها به استناد نرخ رشد 10 ساله اقدام به پیش بینی جمعیت 90 سال آینده کرد .دقیقا 10 سال قبل ما دغدغه افزایش جمعیت داشتیم در حال که امروز دغده کاهش آنرا داریم ...پس برآورد جمعیت 90 سال آینده از اساس غلط می باشد و نمی توان بر اساس آن برای آینده مملکت برنامه ریزی کرد.

   ــ  ناشناس:  این سناریو نرخ رشد پایین است. یک سناریو رشد متوسط است که میگوید جمعیت در حدود 90 میلیون تا سال های سال ثابت خواهد ماند و جمعیت در سال 1480 به 85 میلیون خواهد رسید. یک سناریو رشد بالا هم وجود دارد که با یک میلیون بچه ای که همین الان در هر سال به دنیا میاید، این سناریو از همه محتمل تر است و آن رسیدن جمعیت به 110 میلیون نفر است.  بهتر بود سناریو متوسط و سناریو رشد بالا هم می گذاشتید. چون با این نرخ رشد جمعیت که بالای یک درصد است (رشد بالا) سناریو رشد کم اصلا اتفاق نخواهد افتاد.

   ــ  ناشناس:  فاجعه هست،  باید با اعتقاد بر اینکه آنکه دندان داد نان دهد . فکری به حال جمعیت آینده بکنیم.

   ــ  هادی:  خوش بحال دهه 60 های سال 1460.

   ــ  مزدیسنا:  باز هم اینا آمارن، در هر صورت می بایستی دیدگاه عملی و علمی به کنترل و ضریب رشد جمعیت کرد، البته جمعیت برای زندگی کردن است نه زندگی کنیم برای جمعیت؛ با سپاس.

   ــ  مهرداد:  اگر این اتفاق بیفتد شرایط خوبی برای نسل جوان (هر چند کم تعداد) کشور ایجاد خواهد شد. چراکه حتی اگر از نظر اقتصاد و تولید ثروت ملی هم رشد قابل توجهی کنیم (که خیلی بعید است) منابع زیست محیطی ایران گنجایش جمعیت حاضر را ندارد و هر روز بخشی از آن را از دست می دهیم.

   ــ  محمد:  طبق نظر کارشناسان منابع طبیعی ایران گنجایش جمعیتی 150 میلیون نفری رو هم داره کشور به این بزرگی کجاش منابعش کمه ما خودمون فرهنگ درست استفاده کردن از منابعمون را نداریم.

   ــ  ناشناس:  چون اگر جمعیت ایران بعد از 100 سال نصف شود باید جمعیت دنیا نیز نصف شود در صورتیکه پیش بینی ها 9 ملیارد نفر در 100 سال بعد می باشد.  طبق برآوردهایی که کردند جمعیت بسیاری از کشورهای خاور میانه کم می شود شاید بعضی کشورها زیاد شوند.

   ــ  ناشناس:  چقدر خوب، حداقل نوه نتیجه هامون یه نفسی میکشن.

   ــ  محمد:  اگه نوه و نتیجه ای داشته باشی جمعیت کمتر یعنی کارگر خارجی بیشتر وقتی چند سال دیگه کشورمون شد پر از افغانی و چینی و پاکستانی انوقت یادی هم از ما بکن.

   ــ  امید:  من همین الان نون شب بزور می خورم با وجودیگه تمام اعضای خانواده صبح تا شب کار می کنیم. چطور می تونم حالا ازدواجم بکنمو بچه ام بیاریم و خرج چند نفر دیگه رو هم داد. فقط هی می گن جمعیت جمعیت خرجش از کجا بیاد خب یکی به ما نشون بده شاید ما کوریم نمی بینیم.

   ــ  ناشناس:  این که فوق العاده است.  آرزو داشتم 90 سال دیگه به دنیا میومدم.

   ــ  آرش:  با این حساب تا سال 1550 جمعیت به صفر میرسه!!!!  یک پیشنهاد دارم: وام ازدواج رو بکنید 50 میلیون تومان یعنی 25 میلیون تومان برای هر نفر آن موقع خواهید دید که بسیاری از کسانی که از ازدواج به خاطر مسائل مادی فراری بودند (مخصوصا در کلان شهرها ) به راحتی ازدواج خواهند کرد.  اگر امروز 5000 میلیارد تومان وام دهیم 100000 الی 150000ازدواج صورت خواهد گرفت (این وام میتواند مخصوص کلان شهرها باشد) و برای شهر های کوچکتر 30 میلیون تومان باشد.  البته به شرطی این وام رو بدهند که در صورت درخواست طلاق از طرف مرد یا زن ، همه مابقی25 میلیون تومان را به همراه یک جریمه سنگین مانند 10 میلیون تومان، طرفی که درخواست طلاق کرده باید به صورت نقد به بانک برگرداند و طرفی که درخواست طلاق نداده بود ولی بنا به خواسته طرف مقابل به طلاق انجامیده با همان رویه قبلی مابقی مانده وام خود را به صورت اقساطی به بانک بازپرداخت کند.

   ــ  علی:  ای ول! خوش بحال نوه ها مون! تصور کنید جمعیت نصف حالا میشه یعنی مثلا مصرف آب نصف میشه، جنگل ها و رودخانه ها یه نفسی میکشن، تو خیابونا دو برابر الان جای پارک پیدا میشه، قیمت خونه نصف میشه، کشت و کشتار و خونریزی این حیوانات زبان بسته مثل گوسفند و مرغ و ... نصف میشه، هوا تمیز میشه.....

   ــ  ناشناس:  آخ چه خوب میشه جمعیت کم شه ... کار زیاد میشه ... رفاه زیاد میشه ... مگه سوئیس و سوئد و ... که کم جمعیت هستند چی شدند ؟؟  امکانات محیطی، مدیریتی و منابع زیرزمینی و روی زمینی توان مدیریت بیش از 50 میلیون را ندارد و امیدوارم ما شاهد کاهش جمعیت باشیم . ما امروز در فقر نسبی به سر می بریم.

   ــ  محمود:  خوش بحال انهای که در سال 1480 زندگی میکنند کاش منم اون موقع بدنیا میومدم. کشور ما که ظرفیت 70 میلیون نفر جمعیت رو نداره اگه طی این چند سال بعد از انقلاب اکوسیستم بهم ریخت و طبیعت ایران در حال نابودی است بخاطر این است که جمعیت نسبت به فبل از انقلاب دو برابر شده است.

   ــ  مقداد:  ما واین همه خوشبختی. کاشکی عمرمون کفاف می داد اون روز های خلوت رو ببینیم.

   توجه:  همانگونه که می بیند تقریباً تمام چند صد نظر،  ابراز خوشحالی از کم شدن جمعیت در آینده است.

عکس فرزند کمتر آسایش بیشتر،  کودکی از یک کشور عربی،  عکس شماره 7659.


شهرت پلنگ تنکابنی

      احتمالاً همگان درباره پلنگ تنکابنی شنیده اید،  پلنگی که باید بعنوان مقاومت یک حیوان در برابر انسان از آن نام برد،  حیوانی که بیش از دو بار در تله های مرگبار افتاده،  و دست و پایش صدمه دیده و از بین رفته،  و در طول عمرش بیش از 50 گلوله در بدنش از انسان بیادگار حمل کرده،  نام این حیوان پلنگ تنکابنی مشهور است،  که در همین پنج کیلومتری خانه ما آخرین بار بدست انسان افتاد،  اشخاصی که می خواستند کمکش ولی دیگر دیر شده بود.

   عکس پلنگ مجروح و قطع نخاع و داغون شده تنکابنی،  در یک قفس کوچک مرغ در حال حمل به شهر،  پائین پنجه های از بین رفته پلنگ در اثر دام سیمی،  دی 92،  عکس شماره 5949.  این پلنگ نر صد کیلویی در نوع خودش واقعاً نمونه و بی همتا بود،  و احتمالاً این هم مانند خرس و مرس و غیره تنکابنی آخرین آنهاست.

      من 35 سال پیش به این روستا آمدم،  و از اینجا بخاطر طبیعت بکرش خوشم می آمد،  و گفتم بجای تهران درهم و شلوغ و غیر طبیعی،  باید در چلاسر و جل زندگی کنم،  35 سال پیش اینجا پر از پرندگان رنگارنگ بود،  که در هر فصلی در طبیعت و درختان سبز بلندش دیدنی بودند.  یادم می آید وقتی می خواستم از همین روخانه کوچک پائین خونه رد شم،  انبوه سنجاقک های در حال پرواز در ارتفاع کم،  امکان عبور را از آدم می گرفتند،  و چه جالب و دوست داشتنی بود،  همه چیز طبیعت بی آزار و مفید اینجا،  مارها و قورباغه ها و لاکپشتها و... گفتنی نیست،  طبیعت بفراوانی وجود داشت....،  دیگر نیست یا خیلی کم شده!!

      امروزه طبیعت در این روستا،  بسیار کوچک شده،  در واقع طبیعت بدست انسان شکار و کشته شده است.  جالب است بجای اندیشه واقعی برای جلوگیری از رانت قطع درختان جنگلی و نابودی آنها و جلوگیری از آلودگی محیط زیست و غیره،  یک چوپان را می آورند و می گویند،  که او گذاشته پلنگ گوسفندانش را بخورند،  ولی به پلنگ صدمه نزده است.  ولی هرگز نمی گویند راه چاره چیست و چرا باید آنقدر زیاد به طبیعت دست درازی کرد،  و طبیعت و زمین ما را نابود کرد.  بشر در راه تخریب و انقراض زمین ما  بشدت فعال است،  دستش درد نکند و خسته نباشد.

      چند نفر از مردم محلی می گویند:  قطع درختان و نابودی جنگلها،  و متعاقب آن کم شدن گرازها که خوراک طبیعی پلنگها هستند،  و وجود رستوران های زیاد در جاده دوهزار و بوی کباب،  پرورش ماهی و مرغداری های فراوان در این منطقه،  باعث شده حیوانات گوشتخوار وحشی به محل زندگی مردم،  بسیار نزدیک شوند.  مردمی که بدون ملاحظه در دل طبیعت نفوذ کرده اند،  و آنرا خراب می کنند،  و با پول مفت نفت ویلا های زشت عقده ای می سازند.  باید تدبیری اندیشید که حداقل مرغداریها و ویلاسازی ها از جنگل و طبیعت خارج شوند،  و...،  درد دلشان زیاد است،  خودتان بروید ببینید و بپرسید.

   مهم ــ  قطع سریع و بی رویه درختان جنگلی شمال ایران،  همراه با آلودگی و دود تهران،  باعث از بین رفتن یخچال های طبیعی کوه های البرز شده و می شود،  و متعاقب آن گرمایش و خشکسالی است،  که شده و ادامه دارد و زیاد می شود.

کلیک کنید:  تاریخ کوپن و یارانه در ایران

کلیک کنید:  تاریخ جمعیت و رشد آن در ایران

کلیک کنید:  تاریخ نفوذ مزدوران بیگانه در ایران

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس


ارب با عرب تفاوت دارد

      برای بسیاری پیش آمده،  که چرا می گویم ارب با عرب تفاوت دارد،  ارب مردمان مدی (مادی) بودند،  مانند اردستان، اردبیل، اردکان، اران و غیره،  بخشی از این مردم در سرزمین بابل زندگی می کردند،  از هزاره سوم تا پنجم خورشیدی ایرانی،  در زمان دین اژدهایی یا ضحاک یا مردوک،  بیت المقدس در بابل بنا شد،  و این شهر دینی و پایتخت،  بزرگ و بزرگ شد،  و مطابق همه پایتخت ها،  همه مردم،  از همه جا در آن جای گرفتند،  و از هزاره ششم خورشیدی ایرانی زبان عربی ساخته و پرداخته شد،  به تاریخ زبان عربی مراجعه شود.

      تمام کتیبه های بابلی تا قبل از هزاره ششم خ،ا،  بزبان متمایل به مدی است،  و از آن تاریخ به بعد بمرور زبان عربی می شود،  با پیدایش زبان عربی ملت های عرب پدید می آیند،  بهمین جهت است،  که ملت های کشور های عربی،  از همه گونه آدم های سفید و سیاه، بلند و کوتاه،  فری و صاف،  و... تشکیل شده اند،  زیرا زبان عربی متفاوت از تیره و کیان انسانی است.

      مسئله مهم آسمیله تاریخی را باید در نظر گرفت،  در گذشته و قبل از کتاب و دفتر و رادیو و تلویزیون،  آسمیله خیلی سریع انجام می شد.  حضرت محمد (ص) مربوط به 1400 سال پیش است،  ماجرا های دینی و علوم انسانی در یکی دو هزار سال گذشته،  با چند هزار سال قبل از آن متفاوت می باشند.  با پیگیری وبلاگ،  بمرور تاریخ و زمان و کرونولوژی دوران های مختلف،  توسط بانوی گرامی پرنیان حامد،  و یا من و دیگر عزیزان متخصص و علاقمند پرسیده و گفته می شود.

   عکس کتیبه معروف به مکعب الحمرا در استان حائل کشور عربستان،  حدود دو هزار سال پیش،  به خط و زبان مدی است،  عکس شماره 4638.

     هیچ سند و کتیبه به زبان عربی امروزی،  از دو هزار سال پیش وجود ندارد،  اما چه بسیار کتیبه ها به زبان روستائیان جنوب ایران،  از بهبهان تا میناب وجود دارد،  که می گویند پارسی یا مادی باستانی،  و امروز در این روستاها گویش می شوند،  و باید با آسیمیله شدن آنها مبارزه و مقاومت کرد،  و این وظیفه جوانان باهوش مناطق مختلف ایران است.

      اینجا بگویم، از نظر من،  مدی یا مادی،  پارس یا فارس، عرب و بسیاری از نام های کنونی مربوط به ملتها را،  تیره یا کیان انسانی نمی دانم،  چه برسد به نژاد،  این نامها همه ریشه در زبان و دین دارند،  نه نوع بشر.  البته می توان از یک تاریخ یا یک زمان یا اتفاق و حادثه تاریخی و جوی،  و یا بهانه دیگری،  آغاز بوجود آمدن یک تیره یا کیان انسانی را اعلام نمود،  ولی هیچ کس بدرستی نمی داند،  که مثلاً 500 سال گذشته چه کسانی و در چه جا هایی بودند،  و آیا آنچه که از گذشته گفته و نوشته اند،  خود همان کیان و تیره بوده است.

     هر دینی داستان خودش را دارد،  که بنا به تحلیل ها و داده ها و اسناد خودش می گوید،  و این گفته ها در نوشته هایی بسیار با هم نزدیک،  و در جا هایی بشدت مختلف می باشند.  وظیفه جوان باهوش متخصص است،  که بدنبال واقعیت های علمی در دانش و گرایش خودش برود،  و الکی در همه دانشها پرسه نزند.  قرن 21 دوران تخصص و تخصصی تر بودن،  جوانان عزیز ایران،  یک گرایش و دانش را برگزیند،  و آنرا بی وقفه پیگیری کنید،  که خیلی مهم است.

      در این مورد نیز بگویم،  حال از چه موقع و چگونه انسان به تمدن کهن جی رسید،  و یا بمنظور پیدایش انسان در جیرفت یا با داستان آدم و غیره،  ما نیز مجبور به پیروی و پیگیری دانش های مربوطه جهانی در این موارد هستیم،  و چون در ایران در اینباره دانش و تحقیق وجود ندارد،  ما بخش هایی از تاریخ را پیگیری می کنیم،  که حداقل داده ای و آثاری در ایران داشته باشند.

      آسیمیله یا آسیمیلاسیون،  به شرایط و فرایند فرد یا قومی گویند،  که در قوم دیگر جذب و حل شده است،  و زبان و آداب و رسوم آنها تغییر کرده،  و مانند قوم جذب کننده شده است.  این اتفاق بر دو علت است،  1 ــ  بیشتر بودن تعداد قوم جذب کنند،  و کم جمعیت بودن جذب شونده،  2 ــ  فعالیت فرهنگی و سیاسی و اجتماعی یکی برای جذب دیگری.

     در طول تاریخ قبل از قرن 20،  آسمیله بصورت طبیعی و سنتی تاریخی جریان داشت،  و قوم های کم جمعیت،  بر اثر مهاجرتها و غیره،  در پرجمعیت ترها جذب می شدند.  اما از ابتدای قرن 20 سیاست گذاری های مشخص برای آسیمیلاسیون پدید آمد.  در شرایط دانایی قرن 21 و نیاز به تنوع اقوام بشری،  و پایان دوران سیاست گذاری های سنتی قرن 20،  با امکانات علمی و فنی و حرفه ای قرن 21،  باید درباره آسیمیلاسیون آگاهی رساند،  و با آن مقابله کرد.

 زاغ و کبک

زاغی از آنجا که فراغی گزید <><> رخت خود از باغ به راغی کشید

دید یکی عرصه به دامان کوه <><> عرضه ده مخزن پنهان کوه

نادره کبکی به جمال تمام <><> شاهد آن روضه ی فیروزه فام

تیز رو تیز دو تیز گام <><> خوش روش و خوش پرش و خوش خرام

هم حرکاتش متناسب به هم <><> هم خواطش متقارب به هم

زاغ چودید آن ره و رفتار را <><> وان روش و جنبش هموار را

بادلی از درد گرفتار او <><> رفت به شاگردی رفتار او

بازکشید از روش خویش پای <><> در پی او کرد به تقلید جای

برقدم او قدمی می کشید <><> و زقلم او رقمی می کشید

درپی اش القصه درآن مرغزار <><> رفت بر این قاعده روزی سه چهار

عاقبت از خامی خود سوخته <><> رهروی کبک نیاموخته

کرد فراموش ره و رفتارخویش <><> ماندغرامت زده از کار خویش

«جامی »

   توجه:  جوانان باهوش متخصص هر شهر و دیار،  درباره مردم و مناطق خودتان بگویید و بنویسید،  و در راه حفظ تاریخ و فلکوریک و سنت و زبان و غیره،  همراه با حداکثر دانایی و شرایط دمکرات قرن 21 اقدام کنید.

    عکس قدیمی ترین نمونه خط در جهان  کتیبه گلی با خطی ناشناخته از تپه یحیی (واقع در موزه ملی ایران) متعلق به اواخر هزاره دوم خورشیدی ایرانی،  یا پنج هزار سال پیش،  بطول 9.8،  ارتفاع 8،  و ضخامت 1.9 سانتیمتر،  که از تپه یحیی،  در شهرستان بافت استان کرمان بدست آمده است.  در این تپه این قدیمی ترین آثار تاریخ تمدن و خط بشر کشف شده است،  مشروح در تاریخ خط و نویسایی.  جهت اطلاع بیشتر در جستجوها بنویسید "تپه یحیی"،  بدون دانستن از تپه یحیی تاریخ نخوانید.  عکس شماره 4117.

امامزاده بیژن

     متن زیر از نشریه اینترنتی جمهوریت است به آدرس:

اصلاح-نام-«امامزاده-بیژن»-عکس/ http://jomhooriat.com/fa/content/7026

      شاید شنیده باشید که «امامزاده بیژن» واقعا در استان مازندران وجود دارد،  اما نام این امامزاده در واقع «امامزاده بی‌جِن» بوده که در طول سال‌ها در نزد عامه به «بیژن» تغییر کرده است. بعد از اطلاع‌رسانی در این‌باره و حساسیتی که سازمان اوقاف و امور خیریه نسبت به این موضوع داشت، تابلوی این امامزاده برداشته و تابلوی جدیدی جایگزین آن شد.

    به گزارش جمهوریت،  در گذشته به ‌دلیل وجود دو امامزاده به نام «سیدمحمد» در روستای «کُپ سفلی» از توابع استان مازندران، نام یکی از آن‌ها، به انتخاب مردم محلی تغییر کرد؛  آن‌ها برای یکی از امامزاده‌ها، نام «بی‌جِن» را انتخاب کردند، به این دلیل که آن مکان را بدون جن می‌دانستند و بعدها، «بی‌جن» در محاوره به «بیژن» تغییر کرد.

حجت‌الاسلام عبدالله ولی‌نژاد - سرپرست اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور - شهریوماه امسال، درباره صحت وجود امامزاده‌ای معروف به «سید بیژن» در مازندران به خبرنگار ایسنا گفت: شاید تا چند سال پیش، کمتر کسی نام امامزاده «سید بیژن» را شنیده بود؛ اما از دو سال پیش که ضریح‌ گردانی در برخی شهرستان‌های استان مازندران انجام شد، این نام نیز بر سر زبان‌ها افتاد. خیلی‌ها به این امامزاده اعتقاد دارند و با توجه به بررسی‌ها و تحقیقات ما، امامزاده بیژن صاحب کرامت است.

    در این‌باره، امیر هاشمی‌مقدم - پژوهشگر حوزه‌ی مردم‌شناسی و ایران‌شناسی - نیز مهرماه امسال، اظهار کرد: در بررسی‌هایی که درباره‌ی «امامزاده بیژن» انجام دادم، متوجه شدم به باور اهالی، امامزاده بیژن، سید یا درویشی بوده که در گذشته‌ای نه‌چندان دور، روبه‌روی اتاق گلی‌اش می‌نشست و مردم او را باور داشتند. او بین اهالی به «امامزاده بی‌جن» معروف است، «بی‌جن» یعنی امامزاده‌ای که جن ندارد.

عکس تابلوی امامزاده بیژن و تابلوی جدید با تغییر نام به امامزاده بی جن ،  عکس شماره 7662.

    حالا بعد از انتشار اخباری درباره‌ی نام این امامزاده در رسانه‌ها، اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور در مازندران، تابلوی قبلی را برداشته و با اصلاح نام «امامزاده سیدمحمد» از «بیژن» به «بی‌جِن» تلاش کرده تا در راستای اصلاح نامی که به اشتباه بین مردم معروف شده و در شبکه‌های اجتماعی فضای سوء تفاهمی ناخوشایندی را ایجاد کرده بود، گام مهمی بردارد.

   ـــ  پایان متن نشریه فوق.

  ریشه یابی نامهای بیژن و بی جن

      ریشه یابی نام های بیژن و بی جن بوضوح و روشنی می گوید،  که در واقع بی جن همان بیژن است و هیچ تغییر در معنی ندارد،  فقط کمی آوا و نوع نوشته تغییر کرده است.  کلیت و اصل بزرگان دین با نام تغییر نمی کند،  بلکه این ذهنیت ها کوتاه و بد اندیش است،  که از نام امامزاده بیژن برداشت غیر اصولی داشتند،  و مسئولین مجبور شدند نوع نوشتن نام را تغییر دهند.  ما ایرانیان چند هزار سال تاریخ تمدن و دین داریم،  و هر دوره ای ادامه دوره های دیگر است،  و نباید این موضوع مهم را نادیده گرفت،  که نوعی سردرگمی را بهمراه خواهد داشت.

   ــ  بی = بزرگ مانند بی بی شهربانو،  یا بی بی ورق بازی یا بیگ انگلیسی (بی + گ) که بازمانده زبان تمدن جیرفت است،  در زبان های هندی هم بی به معنی بزرگ است،  و  بیوک ترکی،  بی + اوک.

   ــ  ژن = مولد = ژنراتور = جن = جان

   ــ  بیژن = مولد بزرگ = شخص مهم که خانقاه و یا آتن یا شمعکده یا آتشگاه داشت،  البته در دین های قبلی.

   ــ  جن = جهن،  درست آوای جن به معنی جن های غیر انسانی،  جهن است،  بر وزن جهنم (= جهن+ نم = جایگاه جهن)، نه بر وزن جهن خلاصه جهان،  ولی در ادبیات چند سده گذشته آوا و نوشته آن از جهن به جن تغییر کرد،  هـ کوتاه آوای وسط آن گفته نشد،  هم اکنون اگر به نزد پیران مدرسه نرفته روستا های دور دست بروید،  جن را جهن می گویند.  جهت اطلاع بیشتر مقاله جهن یا جن را مطالعه نمایید.

   تذکر مهم:  در دوران های تاریخی،  بزرگان هر دین جدید،  بمنظور مسائل مردمی و فرهنگی،  در جای بزرگان دین گذشته قرار می گرفتند.

   عکس زنده یاد بیوک آقا نوازنده گمنام تار شهر مراغه،  او یکی از بهترین نوازندگان تار بود،  در دوران نوازندگی او یارش نداشتیم،  اینک یادش گرامی باد،  عکس شماره 6221.

   عکس طرح انتهاری های دست پروده امپریالیسم،  اگر پای آنها به ایران باز شود،  دیگر نمی پرسند امامزاده تان بدون جن بود یا بیژن بود،  می کشند و نابود می کنند،  عکس شماره 7188 از اینترنت.

کلیک کنید:  شورش پوست کنی

کلیک کنید:  تاریخ فرقه ها در ایران

کلیک کنید:  نقشه های شوم سرنوشت سازی

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://ravid.ir    و   http://arq.ir

تاریخ ارسال: 1392/11/10 ساعت 10:44 | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید